مهستان؛ انتشار گزارشی در نیویورک تایمز به قلم فرناز فصیحی از دیروز مبنای بریدههای تلگرامیای قرار گرفته است که بر نقش علی لاریجانی و اختیارات ویژه او تاکید دارند. کار به جایی رسیده که از لاریجانی به عنوان نفر اصلی اداره کننده کشور نام برده میشود.
گزارش فصیحی بر مبنای منابعی ناشناخته تنظیم شده و مصاحبههایی از ناصر ایمانی، علی واعظ و ولی رضا نصر دارد.
بر مبنای گرایش سیاسی نیویورک تایمز و افراد مصاحبه شده، احتمال دارد قصد نیویورک تایمز علاوه بر یک گزارش رسانهای، پرداختن چهره یک سیاستمدار عملگرا از لاریجانی برای عرضه آن به مخاطب خارجی و تحت فشار قرار دادن دولت ترامپ قبل یا بعد از حمله احتمالی به ایران باشد.
این گزارش البته لحنی بسیار اغراق آمیز دارد. اگرچه در آن به تدابیر شرایط جنگی و اختیارات و جایگاه لاریجانی اشاره شده، اما گزارش نادیده میگیرد که ارکان نظام سیاسی و شخص رهبر جمهوری اسلامی در شرایط فعلی کاملا در صحنه حاضرند. از صبح ۱۹ دی ماه تا پاسخ به اظهارات ترامپ، شخص اول نظام است که خود مدیریت صحنه را در دست دارد.
این اغراقها میتواند یک ضرر احتمالی هم داشته باشد و آن ایجاد دردسر برای لاریجانی هم هست. این چنین گزارشی قطعا برای جریان اصلاحطلب با خاطره و سابقه منفیای که از لاریجانی دارند؛ خوشایند نیست. ارکان دولت پزشکیان هم از این که مسلوب الاختیار به نظر برسند راضی نخواهند بود.
اما مهمتر از همه لاریجانی را مجددا به هدف حملات اصولگرایان تندرو مبدل میکند. آنها که امکانات رسانهای و ساختاری بسیاری دارند، سابقه مناقشه عمیق و بزرگی با او دارند و به احتمال بسیار زیاد با هر نوع مصالحهای که لاریجانی بخواهد رقم بزند هم مخالفند!
ساعتی قبل خبر رسید که لاریجانی فردا برای انتقال پیام و موضع ایران روانه مسقط خواهد شد. امری که نشان میدهد که نقش او در این پرونده و مدیریت کشور جدی است، اما او نه در مناسبات پیچیده قدرت، یگانه فرد تعیین کننده است، نه پرونده مناقشه ایران و آمریکا را یک فرد به تنهایی میتواند به سرانجام برساند. موقعیت لاریجانی برآیند توازن قوای فعلی در نظام سیاسی است.
در نهایت این که گزارشهای رسانههای خارجی در مورد اوضاع ایران را نباید بیش از حد هم جدی گرفت. کنشگران سیاسی، فعالان رسانهای و تحلیلگران داخل کشور معمولا درک واقعیتر از وضعیت نظام سیاسی دارند؛ بدون واسطه تصاویر اغراق شده رسانهای.





