چرا نقش جامعه مدنی در مدیریت بحران اهمیت دارد؟
مهستان؛ در دهههای اخیر، رویکرد مدیریت بحران در جهان تغییر کرده است. اگر در گذشته دولتها بازیگر اصلی مدیریت بلایا محسوب میشدند، امروز تجربه کشورهای موفق نشان میدهد که بدون مشارکت جامعه مدنی، تابآوری اجتماعی به شکل قابل توجهی کاهش مییابد.
جامعه مدنی شامل سازمانهای مردمنهاد (سمنها)، خیریهها، گروههای داوطلب، انجمنهای محلی، رسانهها و شبکههای اجتماعی است. این بازیگران میتوانند پیش از وقوع بحران، هنگام امدادرسانی و حتی در مرحله بازسازی، بخشی از بار مدیریت بحران را بر دوش بگیرند.
در میان کشورهای بحرانخیز، ژاپن یکی از موفقترین نمونههای بهرهگیری از ظرفیت جامعه مدنی است؛ در حالی که ایران نیز با وجود سرمایه اجتماعی قابل توجه، هنوز با چالشهایی در نهادینهسازی این مشارکت روبهرو است.
ژاپن چگونه جامعه مدنی را به بخشی از مدیریت بحران تبدیل کرد؟
زلزله کوبه؛ آغاز یک تحول
زلزله هانشین–آواجی در سال ۱۹۹۵ بیش از ۶۵۰۰ قربانی گرفت و ضعف ساختارهای دولتی در امدادرسانی را آشکار کرد.
اما آنچه این حادثه را به نقطه عطف تبدیل کرد، حضور گسترده شهروندان بود. بیش از ۱.۳ میلیون داوطلب وارد مناطق آسیبدیده شدند و همین تجربه باعث شد سال ۱۹۹۵ در ژاپن به «سال نخست داوطلبی» مشهور شود.
این تجربه نشان داد که مشارکت مردمی اگرچه ارزشمند است، اما بدون ساختار حقوقی و مدیریتی پایدار نمیتواند تداوم یابد.
قانون NPO؛ تبدیل مشارکت مردمی به ظرفیت ملی
سه سال بعد، ژاپن قانون سازمانهای غیرانتفاعی (NPO Law) را تصویب کرد. این قانون ثبت سازمانهای مردمنهاد را تسهیل و جایگاه آنها را در سیاستگذاری و مدیریت بحران به رسمیت شناخت.
نتیجه این سیاستها، شکلگیری شبکهای گسترده از سازمانهای مردمنهاد و میلیونها داوطلب آموزشدیده بود که در بحرانهای بعدی نقشی تعیینکننده ایفا کردند.
آزمون موفق در زلزله و سونامی ۲۰۱۱
در فاجعه توهوکو، نزدیک به نیم میلیون داوطلب سازمانیافته در چهار ماه نخست عملیات امدادرسانی مشارکت کردند.
برخلاف تجربه کوبه، این بار همکاری میان دولت، شهرداریها، سمنها و گروههای داوطلب بر پایه سازوکارهای مشخص انجام شد و همین موضوع سرعت و کیفیت امدادرسانی را افزایش داد.
زلزله نوتو؛ تداوم یک فرهنگ
در زلزله نوتو در سال ۲۰۲۴ نیز شبکههای داوطلبی که ریشه آنها به سه دهه قبل بازمیگشت، نقش مهمی در توزیع کمکها، حمایت روانی و بازسازی اجتماعی ایفا کردند.
تجربه ایران؛ سرمایه اجتماعی بالا، اما چالشهای نهادی
ایران یکی از حادثهخیزترین کشورهای جهان است و تقریباً هر سال با بحرانهایی مانند زلزله، سیل، خشکسالی و حوادث انسانی روبهرو میشود.
در اغلب این بحرانها، مردم و سازمانهای داوطلب حضوری گسترده داشتهاند؛ اما پژوهشهای داخلی نشان میدهد این ظرفیت هنوز به بخشی از ساختار رسمی مدیریت بحران تبدیل نشده است.
زلزله کرمانشاه
در زلزله سال ۱۳۹۶، هزاران گروه مردمی، خیریه و سمن وارد میدان شدند، اما گزارشهای علمی از مشکلاتی مانند:
- موازیکاری میان نهادها
- نبود فرماندهی واحد
- ضعف تبادل اطلاعات
- رقابت میان برخی بازیگران
- محدود شدن برخی مسیرهای جمعآوری کمکهای مردمی
حکایت دارند.
سیل نوروز ۱۳۹۸
در سیل گسترده سال ۱۳۹۸ نیز سیاست تمرکز جمعآوری کمکهای مردمی در دو نهاد رسمی دنبال شد.
هدف این سیاست افزایش شفافیت و جلوگیری از سوءاستفاده عنوان شد، اما برخی پژوهشگران معتقدند این رویکرد ظرفیت بسیاری از سازمانهای محلی و تخصصی را محدود کرد.
مقایسه ایران و ژاپن در مدیریت بحران
| ایران | ژاپن | شاخص |
| زلزله بم و کرمانشاه | زلزله کوبه ۱۹۹۵ | نقطه آغاز تحول |
| تمرکز بیشتر بر کنترل و ساماندهی | اصلاح قوانین و تسهیل فعالیت سمنها | واکنش به ضعفهای اولیه |
| عمدتاً مکمل و موردی | شریک رسمی دولت | جایگاه جامعه مدنی |
| محدود و پراکنده | مستمر و نهادینه | آموزش داوطلبان |
| وابسته به شرایط بحران | ساختارمند | هماهنگی میان بازیگران |
| مشارکت مقطعی و وابسته به شرایط | ظرفیتسازی بلندمدت | روند توسعه |
مهمترین درسهای تجربه ژاپن برای ایران
۱. قانونگذاری تسهیلگر
تجربه ژاپن نشان میدهد بهترین پاسخ به آشفتگی اولیه، محدودسازی نیست؛ بلکه ایجاد قوانین شفاف برای ثبت، فعالیت و پاسخگویی سازمانهای مردمنهاد است.
۲. اعتماد عمومی، مهمترین سرمایه مدیریت بحران
بدون اعتماد میان مردم، دولت و جامعه مدنی، حتی بزرگترین امکانات نیز کارایی لازم را نخواهند داشت.
۳. آموزش پیش از بحران
ژاپن دهههاست آموزش مدیریت بحران را از مدرسه تا محله دنبال میکند. این آموزشها باعث شده مردم پیش از رسیدن نیروهای امدادی نیز بتوانند واکنش مؤثری داشته باشند.
۴. هماهنگی بهجای انحصار
تجربه ژاپن نشان میدهد همکاری دولت، سمنها، دانشگاهها، رسانهها و بخش خصوصی، کارآمدتر از تمرکز همه وظایف در چند نهاد محدود است.
۵. بازسازی فقط ساخت ساختمان نیست
بازسازی اجتماعی، سلامت روان، احیای کسبوکارها و تقویت سرمایه اجتماعی، به اندازه ساخت خانه و زیرساخت اهمیت دارند.
آینده نقش جامعه مدنی در مدیریت بحران ایران
تجربه ژاپن نشان میدهد که موفقیت در مدیریت بحران بیش از آنکه به میزان مشارکت مردم وابسته باشد، به چگونگی سازماندهی و نهادینهسازی این مشارکت بستگی دارد. این کشور پس از زلزله کوبه، ضعفهای خود را به فرصتی برای اصلاح قوانین، تقویت سازمانهای مردمنهاد، توسعه فرهنگ داوطلبی و ایجاد سازوکارهای همکاری میان دولت و جامعه مدنی تبدیل کرد؛ مسیری که در بحرانهای بعدی، از توهوکو تا نوتو، نتایج آن بهوضوح قابل مشاهده بود.
در ایران نیز سرمایه اجتماعی و روحیه مشارکت مردمی بارها در بحرانهایی مانند زلزله کرمانشاه و سیل ۱۳۹۸ خود را نشان داده است. با این حال، پژوهشهای داخلی نشان میدهد که بهرهگیری از این ظرفیت، همچنان با چالشهایی مانند ضعف هماهنگی بیننهادی، نبود چارچوبهای شفاف برای مشارکت سازمانهای مردمنهاد، محدودیتهای حقوقی و کمبود آموزشهای پیشگیرانه روبهرو است.
از این رو، پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا جامعه مدنی باید در مدیریت بحران نقش داشته باشد یا خیر؛ بلکه این است که چگونه میتوان این ظرفیت را در قالب سازوکارهای شفاف، پاسخگو و هماهنگ به بخشی از نظام رسمی مدیریت بحران تبدیل کرد. تجربه ژاپن نشان میدهد که پاسخ این پرسش در قانونگذاری تسهیلگر، اعتمادسازی میان دولت و جامعه، سرمایهگذاری مستمر در آموزش و تقویت شبکههای محلی نهفته است.
برای ایران نیز حرکت به سمت حکمرانی مشارکتی، حمایت از ظرفیتهای تخصصی سازمانهای مردمنهاد و ایجاد سازوکارهای هماهنگ میان نهادهای دولتی، سمنها و گروههای داوطلب میتواند گامی مؤثر در افزایش تابآوری اجتماعی و ارتقای کیفیت مدیریت بحران باشد؛ مسیری که نهتنها در هنگام وقوع حوادث، بلکه در پیشگیری، آمادگی و بازسازی نیز آثار بلندمدت خود را نشان خواهد داد.





