مهستان؛ یدالله کریمی پور در یادداشت «چرایی فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی» مینویسد:
فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی پیش از هر چیز نتیجهٔ ناتوانی ساختاری اقتصاد شوروی در رقابت با اقتصاد بسیار بزرگتر و پویاتر آمریکا بود؛ عاملی که در بلندمدت فشار شدیدی بر نظام سیاسی، نظامی و اجتماعی تحمیل کرد.
همزمان، ترکیبی از مدیریت ناآگاهانه در رهبری حزب، انتصاب مدیران بیتخصص در سراسر جمهوریها، اتکای افراطی به نهادهای امنیتی و نظامی و تصور غلط از موقعیت جهانی، دستگاه حکومتی را از واقعبینی دور کرد.
سیاست خارجی ایدئولوژیک، تمرکز افراطی بر مسابقه تسلیحاتی، نادیدهگرفتن توسعه اقتصادی، حذف نقش نهادهای قانونگذاری مستقل و برخورد شدید با منتقدان، ساختار حکومتی را به سمت تمامیتخواهی بسته و فاقد انعطافپذیری سوق داد.
امتیازات ویژهٔ حزبیها، مصونیت قضایی، رشد نهادهای موازی و هدررفتن منابع برای تبلیغ کمونیسم بیرونی، شکاف میان مردم و حاکمان را عمیقتر کرد.
مجموع این روندها باعث شکلگیری و گسترش سه سطح گسترده از بیاعتمادی شد: بیاعتمادی میان ملت و دولت، بیاعتمادی میان شوروی و دولتهای خارجی، و بیاعتمادی میان خود مقامات حزبی.
رسانههای تکصدای دولتی اعتبار خود را از دست دادند، احساس تبعیض و بیعدالتی ریشهدار شد و قدرت عملاً در دایرهای محدود از حزب و نهادهای امنیتی متمرکز گردید.
بدینترتیب، تضاد میان واقعیتهای اقتصادی، ناکارآمدی مدیریتی و شکاف اجتماعی به مرحلهای رسید که فروپاشی نظام شوروی نهتنها محتمل، بلکه اجتنابناپذیر شد.





