مهستان؛ اندکی از شکست جمهوری اسپانیا نگذشته بود که جنگ در اروپا با جدیت آغاز شد.
به دنبال ملحق شدن اتریش و امضای پیمان مونیخ که اشغال چکسلواکی را هم تضمین میکرد، هیتلر در سپتامبر ۱۹۳۹ لهستان را فتح کرد.
بریتانیا و فرانسه با دول محور وارد جنگ شدند و جنگ جهانی دوم آغاز شد.
گوارا لینچ اکنون بیشتر انرژی خود را صرف آکسیون آرخنتینا ــ گروه متحدی که به هواداری از متفقین تشکیل شده بود ــ میکرد و شعبه ملی آن را در آلتا گراسیا تاسیس کرده بود.
بیشتر از همین زندگینامه بخوانید: اولین جرقهها در زندگی ارنستو
ارنستو که اکنون پانزده سال داشت، به عضویت «شاخه جوانان» آکسیون آرخنتینا در آمد، کارت عضویت مخصوص دریافت کرد و به گفته پدرش آن را «با افتخار به نمایش میگذاشت.»
گوارا لینچ به نقاط مختلف استان سفر میکرد، در جلسات عمومی سخن میگفت و سرنخهای بهدست آمده از نفوذ احتمالی نازیها را پیگیری میکرد.
وحشت گروه او این بود که نازیها عاقبت آرژانتین را اشغال کنند و از این رو او هرگونه فعالیت جامعه پرجمعیت آلمانی را در استان کردوبا به دقت زیر نظر میگرفت.
ارنستو هم به گفته پدرش «همه وقت آزاد خود را خارج از ساعات درس و بازی، صرف همکاری با ما میکرد.»
آنها انتظار داشتند دولت آرژانتین اقدام عاجلی در این زمینه بکند اما اما این کشور تا زمان شکست کامل آلمان در ۱۹۴۵ رسماً بیطرف بود.
منبع: برگرفته از کتاب چهگوارا زندگی یک انقلابی
زندگینامه ارنستو چهگوارا





