تصویر تبلیغ
اخبار مهستان
  • سیاست ایران
  • سیاست خارجی
  • فرهنگی
  • پنجره
  • اخبار راهبردی
  • اقتصادی
  • جامعه مدنی
Reading: آیا چیزی که چپ هرگز نفهمید، راستِ ایرانی امروز فهمید؟
Share
اخبار مهستان
جستجو
Follow US
کلیه حقوق محفوظ و متعلق است به اخبار مهستان
اخبار مهستان > پنجره > آیا چیزی که چپ هرگز نفهمید، راستِ ایرانی امروز فهمید؟
پنجره

آیا چیزی که چپ هرگز نفهمید، راستِ ایرانی امروز فهمید؟

۲۱ بهمن ۱۴۰۴
Share
چپ رادیکال
SHARE

مهستان؛ سهند ایرانمهر: این روزها عبارت «چپ هرگز نفهمید» وردِ زبان جریانی از راستِ عموماً پهلوی‌گرا شده است؛ عبارتی که نه فقط برای نقد، بلکه برای نفیِ هر مخالفی—از هر طیف و با هر زبان—به کار می‌رود. کار به جایی رسیده که حتی روزنامه‌نگار روزنامه رسمی «ایران» در فضای مجازی نوشته است: «مشخصهٔ چپ این است که به تو کتاب معرفی می‌کند!» گویی معرفی کتاب، نه نشانه گفت‌وگو و تفکر، که علامت جرم است.

اکنون وقت آن است که مکثی کنیم و بپرسیم: آن «چپ»ی که همگان آموخته‌اند با نامش خود را از زحمت استدلال برهانند—و دست‌کم برای هر کس بد باشد، برای اینان راهگشا شده—چه مختصاتی داشته است و این مختصات امروز در کجا و چگونه بازتولید می‌شود؟ چگونه است که راست‌گرایان سلطنت‌طلبِ امروز، دقیقاً همان الگوهای رفتاری و زبانیِ چپِ انقلابی را بازمی‌سازند که مدعی‌اند از آن بیزارند؟

هدف از این پرسش ثابت کردن این واقعیت است که شعار «چپ هرگز نفهمید» نه نشانهٔ فاصله‌گرفتن از چپ، که اعترافی ناخواسته به تداوم همان منطق است؛ منطقی که تنها جامه عوض کرده است.

چپِ انقلابیِ ایرانی خود را مالکِ فهمِ تاریخ می‌دانست؛ تاریخ را چون متنی می‌خواند با معنایی از پیش معلوم، که تنها «ناباوران» یا «منحرفان» از درکش عاجزند. امروز، در سوی دیگر طیف، سلطنت‌طلبانِ مجازی و رسانه‌ای همان ژستِ معرفتی را تکرار می‌کنند؛ این بار نه با زبان «علم تاریخ»، بلکه با زبان «عقل سلیم شاهنشاهی». حاصل اما یکی است: مخالف نه صاحبِ تحلیلی دیگر، که فاقدِ فهم معرفی می‌شود. اگر چپ می‌گفت «تو آگاهی طبقاتی نداری»، اینان می‌گویند «تو اوضاع را نمی‌فهمی». در هر دو، مسئله فهم نیست؛ مسئله حقِ سخن گفتن است.

چپِ دیروز سیاست را به دوگانه‌های اخلاقی فرو می‌کاست: انقلابی و ضدانقلابی، خلق و دشمنِ خلق. سلطنت‌طلبِ امروز همان جهان را با واژگانی دیگر بازسازی می‌کند: پادشاهی و پنجاه‌وهفتی، باشرف، بی‌شرف، عقل سلیم و نفهم، خون‌خواه و خون‌شور. طیفِ خاکستری، همان‌قدر که در گفتمانِ چپ نامشروع بود، این‌جا نیز تحمل‌ناپذیر است. پیچیدگی نشانهٔ خیانت می‌شود و تردید علامت ضعف. این همان سیاستِ مائوئیستی است که چپِ انقلابی را به بن‌بست کشاند و امروز نیز، با نامی دیگر، همان راه را می‌رود

چپِ رادیکالِ ایرانی—آن‌گونه که امروز به تمسخر می‌گویند «هرگز نفهمید»—اتکای روانی و سیاسی‌اش به «برادر بزرگ‌تر» بود: شوروی، چین، کوبا، یا «اردوگاه سوسیالیسم». تحول نه از جامعه، که از توازن قوا در سطح جهانی انتظار می‌رفت. راستِ سلطنت‌طلب نیز امیدش را به آمریکا، اسرائیل، ناتو، یا «تصمیم ژئوپلیتیک غرب» گره زده است؛ گویی جامعهٔ ایران سوژه نیست، بلکه صحنه‌ای است که دیگران باید تکلیفش را روشن کنند.

در هر دو، سیاستِ داخلی جای خود را به انتظارِ رخدادِ خارجی می‌دهد و کنشگریِ اجتماعی–سیاسی به هیجانِ خبرهای واشنگتن و تل‌آویو، یا حتی شادی از انفجارِ خانه‌ای مسکونی در بندرعباس به گمانِ حملهٔ آمریکا، تقلیل می‌یابد.

اگر چپِ موردِ نظرِ آنان، مبارزهٔ مسلحانه، تخریب، «زدنِ ریشه‌ها» و تصورِ پاک‌کننده‌بودنِ خشونت را فضیلت می‌دانست—خشونتی که نه آخرین راه، که راهِ مطلوب بود—امروز نیز در میان پهلویست‌ها شادی از جنگ، تحریمِ فلج‌کننده، بمباران یا فروپاشیِ سریع دیده می‌شود؛ حتی اگر به بهای رنجِ گستردهٔ جامعه تمام شود. تخریب به‌مثابهٔ «میان‌بُرِ تاریخ» عرضه می‌شود و این واقعیتِ تجربیِ آزموده نادیده می‌ماند که خشونتِ برون‌زا تقریباً همیشه به اقتدارگراییِ تازه می‌انجامد، نه آزادی.

چپِ رادیکال به جای نقدِ اندیشه، شخصیت را می‌کوبید. «لیبرال»، «خرده‌بورژوا» و «عنصر منحرف» برچسب‌هایی بودند برای بی‌نیازشدن از استدلال. امروز نیز در گفتمانِ سلطنت‌طلبانه، روشنفکر «روش عن‌فکر» است، منتقد «ماله‌کش، وسط‌خواب، پنجاه‌وهفتی» و لیبرال «مزدور صادراتی». الگو عوض نشده است: اگر انسان را بی‌اعتبار کنی، دیگر لازم نیست به حرفش پاسخ بدهی. این همان تکنیک کهنه است که تنها لباس نو پوشیده.

چپِ ایرانی سیاست را به تظاهرات، شعار، شور و لحظه‌های احساسی فروکاست و تحلیل نهادی و برنامه‌ریزی را به حاشیه راند. سیاست به «حال‌وهوای انقلابی» تقلیل یافت. امروز، در نسخهٔ راست‌گرای پهلویستی، سیاست به لایوهای احساسی، کلاب‌هاوس، ایکس و برنامه‌های کافه‌ای در رسانه‌هایی چون «من‌وتو»«ایران اینترنشنال» فروکاسته شده است. آینده در گفت‌وگوهای بی‌هزینه و بی‌مسئولیت «تصور» می‌شود، نه طراحی. هیجان می‌تواند موتورِ بسیج باشد، اما اگر جای نهادسازی و برنامه را بگیرد، به ضدِ خود بدل می‌شود.

چپ رادیکال دموکراسی را «ابزار بورژوازی» می‌دانست و هدف را «قدرت انقلابی» می‌گرفت. در نسخهٔ راست‌گرای کنونی نیز دموکراسی بیشتر شعاری تزئینی است تا نظریه‌ای نهادی: نه بحثی جدی از تفکیک قوا در میان است، نه سخنی روشن از حقوق اقلیت، نه تضمینی برای گردش قدرت، و نه پاسخی منقح به مسئلهٔ ارتش، امنیت و قانون اساسی. جریانی که دموکراسی را تمرین نکرده و «جاوید شاه» را جایگزین دموکراسی می‌نشاند – و حتی با شعار «زن، زندگی، آزادی» زاویه دارد—آزادی و دموکراسی را به قدرت نیز نخواهد آورد.

چپِ دیروز قهرمان می‌ساخت: انسانی بی‌تردید و بی‌خطا، هم‌صدا با خط رسمی؛ هر پرسشی تضعیفِ جبهه تلقی می‌شد. سلطنت‌طلبِ امروز نیز قهرمان می‌طلبد: چهره‌ای ملی، پاک، شجاع و فراتر از نقد. پرسش نه حقِ شهروند، که خیانت به «وحدت» خوانده می‌شود. این همان منطقِ استالینی است که قهرمان را تا جایی می‌خواهد که ابزارِ بسیج باشد، نه موضوعِ پرسش.

چپِ انقلابی با زبانِ توده‌ایِ عامدانه ساده‌شده به جنگ «روشنفکرِ منحرف» می‌رفت؛ تحلیلِ پیچیده نشانهٔ انحراف بود. سلطنت‌طلبانِ رسانه‌ایِ امروز نیز با تمسخرِ زبانِ دقیق و تحقیرِ تخصص، خود را «صدای مردمِ عادی» جا می‌زنند. اما حاصلِ این زبان، توانمندشدنِ مردم نیست؛ مصرفِ احساساتِ سیاسی است. همان کاری که رئالیسم‌سوسیالیستی استالینیستی می‌کرد یعنی سیاست را از اندیشه تهی و به خشم آلوده می‌ساخت.

و شاید مهم‌تر از همه، نسبت با خشونت و تخریب است. چپِ رادیکال فروپاشی را رمانتیزه می‌کرد و می‌پنداشت ویرانی خودبه‌خود زاینده است. امروز نیز در بخشی از راستِ سلطنت‌طلب، اشتیاق به جنگ، تحریمِ فلج‌کننده یا مداخلهٔ خارجی، همان منطق را بازتاب می‌دهد: تخریب به‌عنوان میان‌بُرِ تاریخ. این نه لیبرالیسم است و نه محافظه‌کاری؛ این انقلابی‌گریِ چپِ تغییرنام‌داده است.

چپی که راست‌گرایانِ امروز به آن می‌تازند، زبانی داشت از سنخِ رئالیسم سوسیالیستی و این مکتب چنان‌که باید فهمیده شود، فقط یک سبکِ هنری نبود؛ فناوری زبان قدرت بود:

ابزاری برای مهندسیِ زبان و احساس، دشمن‌سازی و مشروعیت‌بخشی به حذف. زیبایی‌شناسیِ تحقیر بود. در دورهٔ استالین، جهان با ساده‌سازیِ خشن به «قهرمان» و «دشمن» تقلیل می‌یافت، سیاست اخلاقی می‌شد و مخالف نه خطاکار که «فاسد» و «منحرف» معرفی می‌گردید، و توهین عادی می‌شد تا تمسخر و تخریب جای نقد را بگیرد.

هدف، فهمیدن نبود؛ برانگیختنِ نفرت، انزجار و یقینِ اخلاقی بود. همان‌گونه که استالینیسم جهان را به «کارگرِ قهرمان» و «دشمنِ خلق» تقسیم می‌کرد، پهلویسمِ رسانه‌ایِ امروز نیز به «شاه‌دوست» و «پنجاه‌وهفتی»، «شاهی» و «خائن»، «عقلِ سلیم» و «نفهم» فرو می‌کاهد.

در هر دو، طیفِ خاکستری حذف می‌شود و پیچیدگی نشانهٔ خیانت و تردید علامتِ ضعف است.

اگر شخصیت را نابود کنی، نیازی به پاسخ‌دادن به استدلال نیست. رئالیسم سوسیالیستی در ظاهر آینده‌گرا بود، اما در عمل آینده را بست و حال را منجمد کرد؛ راستِ پهلوی در ظاهر گذشته‌گراست، اما نتیجه یکی است: آینده‌ای مبهم، برنامه‌ای نهادیِ غایب، و سیاستی تقلیل‌یافته به نوستالژی و نفرت.اگر رئالیسم سوسیالیستی را نه یک سبکِ هنری، که فناوریِ قدرت بدانیم—ابزاری برای مهندسیِ زبان و احساس، دشمن‌سازی و عادی‌سازیِ توهین—آنگاه تطبیقِ آن با راستِ پهلویِ رسانه‌ایِ امروز نه اغراق است و نه قیاسی شل. فرم عوض شده است اما کارکرد همان است.

آنچه امروز در بخشی از اپوزیسیونِ سلطنت‌طلب می‌بینیم، راستِ لیبرال نیست؛ چپِ انقلابیِ تغییرلباس‌داده است، با همان منطقِ حذف، همان انتظارِ منجی، همان شیفتگی به فروپاشی و همان فقرِ نهادی.

تاریخِ ایران نشان داده است که مسئلهٔ ما ایدئولوژی‌ها نیستند؛ مسئله بازگشتِ مکرر به سیاستِ غیرمسئولانه، هیجانی و ضدنهادی اس حالا چه با پرچم سرخ، چه با پرچم شیر و خورشید. از این‌رو، شعار «چپ هرگز نفهمید» بیش از آن‌که نقدِ چپ باشد، آینه‌ای است که راستِ سلطنت‌طلب نادانسته خود را در آن می‌بیند.

مسئله این نیست که چپ نفهمید؛ مسئله این است که اینان، بی‌آن‌که بدانند، هنوز در همان دستورِ زبانِ فکری سخن می‌گویند. تاریخ اما در این‌باره بی‌تعارف است و جریانی که با زبانِ تحقیر و حذف سیاست می‌کند، هر نامی بر خود بگذارد، از همان جنسی است که مدعیِ نقدِ آن است و انسانی که امروز با تایید یا سکوت مقهور این زبان تهدید می‌شود، از یاد‌ نبرد که واگذاری کلمات به نحوی که توان زندگی با آن ممکن نباشد، بزرگترین خیانت است، به قول «اوسیپ ماندلشتام»، شاعری که در دورهٔ استالین به‌خاطر سخن گفتن در برابر سانسور و زبان سرکوب محکوم شد:

 «من نمی‌دانم جاهای دیگر چگونه است، اما اینجا، در این کشور، مردم هنوز توان زندگی به‌واسطهٔ کلمات را دارند».

منبع: کانال تلگرامی نهضت آزادی ایران

TAGGED:پهلوی و اعتراضات ایران
Share This Article
تلگرام تریدز ایمیل لینک را کپی کنید چاپ
Previous Article دستگیری اعضای جبهه اصلاحات اعتراض به بازداشت رهبران جبهه اصلاحات ایران و دیگر فعالان سیاسی و مدنی
Next Article افراطی‌گری؛ آفت انسجام ملی (ریشه‌یابی جریان موسوم به راست افراطی)
بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تصویر تبلیغ

تازه‌ترین مطالب منتشر شده

صهیوپهلویسم
صهیوپهلویسم، آتن، پرسپولیس و اورشلیم!‏
پنجره
۱۹ مهر ۱۴۰۵
رادیکالیسم و جنبشهای اجتماعی
پنجره
۱۹ مهر ۱۴۰۵
حسین علایی
حسین علایی؛ جبهه میانی خوزستان
پنجره
۱۹ مهر ۱۴۰۵
عملگرایی اخلاقی
در ستایشِ عمل‌گرایی اخلاقی؛ نگاهی به تجربه‌ی زیسته‌ی سید مصطفی تاج‌زاده
پنجره
۱۹ مهر ۱۴۰۵
از توماس جفرسون تا مارکو روبیو؛ آمریکا به نزاع تمدن‌ها چطور می‌نگرد؟
تیتر سیاست خارجی
۱۹ مهر ۱۴۰۵
از بالفور تا روبیو؛ درس‌های سخنرانی اکروپلیس برای ایران امروز
سیاست خارجی
۱۹ مهر ۱۴۰۵
کتاب نیم قرن تجربه و خاطره
خاطرات عزت‌الله سحابی؛ دستگیری محمدرضا سعادتی (بخش دوم)
پنجره
۱۸ مهر ۱۴۰۵
شجریان، یکی بود!
فرهنگی
۱۷ مهر ۱۴۰۵
روابط ناپایدار نسل Z؛ از آشنایی تا ناپدید شدن و زخم‌های عاطفی
فرهنگی
۱۷ مهر ۱۴۰۵
ارنستو چگوارا
ارنستو چه‌گوارا؛ حرکت به سمت کوبا و شروع انقلاب مسلحانه
پنجره
۱۷ مهر ۱۴۰۵
افلاطون
گریز از مرگ
پنجره
۱۷ مهر ۱۴۰۵
حسین علایی
حسین علایی؛ جبهه جنوب (بخش پایانی)
پنجره
۱۷ مهر ۱۴۰۵
مسئله بازار ارز
جیغ‌های بنفش ارزی غوغائیان؛ دل‌سوزی یا فریب افکار عمومی؟
اقتصادی
۱۵ مهر ۱۴۰۵
کتاب نیم قرن تجربه و خاطره
خاطرات عزت‌الله سحابی؛ دستگیری محمدرضا سعادتی (بخش اول)
پنجره
۱۷ مهر ۱۴۰۵
دروازه‌های شب و روز
پنجره
۱۷ مهر ۱۴۰۵
عربستان و تقلا برای باز نگاه داشتن باب‌المندب؛ گردبادی در دل طوفان
سیاست خارجی
۱۴ مهر ۱۴۰۵
زندانی کردن رسایی رویکرد موفقی برای کنترل تندروی نیست
سیاست ایران
۱۴ مهر ۱۴۰۵
تورم کالاهای اساسی
تورم طبقاتی؛ چرا فقیرترین دهک، تورمی به‌مراتب بیشتر از ثروتمندترین دهک تجربه می‌کند؟
اقتصادی
۱۴ مهر ۱۴۰۵
حسین علایی
حسین علایی؛ جبهه جنوب (بخش سوم)
پنجره
۱۷ مهر ۱۴۰۵
زمان شروع نبرد سوم؛ احتمالا بعد از انتخابات کنگره آمریکا
سیاست خارجی
۱۹ مهر ۱۴۰۵
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ

نوشته‌های تازه

  • صهیوپهلویسم، آتن، پرسپولیس و اورشلیم!‏
  • رادیکالیسم و جنبشهای اجتماعی
  • حسین علایی؛ جبهه میانی خوزستان
  • در ستایشِ عمل‌گرایی اخلاقی؛ نگاهی به تجربه‌ی زیسته‌ی سید مصطفی تاج‌زاده
  • از توماس جفرسون تا مارکو روبیو؛ آمریکا به نزاع تمدن‌ها چطور می‌نگرد؟

آخرین دیدگاه‌ها

  1. اسماعیل در کودتای ۲۸ مرداد؛ اولین «دخالت بشردوستانه» در ایران
  2. اسماعیل در ارنستو چه‌گوارا؛ اولین ارتباط‌ها با شوروی،دیدار با فیدل کاسترو و پیوستن به جنبش انقلابی کوبا
  3. سلمان در از دیکتاتوری فردمحور تا دیکتاتوری متکثر
  4. 118 در تیم پنج نفره گروهک منحله دمکرات به صورت کامل متلاشی شد
  5. فرد منحله در تیم پنج نفره گروهک منحله دمکرات به صورت کامل متلاشی شد

شاید این مطالب هم برای شما جالب باشد

حسن روحانی- دبیر شورای عالی امنیت ملی
پنجره

خاطرات حسن روحانی؛ بلاتکلیفی در مذاکرات با اروپایی‌ها

مهستان؛ خاطرات حسن روحانی: در مذاکرات مدیران کل سه کشور با تیم مذاکراتی ما علی‌رغم تشکیل جلسات متعدد، در مسائل…

2 Min Read
پنجره

سقراط و پرسش از معنای واقعی قدرت

مهستان؛ سقراط: اکنون که در این باره به‌توافق رسیده‌ایم، بگو ببینیم اگر کسی دیگری را بکشد یا از کشور بیرون…

2 Min Read
رونن برگمن- تاریخ ترورهای اسراییل
پنجره

بزرگترین عملیات قتل هدفمند در قرن بیستم (بخش اول)

مهستان؛ نهم اکتبر ۱۹۷۲ پیامی کدگذاری شده به پایگاه آمان رسید که مسئول ارتباط با ماموران اسرائیلی در خاورمیانه بود.…

2 Min Read
اسلامی‌سازی علوم
پنجره

چرخش معکوس در پروژه اسلامی‌سازی علوم

مهستان؛ محمد مجتهد شبستری در یادداشت «نظام جمهوری اسلامی هم مانند همه نظامهای ديگر نامقدس است!» توضیح می‌دهد که برخلاف…

1 Min Read
اخبار مهستان
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • خبرنامه
  • پیوندها
  • جستجو
  • RSS
Reading: آیا چیزی که چپ هرگز نفهمید، راستِ ایرانی امروز فهمید؟
Share

کلیه حقوق محفوظ است.  طراحی: هنرپرداز .

Welcome Back!

Sign in to your account

Username or Email Address
رمز عبور

Lost your password?