مهستان؛ دریافت جایزه آب استکهلم مشهور به نوبل آب، از سوی کاوه مدنی، حسرتها و آرزوهای بسیاری را برای ایرانیان زنده کرد. او که ۹ سال پیش معاون سازمان محیط زیست بود، امروز در حالی لقب جوانترین دریافتکننده این جایزه معتبر را از آن خود کرد، که پس از مهاجرت دوم از ایران، در رأس موسسه UNU-INWEH قرار گرفت؛ نهادی که به عنوان اندیشکده سازمان ملل در حوزه آب شناخته میشود.
حسرت از دست دادن تکنوکراتهای دانشگاهی آن هم در حوزه آب البته برای کشوری که با انواع ناترازیها دست و پنجه نرم میکند و سالهاست از ناکارآمدی مزمن رنج میبرد، تجربه یگانهای نیست. امر جدید، اهدای جایزهای دولتی از دست پادشاه یک کشور اروپایی به یک ایرانی در حوزهای است که مسئله روز جهان محسوب میشود. برای سالها عادت کردهایم نام هممیهنانی که جوایز بینالمللی دریافت میکنند را در حوزههای خاصی بشنویم. حوزههایی که سادهتر به سیاست مرتبط میشوند؛ سهم ما از ۱۲۵ سال اعطای جایزه نوبل در شش رشته علمی و ادبی، تنها دو جایزه در رشته صلح است که آنها هم به وقت تجاوز و جنگ، به کار ملک و ملت نیامدند.
سینما که زمانی گل سرسبد حضور ایرانیان در مجامع جهانی بود، اکنون به بلندگویی بیکیفیت و شعارزده تبدیل شده و عجیب اینکه چنین آثاری در جشنوارههای اروپایی همچنان جایزه میگیرند و قدر میبینند؛ جوایزی که قرار گرفتنشان در فهرست موفقیتهای تاریخ سینمای ایران، بیش از آنکه به اعتبار آن بیفزاید، از منزلت دیگر آثار جهانیشده سینماگران بزرگ کشورمان میکاهد.
رسانه، یکی دیگر از حوزههایی است که جشنوارههای بینالمللی به آثار ایرانی علاقه نشان میدهند. آن هم در روزهایی که خبرنگاران فارسیزبان کمتر از همیشه به استانداردهای حرفهای پایبندند. یک نمونه قدیمی از این جوایز، اینروزها پس از بازگشت خبرنگار دریافتکننده به ایران افشا شده که در صورت صحت، نشان میدهد تا چه حد رسانهها و جشنوارههای معتبر جهانی حاضرند به خاطر سوژه، استانداردهای خود را تنزل بدهند.
این البته تنها حضور بخش پر سروصدای ایرانی در عرصههای جهانی است. در سالیان اخیر کارشناسان و مدیران ایرانی موفقیتهای بزرگی در بخش خصوصی داشتهاند که کمتر جایی در رسانههای فارسی و غیرفارسی یافتهاند. پژوهشگران و دانشمندان علوم محض نیز گاه به عناوین مهمی دست یافتهاند. با این حال، جایزه کاوه مدنی از این جهت ویژه محسوب میشود که مسئلهمحور است و مهمتر اینکه مسئله خود را مطرح میکند. در واقع مدنی برخلاف معمولِ این سالها، جایزه را به دلیل تبیین و تایید دغدغههای برگزارکنندگان، دریافت نکرده است. بلکه خود مسئلهای به نام «ورشکستگی آبی» را مطرح و ذهن سیاستسازان را به آن معطوف میکند. مسئلهای که قطعا تجربه ایران به صورتبندی آن کمک کرده و از این منظر شدیدا محلی و ملی است. به این ترتیب او با جهانی کردن یک درک بومی، چشم جهانیان را به خود جلب کرده؛ فرمولی که پیش از این نیز در رشتههای دیگری چون ادبیات و سینما موفق بوده است.
کاوه مدنی در پایان مراسم مفصل دریافت جایزه خود، ترانه قدیمی «سلطان قلبها» را همخوانی میکند و به این ترتیب در رویدادی جهانی خود را بخشی از ذهن جمعی همه ایرانیان نگاه میدارد. با این حال، همزمان پرسش ویژه نخبگان داخل و خارج کشور را نیز مطرح میکند؛ پرسشی درباره رفتن یا ماندن. پرسشی که امروز پیش از هر کس، دولتمرد جمهوری اسلامی باید به آن پاسخ دهد.





