مهستان؛ «به زودی طرح ایران را بررسی میکنم اما تصور نمیکنم قابل قبول باشد؛ آنها هنوز بهای کاری که در ۴۷ سال گذشته با انسانیت و جهان کردهاند را نپرداختهاند.» این متنی است که ترامپ در واکنش به آخرین طرح مذاکراتی ایران در شبکه اجتماعی خودش نوشته است. طرحی ۱۴ بندی که جمعه به پاکستان ارایه شد و گفته میشود ایران در آن انعطافهای عملیاتی در مورد نحوه بازگشایی تنگه هرمز و رفع محاصره بنادر ایران نشان داده است.
ترامپ پیشبینیپذیر نیست. بخشی از این پیشبینی ناپذیری تاکتیکی است که او از کتاب هنر جنگ آموخته و بخش بزرگتر ناشی از شخصیت فیالبداهه اوست. از این رو شاید تمرکز بر اظهاراتش برای تحلیل رفتار آینده او کمفایده باشد.
اما یک چیز روشن است و آن متابعت کامل او از بنیامین نتانیاهو است. چیزی که تاکر کارلسون پادکستر متنفذ جریان ماگا آن را بردگی توصیف کرده و دلیل آن را هم چیزی که بین نتانیاهو، خدا و ترامپ است، دانسته است.
روشن است که نتانیاهو و اساسا اسرائیل در بلندمدت دستبردار نیستند و طرحهای خود را تعقیب میکنند. بعید است صهیونیستهای افراطی حاکم بر اسرائیل فرصت دولت ترامپ را از دست بدهند، فرصتی که اسموتریچ رهبر حزب صهیونیسم مذهبی و وزیر مالیه اسرائیل آن را یک معجزه دانسته است. این معجزه در حالی که هنوز طرح ایران را مطالعه نکرده از رد آن گفته و پای کینه ۴۷ ساله را وسط کشیده است.
با این حساب تنها دو مسیر محتمل وجود دارد: اول آغاز مجدد جنگ در کوتاه مدت یا همین روزها. مدافعان این سناریو بر تراکم شدید نیروهای آمریکا در منطقه به خصوص در اسرائیل، بالا رفتن شدید پرواز پهپادها بر فراز ایران و لجستیک نظامی سنگینی اشاره میکنند که این روزها در جریان است. جنگ این بار ممکن است ترور باشد یا عملیات زمینی به قصد تسخیر سواحل و جزایر و یا حمله به زیرساختهای حیاتی ایران یا ترکیبی از همه اینها. جنگی که در آن ترامپ و نتانیاهو خواهند کوشید ضربهای ابدی و جبرانناپذیر وارد کنند. ایران در دو جنگ قبل نشان داده که لقمه گلوگیری برای عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل است. لقمهای که بلعیده نمیشود و هر بار گلوگیر خواهد بود.
مسیر دوم تداوم محاصره دریایی و فرسایش شدید اقتصاد ایران و روان جامعه ایران زیرسایه تهدید جنگ و فشارهای کشنده اقتصادی است. مدافعان وقوع این سناریو معتقدند که در این سناریو ترامپ با هزینهای کمتر به اهداف مهمتری دست مییابد و شاید زمینه را برای شورشهای اقتصادی و اجتماعیای آماده کند که میتواند مقدمه تجاوز مجدد باشد. کمر جامعه ایران زیر فشار تورم خم شده و بیم بیپولی و بیکاری و بیخانمانی بخش بزرگی از مردم به تشویش انداخته است. آنها البته از عنصر زمان در تحلیل خود غافلند. ایران هم به موازات این فرسایش اقتصادی در حال وارد کردن ضربات بزرگی به اقتصاد جهان است. ضرباتی که اگرچه در چین و اروپا برای ترامپ خوشایند است اما در داخل آمریکا و در میان متحدان عربش در خلیج فارس برایش هزینهبر خواهد بود.
هر چه هست رسیدن به توافقی زودرس با ترامپ به نظر خوش خیالی است. ایران، نظام سیاسی و مردمانش روزهایی بسیار دشوار در پیش دارند. چنان دشوار که پیش از این کمتر در تاریخ تجربه شده است. در این نبردِ تابآوری مهمترین چیز حفاظت از روان جامعه ایران است.
استراتژیستهای نظام سیاسی در حالی که راهبردهای جنگ و مذاکره و محاصره را آماده میکنند؛ بیش از هر چیز باید به راهبردهایی برای نجات اقتصادی، انسجام اجتماعی و در کنار هم نگه داشتن جامعهای فکر کنند که سالهاست از تحریم و تورم و شکافهای سیاسی، عاصی شده است. چنین کاری به فراتر رفتن از بسیاری محدودیتهای خودساخته و نگاهی فراگیرتر و روادارتر نیاز دارد. هر چند معجزهای در کار نخواهد بود!





