مهستان؛ حدود یک سال از آغاز به کار دولت دوم ترامپ میگذرد و در این مدت علیرغم ادعاهای مکرر او مبنی بر ایجاد صلح در جهان، تنشها بین قدرتهای جهانی و منطقهای در حال افزایش است.
پیش از این بارها تحلیلگران کلان روابط بینالملل به این نکته اشاره کرده بودند که جهان در آستانه دگرگونی نظم پیشین و برقرار مناسبات جدید است و امروز این موضوع به امری پذیرفته شده از سوی رهبران سیاسی دولتها تبدیل شده است.
تا جایی که به تازگی رهبران کشورهای اروپایی از استقلال این اتحادیه سخن گفتهاند و مکرون گفته است اروپا باید به یک قدرت ژئوپلیتیک تبدیل شود و این روند را نیز آغاز کردهاند و پیش از آن نیز صدراعظم آلمان گفته بود «نظم پس از جنگ جهانی دوم، که تحت سلطه آمریکا شکل گرفته و به اروپا این امکان را داده بود در سایه امنیت واشنگتن از تاریخ جهان استراحت کند، اکنون به پایان رسیده است».
آنچه از زبان قدرتهای اروپایی بیان میشود صرفاً اختلافی مابین آنها و آمریکا نیست بلکه تغییر و تحولاتی است که در آینده باید به استقبال آنها برویم و چهبسا که دولتهای ضعیف در این دگردیسیها متحمل زیانهای عمدهای شوند.
در واقع اختلاف بین دو شریک سنتی بزرگ در بخش غربی جهان نشان میدهد که منازعه ایران و آمریکا نیز به مرحله تعیینکننده خود رسیده است و در آستانه شکلگیری نظم جدید به نظر ابتدائا باید تکلیف دولتهای سرکش نسبت به نظم مستقر را روشن کرد.
این رویارویی احتمالاً از وضعیت نرم به وضعیت سخت مبدل خواهد شد. بنابراین یا به واسطه جنگ این نزاع نیم قرنی به پایان میرسد و یا آنکه دولت ایران میتواند بر روی میز مذاکره موفق شود.





