مهستان؛ در قسمتی از خاطرات حسن روحانی وی اشاره میکند که برخی سران کشور اصرار داشتند اینجانب مسئولیت پرونده هستهای را بپذیرم ولی من قبول نمیکردم.
استدلال من این بود که من عضو هیچیک از دو جناح قدرتمند کشور نیستم و در نتیجه ممکن است هدف مناسبی برای حملات ناروایی افراطیون دو طرف باشم.
از طرفی نه امکانات وزارت خارجه در اختیار من بود که بخواهم فعالیت دیپلماتیک داشته باشم، نه دستگاه تبلیغات در اختیارم بود تا بتوانم پاسخگوی سخنان ناروا باشم و نه امکانات اطلاعاتی ویژهای در اختیار داشتم تا بتوانم برای هماهنگ کردن بخشهای مختلف با یکدیگر برنامهریزی کنم.
در نهایت وزیر امور خارجه این پیشنهاد را در جلسه سران مطرح کرد.
بیشتر از همین خاطرات بخوانید: خاطرات حسن روحانی؛ ضرورتهای نوین ملی
پس از آن چند نوبت آقای خاتمی حضوری، تلفنی و یکبار با یادداشتی خصوصی در این زمینه با من صحبت کردند اما من نپذیرفتم.
تا اینکه غروب رو ۱۳۸۲/۷/۱۳ در یک نامه دستنویس خصوصی حکمی را در این زمینه برای من ارسال کردند که من آن نامه را در کشوی میزم گذاشتم تا فردا حضورا دلایل امتناع خود را با ایشان در میان بگذارم.
منبع: برگرفته از کتاب امنیت ملی و دیپلماسی هستهای
خاطرات حسن روحانی





