تصویر تبلیغ
اخبار مهستان
  • سیاست ایران
  • سیاست خارجی
  • فرهنگی
  • پنجره
  • اخبار راهبردی
  • اقتصادی
  • جامعه مدنی
Reading: خبر چه نگاری؟
Share
اخبار مهستان
جستجو
Follow US
کلیه حقوق محفوظ و متعلق است به اخبار مهستان
اخبار مهستان > فرهنگی > خبر چه نگاری؟
فرهنگی

خبر چه نگاری؟

۲۳ مرداد ۱۴۰۵
Share
SHARE

مهستان؛ حامد شجاعی: منطقا در مقام مدیر مسوول رسانه، باید در هفدهمین روز مرداد چند سطری می‌نوشتم و روز خبرنگار را به اهالی رسانه و به ویژه خانواده “اخبار مهستان” شادباش می‌گفتم. اما زنجیر کلیشه چنان بر گردن چنین مناسبتهایی افتاده که نگارنده‌ چندان رغبتی برای نوشتن از این موضوع در مناسبت مربوطه پیدا نکرد. در این مملکت سالهاست که وقتی به چنین مناسبت تقویمی می‌رسیم با الگو گرفتن از آن خواننده عبوس باید بپرسیم خبر چه نگاری؟
هفده مرداد، در پی تجاوز وحشیانه نیروهای طالبان به کنسولگری ایران در مزار شریف در سال ۱۳۷۷ و به قتل رسیدن محمود صارمی، خبرنگار ایرنا به نام خبرنگار در تقویم رسمی کشور ثبت شد و در ذاتش، طنز تلخ سرنوشت جماعت رسانه‌ای را آشکارا نهفت.
طالبان در آن سال، آمدند، زدند، کشتند و سه سال بعد به زور بمبها و مهمات چکمه‌پوشان آمریکایی رفتند تا بیست سال بعد از آن رفتن، به لطف دلالان سیاسی آمریکایی و روسی و چینی و عرب (از همه نوعش) برگردند و این بار از سوی بخشهایی از نیروهای سیاسی حاضر در حاکمیت در ایران، جنبش اصیل نامیده شوند. دیگر چه دلیلی متقن‌تر از این، برای طنز تلخ بودن نامیده شدن سالروز قتل یک خبرنگار به دست طالبان، به نام خبرنگار؟ قاتلان خبرنگار ایرانی، با نام جنبش اصیل به صحنه برگشته بودند. چه جنبشی! چه اصالتی!
در هفده مرداد سال ۱۳۷۷ که محمود صارمی به قتل رسید، جامعه ایران به طور عام و اهالی رسانه به طور خاص در حال سپری کردن یکی از پرامیدترین مقاطع تاریخ معاصر ایران بودند. انتشار پیاپی روزنامه‌های جامعه و توس (انتشار توس با شکل و شمایل مشابه جامعه پس از توقیف آن) مخاطبان رسانه را با شکل دیگری از روزنامه و روزنامه‌خوانی آشنا کرده بود. حالا دیگر می‌شد علاوه بر روزنامه‌های ریشه‌دار اطلاعات و کیهان، که عصرها منتشر می‌شدند و روزنامه‌های نسبتا نوپا و خوش‌رنگ و لعاب همشهری و ایران که پشتشان به حمایت‌های مالی و حقوقی شهرداری تهران و دولت گرم بود و روزنامه‌های سیاه و سفید و اخموی رسالت و سلام و کار و کارگر که نمایندگان احزاب و جریانهای سیاسی به رسمیت‌شناخته‌شده از سوی حاکمیت بودند، روزنامه‌ای خواند که در آن انتخاب سوژه‌ها، نوع پرداخت به سوژ‌ه، شکل و شمایل روزنامه و نام نویسندگان آن‌ خارج از چارچوبهای شانزده سال قبل از آن بود. و این آغاز دوران کوتاهی بود که بهار مطبوعات نام گرفت. دورانی، حالا دیگر واقعا شبیه افسانه، که مخاطبان باید زودتر خود را به جلوی دکه‌های مطبوعاتی می رساندند، مبادا روزنامه مورد علاقه‌شان تمام شود و امکان خرید پیدا نکنند. دورانی که عده‌ای از مخاطبان، همه شماره‌های روزنامه و نشریه مورد علاقه‌شان را می‌خریدند و در منزل آرشیو می‌کردند. دورانی که روزنامه‌نویسان و اهالی رسانه برای جوانان، در حکم جذابترین و پرنفوذترین چهره‌ها بودند و شهرت و نفوذشان تنه به تنه تیم ملی فوتبال ۱۹۹۸ می‌زد. بهاری که در سوم و چهارم اردیبهشت سال ۱۳۷۹ دست تطاول اصحاب قدرت با چرخش قلم چند قاضی (که مشهورترین‌شان در ادامه بدنام‌ترین هم شد) چله‌نشین خزان شد و هنوز خبرنگاران به دومین سال، ثبت روزی به نام صنفشان در تقویم رسمی کشور نرسیده بودند که دوباره صورتشان با سیلی سنگین حقیقت روزنامه‌نگاری و کار رسانه در ایران آشنا شد. توقیف! بیکاری! احضار! تعزیر! حبس! بی‌پولی! بی‌آیندگی! و اینها بخشی از آن حقایقی‌ست که چند سالی‌ست بابتش در هفدهمین روز مرداد، جماعتی قربان‌صدقه اهالی رسانه می‌روند.‌ پیام تبریک می‌گویند و همایش تقدیر می‌گذارند. انگار نه انگار که در همه سیصد و شصت و چهار روز دیگر سال، همانها که تبریک می‌گویند و مجلس تقدیر برگزار می‌کنند چشمشان مصائب اهل رسانه را نمی‌بیند و برای شنیدن نقدهای این جماعت دچار ثقل سامعه هستند؛ اگر به ناشنوایی مبتلا نشده باشند. سالهاست که روزنامه‌نگاری و خبرنگاری در این سرزمین اگر در بستری غیر از رسانه‌های امن و امین رسمی حکومت صورت پذیرد، تنها می‌تواند شغلی فاقد هر نوع امنیت تلقی شود که شاغلانش اگر تمام‌وقت باشند عاشقانی مجنون‌اند و آنهایی هم که عشقشان با چاشنی عقل همراه است یحتمل روزنامه‌نگاری عشق اول و مشغله آخرشان است.
جماعت روزنامه‌نگار که قاعدتا باید بزرگترین جمعیت صاحب تریبون در کشور باشند آنقدر در این سالها بی‌صدا شده‌اند که تا جنجالی حول نام یا سرنوشتشان رخ ندهد حتی در حد یک نام هم شناخته و دیده و شنیده نمی‌شوند. در این سرزمین اگر عادل فردوسی‌پور با آن همه شهرت برآمده از سالها حضور در تلویزیون رسمی و ماجراهای بعدش باشی می‌توانی جلوی دوربین رسانه‌ات به خاطر فیلتر شدن و محدودیت اشک بریزی و از دهها جوان فارغ‌التحصیل دانشگاه شریف بگویی که در آن رسانه مشغول به کار بوده‌اند و در نتیجه همدلی میلیونی بخری.

در غیر اینصورت کسی نه دهها، که صدها روزنامه‌نگاری که از قضا خیلی‌هاشان دانش‌آموخته بهترین دانشگاههای کشور و آموخته‌ کار نزد بزرگترین پیشکسوتان قلم و رسانه بوده‌اند و در این سالها روزنامه پشت روزنامه و رسانه پشت رسانه، طعم توقیف و بیکاری را چشیده‌اند نمی‌بیند. مدتهاست که مقامات و صاحب‌منصبان و صاحبان تریبونها به هر طریق ممکن نوک تیز حمله و فرافکنی پیرامون وضع موجود کشور را به سمت رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور گرفته‌اند اما هیچکس نمی‌پرسد که چه شد که یکی از بزرگترین جمعیتهای صنفی مهاجر ایرانی، اهالی مطبوعات و رسانه‌اند. اکثر اینهایی که امروز در قالب رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور توان تاثیرگذاری بر نگاه و تحلیل بخشهایی از جامعه را دارند در گذشته‌های نه‌چندان دور در روزنامه‌ها و رسانه‌های داخل کشور صاحب ستون و سرویس بودند و قلمشان مخاطبان بی‌شمار داشت. رفتنشان از ایران نه با شوق که با دریغ فراوان بود و اشتغالشان در برخی از رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور نه از سر عشق که از دل نیاز است. در این تبریکهای پرطمطراق هفده مرداد نباید این جمعیت بزرگ را فراموش کرد. و اگر کسی، که دستش در قدرت بند است در تبریک و تقدیرش صادق است  باید با تمام توانش زمینه کار و زندگی حرفه‌ای و شخصی همه اهالی ایرانی رسانه را در مرزهای این سرزمین فراهم سازد. آنگاه شاید بتوان این شلیک مسلسل‌وار لغات در پیامهای تبریک را باور کرد.
اما صاحب این قلم، در مقام یکی از همراهان کاروان مطبوعات و رسانه ایران، حالا که چند روزی از هفده مرداد گذشته و امواج تبریکات و تقدیرها فروکش کرده، این روز را به آن پسر جوان و خوش‌قلمی که قلم روزنامه‌نویسی‌اش را از سر اجبار غلاف کرده و از صبح تا شب پشت غربیلک خودروی لکنته نشسته و برای فلان تاکسی اینترنتی کار می‌کند تبریک می‌گویم. و به آن دختر جوان پرانرژی و کنجکاوی که به جای تهیه گزارش‌ها و مصاحبه‌های مهم درباره اقتصاد و انرژی، همان ساعتهایی که باید پشت میزش در تحریریه می‌نشست پشت کانتر پذیرش فلان قهوه‌خانه و رستوران عربی در مرکز شهر تهران ایستاده و سفارش قهوه و شیک و قلیان را ثبت می‌کند.‌ و کمی دورتر به آن خانم روزنامه‌نگار عزیزی که بیست و هفت سال قبل مسیر ورود امثال نگارنده را به جرگه روزنامه‌نویسان باز کرد اما خودش سالهاست از سر اجبار، کافه‌داری در اطراف تهران را به کار در هر رسانه‌ای ترجیح داده است. به همه روزنامه‌نگاران و دست‌اندرکاران روزنامه هم‌میهن که انگار تقصیر هر آنچه که در این چند ماه بر سر کشور ما آمده به گردن آنهاست وگرنه توقیف روزنامه و بیکاری ایشان مانند همه توقیفها و بیکاریهای گذشته، هیچ دلیل و منطقی ندارد جز اینکه رسانه تا وقتی پذیرفته و تحمل‌شدنی‌ست که نبیند و نپرسد جز آنچه که اصحاب قدرت صلاح و مجاز می‌شمارند. و به آن همه روزنامه‌نویسی که از ایران رانده شدند و در آرزوی بازگشت به سرزمین پدری‌شان دق کردند و مردند. علیرضا رضایی، منصور حقیقت‌نژاد، سیدابراهیم نبوی و…! و به آن بی‌شمارانی که در همین سرزمین دق کردند و مردند. فهرستی طویل و بلندبالا که از پیر و جوان و زن و مرد در آن به چشم می‌خورند و ما را یارای یادآوری تک‌تکشان نیست.
اگر قرار است از هفده مرداد و روز خبرنگار گفته شود باید از همه اینها گفته شود. چرا که خبرنگاری و جریده‌نویسی، چیزی فراتر از بولتن‌سازی و سفارشی‌نویسی و باج‌نامه منتشر کردن است و وای به حال سرزمینی که شان رسانه و اهالی‌ رسانه در آن در چشم ملت و حکومت به قدر بولتن‌سازان و سفارشی‌نویسان و باج‌نامه‌داران تقلیل یابد.

TAGGED:اخبار مهستان
Share This Article
تلگرام تریدز ایمیل لینک را کپی کنید چاپ
Previous Article سمن‌ها در جست‌وجوی راه‌های بقا در بحران؛ از آموزش و سلامت تا همکاری با دولت و بخش خصوصی
Next Article باید برای سر رفتن حوصله تمرین کنیم!
بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تصویر تبلیغ

تازه‌ترین مطالب منتشر شده

افزایش شمار اَبرثروتمندان تصویر برابری‌خواهانۀ سوئد را به چالش کشیده و به جدال‌های سیاسی دامن زده است
پنجره
۲۹ مهر ۱۴۰۵
کتاب نیم قرن تجربه و خاطره
خاطرات عزت‌الله سحابی؛ جزوه تحلیلی نهضت آزادی
پنجره
۲۹ مهر ۱۴۰۵
میانجی‌ها تقلا می‌کنند اما سایه نبرد بزرگ است که هر روز پررنگ‌ می‌شود
تیتر سیاست خارجی
۲۹ مهر ۱۴۰۵
سدی بر مسیرِ نقدینگی؛ چرا کُندکردنِ سرعتِ گردشِ پول تورم را حذف نمی‌کند و فقط آن را به تعویق می‌اندازد
اقتصادی
۲۸ مهر ۱۴۰۵
حسین علایی
حسین علایی؛ آزادی سوسنگرد پس از چهار روز
پنجره
۲۹ مهر ۱۴۰۵
تدارک نبرد نهایی با ایران؛ راز چرخش ناگهانی ترامپ به سوی نتانیاهو
سیاست خارجی
۲۹ مهر ۱۴۰۵
آیا شبکه‌های اجتماعی جای انجمن‌ها را گرفته‌اند؟
جامعه مدنی
۲۷ مهر ۱۴۰۵
شمایل نبرد سوم؛ تمرکز آمریکا بر مرزها و تمرکز ایران بر اسراییل
سیاست خارجی
۲۸ مهر ۱۴۰۵
کتاب نیم قرن تجربه و خاطره
خاطرات عزت‌الله سحابی؛ موضع نهضت آزادی در مورد انتصاب آقای عباس امیرانتظام در دولت موقت
پنجره
۲۷ مهر ۱۴۰۵
امام موسی صدر و محرومان شیعه لبنان
پنجره
۲۷ مهر ۱۴۰۵
جهان ایرانی
جهان ایرانی
فرهنگی
۲۷ مهر ۱۴۰۵
چرخه ترور
هشدار درباره به راه افتادن چرخه ترور؛ اختلافات سیاسی نباید به برادرکشی و جنگ داخلی تبدیل شود
سیاست ایران
۲۶ مهر ۱۴۰۵
خبری از پایان هالیوودی نیست؛ جنگ ادامه خواهد داشت
سیاست خارجی
۲۷ مهر ۱۴۰۵
حسین علایی
حسین علایی؛ اشغال سوسنگرد
پنجره
۲۶ مهر ۱۴۰۵
حاجی واشنگتن، روایتی از فرهنگ سیاسی ایران و مواجهه با تجدد  
فرهنگی
۲۶ مهر ۱۴۰۵
از بازی لفظ تا بمب‌مادر
پنجره
۲۵ مهر ۱۴۰۵
کتاب نیم قرن تجربه و خاطره
خاطرات عزت‌الله سحابی؛ اشغال سفارت امریکا
پنجره
۲۵ مهر ۱۴۰۵
‍زلنسکی و معادله پیچیده پایان جنگ اوکراین
سیاست خارجی
۲۵ مهر ۱۴۰۵
خاطرات مارتین لوترکینگ؛ دوران کودکی و خانواده
پنجره
۲۵ مهر ۱۴۰۵
حسین علایی
حسین علایی؛ اشغال بستان (بخش پایانی)
پنجره
۲۵ مهر ۱۴۰۵
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ

نوشته‌های تازه

  • افزایش شمار اَبرثروتمندان تصویر برابری‌خواهانۀ سوئد را به چالش کشیده و به جدال‌های سیاسی دامن زده است
  • خاطرات عزت‌الله سحابی؛ جزوه تحلیلی نهضت آزادی
  • میانجی‌ها تقلا می‌کنند اما سایه نبرد بزرگ است که هر روز پررنگ‌ می‌شود
  • سدی بر مسیرِ نقدینگی؛ چرا کُندکردنِ سرعتِ گردشِ پول تورم را حذف نمی‌کند و فقط آن را به تعویق می‌اندازد
  • حسین علایی؛ آزادی سوسنگرد پس از چهار روز

آخرین دیدگاه‌ها

  1. اسماعیل در کودتای ۲۸ مرداد؛ اولین «دخالت بشردوستانه» در ایران
  2. اسماعیل در ارنستو چه‌گوارا؛ اولین ارتباط‌ها با شوروی،دیدار با فیدل کاسترو و پیوستن به جنبش انقلابی کوبا
  3. سلمان در از دیکتاتوری فردمحور تا دیکتاتوری متکثر
  4. 118 در تیم پنج نفره گروهک منحله دمکرات به صورت کامل متلاشی شد
  5. فرد منحله در تیم پنج نفره گروهک منحله دمکرات به صورت کامل متلاشی شد

شاید این مطالب هم برای شما جالب باشد

پنجره

واکاوی کودتای ۲۸ مرداد و احتمال تکرار آن

مهستان؛ گفت‌وگو با محمد توسلی: درباره کودتای 28 مرداد اظهارنظرها و روایت‌های مختلفی صورت گرفته است. اغلب تحلیلگران به واکاوی…

7 Min Read
پنجره

چرا اصلاح قیمت بنزین بدون اصلاح قواعد بازی، رفاه را افزایش نمی‌دهد

مهستان؛ آرش رئیسی‌نژاد: بحث اصلاح قیمت بنزین در ایران معمولاً با این پیش‌فرض آغاز می‌شود که بنزین ارزان نوعی یارانه…

5 Min Read
سیاست ایران

پیام دکتر مصدق به‌مناسبت خلع‌ید از شرکت نفت ایران و انگلیس

مهستان؛ خلع ید از شرکت نفت ایران و انگلیس یکی از مهم‌ترین بزنگاه‌ها در جریان ملی شدن صنعت نفت ایران…

6 Min Read
تجمعات رسمی
تیترسیاست ایران

خیابان به‌مثابه زورآزمایی یا پذیرش دیگری

مهستان؛ سجاد شجاعی: حدودا ۱۷ سال و یک ماه از بزرگترین حضور خیابانی مخالفین حکومت، یعنی ۲۵ خرداد ۸۸ می‌گذرد.…

3 Min Read
اخبار مهستان
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • خبرنامه
  • پیوندها
  • جستجو
  • RSS
Reading: خبر چه نگاری؟
Share

کلیه حقوق محفوظ است.  طراحی: هنرپرداز .

Welcome Back!

Sign in to your account

Username or Email Address
رمز عبور

Lost your password?