مهستان؛ هنگامی که مهندس بازرگان مامور تشکیل دولت موقت شد، آقای خمینی تصریح کرده بود ایشان و وزرایشان نباید عضو حزب سیاسی باشند، بنابراین قرار شد تا زمانی که این افراد در دولت موقت سمت دارند، فعالیت حزبی نکنند.
در این ایام به همراه پدرم و چند تن از اعضای اصلی نهضت تصمیم گرفتیم تحلیلی از شرایط کشور، اهداف انقلاب و مسائل و مشکلات داشته باشیم.
یکی از مسائلی که آن روزها بر سر زبانها بود و بحث ایجاد میکرد، حضور آقای امیرانتظام در دولت موقت به عنوان سخنگوی دولت بود.
این امر موجب اعتراض و دلخوری بسیاری از افراد شده بود، دلیل اعتراضات این بود که ایشان در دوران انقلاب و پیش از آن از مبارزات و فعالیتهای سیاسی دور بوده و جزو فعالان و مبارزان علیه شاه محسوب نمیشد.
دلیل دیگر هم ظاهر شیکپوش و آراسته ایشان بود که با جو و فضای انقلابی آن روزها شباهتی نداشت. مرحوم طالقانی هم نسبت به این امر حساس شده بود بهویژه آن که مهندس امیرانتظام در یکی از مصاحبههای خود در آن ایام گفته بود که انقلاب دیگر تمام شده و حالا وقت سازندگی است!
بیشتر از این خاطرات بخوانید: اشغال سفارت آمریکا
این جمله در عصر حاضر ممکن است خیلی منطقی و درست به نظر آید ولی در آن روزها در میان جوانان انقلابی و حتی دوستان خود ما حساسیت ایجاد میکرد.
به هر صورت در جلسهای که در منزل فریدون، برادرم، با حضور مرحوم طالقانی و مرحوم قطبزاده و تعداد دیگری از دوستان نهضتی خارج از کشور و سایر اعضای نهضت در داخل، به غیر از اعضای دولت تشکیل شد، در باره سوابق آقای امیرانتظام بحث شد و گفته شد که ایشان از مرداد سال ۱۳۴۰ از نهضت رفته و دیگر هیچ تماسی با نهضت نداشته و در جریان محاکمات اعضای نهضت آزادی در سال ۴۲ و ۴۳، در ایران نبوده و در جریان عواقب و مسائل بعدی آن نیز نبوده است.
در آن روز ما اعلامیهای دادیم و در آن اعلام داشتیم که آقای مهندس امیرانتظام عضو نهضت نیست و این اعلامیه روی تلکسها منتشر شد.
این کار باعث گلهگذاری و دلخوری ایشان شد و میگفت این کار شما بیانصافی بود. ما نیز توضیحاتی برای او دادیم.
بعدها که برخوردهای بسیار بدی از سوی انقلابیون و حکومت جمهوری اسلامی با او شد و در جریان بازداشت مورد رفتار ظالمانه و شکنجه و بیاحترامی زیادی قرار گرفت، مشاهده کردیم که مقاومت جانانهای از خود نشان داد و به همه کارهای سخت تن داد ولی در برابر زورگویی و ظلم سر خم نکرد و بیش از بیست سال هم این مقاومت را ادامه داد.
برگرفته از کتاب نیم قرن خاطره و تجربه
خاطرات عزتالله سحابی





