مهستان؛ جنگ در ایران تحولات سیاسی را به سایه برده است. اگر در روزگار پیش از جنگ هر روز میشد از تحرکات گروههای سیاسی و موضعگیری سیاستمداران نوشت، این روزها همه چیز بر مدار جنگ میچرخد.
پارلمان تعطیل است؛ هر چند اصولگرایان رادیکال با تکیه بر امکانات صدا و سیما حضوری محکم در افکار عمومی دارند. دولت هم بیش از هر چیز درگیر تامین نیازهای اولیه، رشد شدید تورم و نوسانات قیمت ارز است که با خیزهای بلند بالا میرود. مهمترین سوالها برای افکار عمومی حالا وصل شدن اینترنت (اگر وصالی در کار باشد!) و مبلغ کالابرگ است.
مذاکرات در مورد پرونده هستهای و جنگ هم معمولا در سکوت خبری پیش میرود. بازار شایعات و خبرهای به نقل از منابع آگاه داغ است. تازه منابع آگاهی که عموما رسانههای خارج از کشور از آنها خبر نقل میکنند. خاصیت جنگ به مرخصی فرستادن سیاست است.
با این حال امروز خبر رسید که محمد باقر قالیباف به سمت نماینده ویژه ایران در امور چین منصوب شده است. سمتی که پیش از این علی لاریجانی در اختیار داشت و نماینده ویژه رهبری در امور چین بود. همو بود که پیگیر توافق ۲۵ سال راهبردی با پکن بود. مدتی هم بود که عبدالرضا رحمانی فضلی سفیر ایران در چین در این سمت نشسته بود. او برای این کار حکم ویژه از پزشکیان داشت. حالا اما قالیباف با پیشنهاد رئیس جمهور و حکم رهبری جدید جمهوری اسلامی در این سمت نشسته است.
انتصاب قالیباف که این روزها نه فقط رئیس پارلمان که به نوعی نماینده اصلی نظام سیاسی در عرصه دیپلماسی و همزمان از مهمترین اعضای اتاق جنگ در ایران است، نشانه اهمیت این روابط برای نظام سیاسی است.
ماجرا اما بعدی دیگر دارد و آن هم توجه به پیشینه هر دو نماینده قبلی است. لاریجانی و رحمانی فضلی که از نیروهای او به شمار میرفت هر دو متعلق به جریان راست میانه بودند. جریانی که توجه ویژهای هم به ثبات سیاسی و توسعه اقتصادی داشت. جریانی که سیاست را بیشتر در راهروهای پر پیچ و خم قدرت جستجو میکرد تا در رسانهها. بیشتر اهل لابی بود تا موضعگیری و سکوت را بر سخن ترجیح میداد. این جریان با ترور علی لاریجانی شاخصترین چهره خود را از دست داد.
قالیباف تباری دیگر در سیاست دارد. او از درون راست سنتی برنخاسته است و شروع فعالیت سیاسیاش با اصولگرایان بوده است. با این حال همواره با اصولگرایان رادیکال فاصله داشته و یاران پایداری از نواختن او هم در کنار لاریجانی غافل نبودهاند. حالا شاید او را بتوان مهمترین نماینده راست میانه در قدرت دانست. نمایندهای که از تبار راست میانه نیست اما در روزگار بحرانی امروز حداقل در توسعهگرایی به آنها شبیه است.
همزمان انتصاب قالیباف نشانهای از ضربهای است که ترورها و از میان بردن کادر سیاسی در جریان جنگ به نظام سیاسی کشور زده است. سردار حالا باید در شلوغی جنگ و مذاکره و پارازیتهای رسانهای اصولگرایان تندرو روابط با چین را هم تدبیر کند. این روزها سیاستمدار در ایران کمیاب است و کار به سرشلوغی سرداری رسیده است که شیفته کار میدانی و اجرایی بود و روزگار او را به پارلمان و بعد به مذاکره کشاند و دوباره به جنگ برگرداند. روزگار غریبی است…





