مهستان؛ خبر استعفای دولت موقت من را ناراحت و عصبانی کرد و علاوه بر آن در انجام وظایف تا حدودی دچار تردید شدم.
چند روز پس از استعفای مهندس بازرگان، آقای خامنهای از تهران با من تماس گرفتند و اظهار داشتند که ما در حال تجدید سازمان شورای انقلاب هستیم و به همین دلیل لازم است که تو به سرعت به تهران بیایی.
پس از چند روز من به تهران بازگشتم و چون دولتی در کار نبود گزارش را مستقیم به امام دادم. امام پس از شنیدن گزارش گفتند پیشنهادت چیست؟
من گفتم خوب است شما یک پیام بدهید و ضمن دلجویی از مردم کردستان تاکید کنید که امتیازات تصریح شده در قانون اساسی به مردم کردستان داده خواهد شد.
ایشان پرسیدند بنظرت چقدر به ارتش میشود اعتماد کرد؟ گفتم ارتش وضعیت خوبی ندارد و مشکل ضعف فرماندهی دارد.
بیشتر از این خاطرات بخوانید: مسئله کردستان (بخش پنجم)
اگر یک اقتدار سیاسی در کردستان به وجود آید و نیروهای نظامی هم تحت امر آن باشد اوضاع بهبود خواهد یافت.
مرحوم امام خمینی فکری کرد و سپس گفت باشد فکر خواهم کرد. من شبانه از قم به طرف تهران حرکت کردم.
در میان راه از رادیوی ماشین اطلاعیه امام را شنیدم که همان اطلاعیه معروف ۲۶ آبان ایشان بود.
در تهران کردهای مقیم تهران به ملاقات من آمدند و اظهار داشتند در شهرهای کردستان از جمله مهاباد و سنندج مردم به جشن و پایکوبی پرداخته و به شدت از اطلاعیه امام استقبال کرده بودند.
ذکر این نکته ضروری است که مسائلی که در آن اطلاعیه آمده بود بسیار بیشتر از آن نکاتی بود که من خواستار آن بودم. چند روز پس از صدور اطلاعیه ما اعضای هیئت ویژه به کردستان بازگشتیم.
برگرفته از کتاب نیم قرن خاطره و تجربه
خاطرات عزتالله سحابی





