تصویر تبلیغ
اخبار مهستان
  • سیاست ایران
  • سیاست خارجی
  • فرهنگی
  • پنجره
  • اخبار راهبردی
  • اقتصادی
  • جامعه مدنی
Reading: تضادهای حکومت محمدرضا پهلوی با نظامات مشروطه – ۱۰
Share
اخبار مهستان
جستجو
Follow US
کلیه حقوق محفوظ و متعلق است به اخبار مهستان
اخبار مهستان > پنجره > تضادهای حکومت محمدرضا پهلوی با نظامات مشروطه – ۱۰
پنجره

تضادهای حکومت محمدرضا پهلوی با نظامات مشروطه – ۱۰

۷ آذر ۱۴۰۴
Share
کنگره حزب ایران نوین
حزب ایران نوین در بخش بزرگی از دوره پهلوی دوم به عنوان حزب اکثریت در مجلس شناخته می‌شد.
SHARE

مهستان؛ مسعود قاصدیان – آرش صادقی اولیایی: در سال‌های اخیر، برخی از هواداران سلطنت پهلوی – به‌ویژه در فضای مجازی – خود را «مشروطه‌خواه» می‌نامند و ادعا می‌کنند که حکومت محمدرضا شاه پهلوی می‌تواند الگویی برای تحقق مشروطه‌خواهی مدرن در ایران باشد. این در حالی است که با نگاهی دقیق به ساختار حقیقی حکومت پهلوی، و سخنان و مواضع شخص شاه، می‌توان دریافت که این حکومت تضادهای آشکاری با اصول شناخته‌شده و بنیادین نظام مشروطه داشته است.
در این سلسله مقالات، تلاش می‌شود با مرور اصول نظام‌های مشروطه، و تطبیق آن‌ها با عملکرد حکومت پهلوی، نشان داده شود که جمع میان مشروطه‌خواهی و حمایت از نظام سلطنتی محمدرضا شاه، نه تنها دشوار، بلکه دچار تناقضی بنیادی است.

 

مشروطه ایرانی

در سال‌های اخیر، بازخوانی تاریخ صدر مشروطیت به نگاهی ستایش‌آمیز به آن رخداد بزرگ و فعالینش منجر شده. نگاهی که شاید بار مثبت عبارت «مشروطه‌خواهی» وامدار آن باشد. اما خود محمدرضا شاه هم چنین نگاه ستایش‌آمیزی به مشروطه داشت؟ در این قسمت مرور کوتاهی بر نگاه او خواهیم داشت.

شاه نظر خوشی نسبت به صدر مشروطیت نداشت. به نظر او بر همگان واضح و مبرهن بود که مشروطیت تجربه شکست خورده‌ای بوده و این باور را به عنوان یکی از مفروضات استدلالات خود به کار می‌برد: مشروطیت ایران را کی می‌بایستی در عمل پیاده کند؟ ۹۹ درصد بیسواد. این است که نتیجه را هم دیدیم[1]. گویی مخاطب هم با این واقعیت بدیهی آشناست که نتیجه مشروطیت ایران چه‌سان فاجعه‌بار بوده است. او وضعیت نابه‌سامان ایران در دهه ۱۲۹۰ را ناشی از مشروطیت می‌دانست: از بدو مشروطیت که برای دفاع در مقابل ارتجاع، ما کورکورانه قوانین بعضی از ممالک را گرفتیم… متأسفانه نتیجه آن اقتباس کورکورانه اوضاع قبل از کودتای ۱۲۹۹ پدر من بود[2].

او اقتباس مشروطیت ایران از لیبرال – دموکراسی غربی را غلط می‌دانست و آن را «اقتباس کورکورانه» می‌خواند، در غفلت از این واقعیت مهم که «رشد و نمو اصول دموکراسی در هر مملکت و نزد هر ملتی بستگی تام با شرایط خاص نژادی و جغرافیایی و سیاسی و اجتماعی آن کشور و ملت دارد[3]».

مشکل فقط این نبود که اصول دموکراسی در صدر مشروطه بومی‌سازی نشده بودند، بلکه اساساً خود همان الگو در کشورهای مبدأ هم آش چندان دندان‌گیری نبود: دموکراسی، آن تقلید کورکورانه‌ از روش‌های بیگانه نمی‌تواند باشد، زیرا بسیاری از این روش‌ها نه تنها با سنت‌های دیرینه تمدن و فرهنگ ایرانی هماهنگ نیست، بلکه در خودِ جوامعی که موجد آنها هستند نیز غالباً رضایتبخشی به بار نیاورده‌است[4].

شاه معتقد بود ایران به جای تقلید از دموکراسی غربی، نیازمند «دموکراسی واقعی که جوابگوی نیازهای مادی و معنوی ملت ایران و منطبق با ارزش‌ها و موازین مدنی و فرهنگی آن» باشد، است. به باور شاه رژیم مشروطه اولیه تنها ظاهری از مشروطه بوده است: رژیم ما ظاهراً رژیم مشروطه بود و قانون اساسی داشتیم.[5] در مملکت ما ظاهراً انقلاب مشروطیت شد. آمدند و خون‌ها ریختند و قیام‌ها کردند تا اصل عدالت به وسیله به اصطلاح نظارت نمایندگان ملت برقرار شد و دولت مجبور شد که آخر سال، یک بودجه‌ای بدهد. ظواهرش حفظ شد[6].  

بیشتر بخوانید: تضادهای حکومت محمدرضا پهلوی با نظامات مشروطه – ۹: آزادی احزاب! بخش سوم

او از ادبیاتی مشابه ادبیات رایج سایر دشمنان مشروطه استفاده می‌کرد. گهگاه با هدف بی‌اهمیت جلوه دادن قوه‌مقننه، بحث عدالتخانه را برجسته می‌کرد: در آن موقع مشروطه را آن‌ها اصلاً به عنوان عدالتخانه می‌گفتند، می‌گفتند ما عدالتخانه می‌خواهیم[7].  و گاه به ریشه‌های استعماری مشروطه کنایه می‌زد: از سیاست خارجی صحبت نمی‌کنم که آنها در این کار چه دستی داشتند[8].  و بیش از همه، رجال صدر مشروطه را تخطئه می‌کرد: ملاحظه بکنید که در تاریخ اخیر ایران آمدند و در پنجاه و چند سال پیش گفتند که سیستم حکومتی ما مطابق عدالت نیست و ما مشروطه می‌خواهیم. اما چه شد؟ تمام کسانی که متعلق به رژیم سابق بودند فردا ماسک‌ها را عوض کردند و همان‌ها به اسم حامیان رژیم جدید وارد گود معرکه شدند و به صورت جدیدی امتیازات سابق خودشان را حفظ کردند و مثل سابق همان منافع را بین خودشان تقسیم کردند. ماسک استبدادشان را عوض کردند و به اسم مشروطه، دو مرتبه خودشان را به این ملت تحمیل کردند[9].

در بیان شاه آنچه ایران تجربه کرده بود «مشروطه اسمی» بود. مشروطه واقعی تنها پس از انقلاب شاه و ملت برقرار شده‌بود. او انقلاب سفید را «سبک جدید حکومت مشروطه»  می‌نامید که جایگزین «آن نوع مشروطیت» شده: لازم به تذکر نیست که تا چند سال پیش مشروطیت به مفهوم حقیقی آن در کشور ما برقرار نبود[10]. شاه می‌گفت «روح مشروطیت که باید حکومت مردم بر مردم باشد» بدون اصلاحات ارضی محقق نشده بود و تازه پس از آن: برای بار اول در مشروطیت، آن نمایندگان حقیقی اکثریت جمعیت ایران بالاخره به مجالس مقننه وارد شدند[11].  اکنون مشروطیت ما دیگر آلت اغراض خصوصی طبقه خاصی نیست، بلکه انقلاب ششم بهمن آرمان‌های واقعی مشروطیت را از هر گزندی نجات داد و آن را تکمیل نمود[12].

شاه برای این ادعا که «مفهوم حقیقی مشروطیت ایران فقط پس از اجرای اصول انقلاب سفید توانست تحقق یابد[13]» اینگونه استدلال می‌کرد که دموکراسی سیاسی بدون عدالت اجتماعی، تنها یک پوسته است، فاقد روح و اساس آزادی: امروزه جامعه ایران احساس می‌کند که از مفهوم واقعی دموکراسی که مدتی دراز فقط صورت ظاهری آن در کشور ما برقرار بود برخوردار است، زیرا دموکراسی امروزه ایران ترکیبی از دموکراسی سیاسی با دموکراسی اقتصادی و عدالت اجتماعی است. که یک دموکراسی واقعی، بدون برخورداری از این هر سه جنبه تحقق نمی‌یابد[14]. در عمر تقریباً هفتاد ساله مشروطیت ایران هرگز اصول و مفاهیم واقعی دموکراسی مانند امروز در جامعه ایرانی استوار نبوده است، زیرا ملت ما اکنون از آن موهبتی برخوردار است که روح و اساس آزادی است، نه از آن صورت ظاهری دموکراسی، که متضمن هیچ پیشرفت واقعی نمی‌تواند بود. دموکراسی ما امروز نه فقط یک دموکراسی سیاسی، بلکه در عین حال یک دموکراسی اقتصادی است که بر پایه اقتصاد دموکراتیک و عدالت اجتماعی تکیه دارد[15].

شگفت آنکه نه تنها انقلاب سفید را تکمیل مشروطیت می‌دانست، بلکه سیستم تک حزبی رستاخیز را نیز سرآغاز «دوران تازه‌ای در تاریخ مشروطیت ایران» می‌نامید: سالی که بر مشروطیت ایران گذشت، سالی خاص و استثنایی بود. در این سال برای نخستین بار در تاریخ مشروطیت کشور ما، حزب واحدی به وجود آمد که تمام طبقات ملت را در بر گرفت، و انتخاباتی که در چهارچوب این حزب انجام یافت، با بزرگترین استقبال ملی که در تاریخ هفتاد ساله مشروطیت ما بی‌سابقه بود، مواجه شد. مردم ایران در این انتخابات رشد فکری و اجتماعی خود را به بهترین صورت نشان دادند و با روح وحدت و پیوستگی عمیق ملی، در منتهای آزادی، نمایندگان مورد نظر خود را برگزیدند[16].

شاه در تصویر معنای مشروطیت برای مخاطب سخنانش، عنصر سلطنت را برجسته می‌کرد. در مقابلِ اینکه هنگامِ روایتِ تاریخ صدر مشروطیت می‌گفت: اساساً مشروطیت ایران در آن هنگام قوام و استحکامی نداشت[17]  در روایت چشم‌انداز آینده کشور، چنین نصیحت می‌کرد: تامین دوام و قوام رژیم مشروطه سلطنتی شما بر دو اصل استوار است. یکی به وسیله سلطنت موروثی، و دیگری به وسیله وارث سیاسی پادشاه[18].  در این تعبیر مجلس، انتخابات، حکومت قانون، مشارکت عمومی یا … هیچ یک به اندازه مورثی بودن سلطنت و شخص شاه، ارزش ندارند که جزو «اصول» شناخته شوند.

 

 

پایان‌بخش

این مجموعه مقالات، با نظری بر اصول بنیادین نظام‌های مشروطه، قانون اساسی ایران و تطبیق آن‌ها با عملکرد محمدرضا شاه، نشان می‌دهد که ساختار حقیقی حکومت پهلوی در تضاد آشکار با مفهوم مشروطیت بود. به طور اجمال دیدیم که:

۱. تفکیک قوا
شاه با تمرکز قدرت، استقلال مجلس و قوه قضاییه را نقض کرد. انتخابات به‌صورت نمایشی و با تأیید نهایی شاه انجام می‌شد. قوه قضاییه تحت نفوذ مستقیم دربار بود و در پرونده‌های سیاسی از دادگاه‌های نظامی استفاده می‌شد. حتی در تصمیمات قانون‌گذاری، شاه خود ابتکار عمل را در دست داشت و مجلس را به نهادی حاشیه‌ای بدل کرده بود. این روند به‌روشنی با اصل مهم تفکیک قوا در تضاد بود.

۲. مجلس
شاه نظارت پارلمان را تهدیدی برای نظم می‌دانست و آن را محدود کرد. وزرا صرفاً پاسخ‌گو به شاه بودند، نه مجلس. سازمان‌ها و پروژه‌های کلان مانند انرژی اتمی، خارج از روند بودجه‌ریزی و بدون اطلاع دولت و مجلس اداره می‌شدند. تصمیمات مالی کلان مستقیماً توسط شاه اتخاذ می‌شد و جایگاه قوه مقننه در این فرآیند «هیچ» بود. قوه مقننه‌ای که ستون مشروطیت است.

۳. سلطنت
شاه سلطنت را نه جایگاهی نمادین، بلکه ریاست حقیقی قوه مجریه می‌دانست. او همه سطوح تصمیم‌گیری را شخصاً هدایت می‌کرد و اختیارات خود را برگرفته از سنت‌های تاریخی شاهنشاهی ایران می‌دانست. به باور او، نظام‌های انتخاباتی با ویژگی‌های ایران ناسازگار بودند و تمرکز قدرت در دست پادشاه بهترین تضمین ثبات بود. آرای عمومی، مخل حکومت مطلوب او بودند.

۴. ارتش
ارتش به ابزارمدرن مجهز شده اما اسیر فرماندهی پدرسالارانه سنتی بود. شاه فرماندهی مستقیم بر نیروهای مسلح داشت و سلسله‌مراتب نظامی را تضعیف کرد. فرماندهان برای کوچک‌ترین تصمیمات نیاز به اجازه شاه داشتند. این ساختار مانع هرگونه اقدام مستقل به‌ویژه در شرایط بحرانی می‌شد. نگرانی از کودتا باعث شده بود ارتش عملاً بی‌اختیار باشد. او همچنین اصل مهم نظارت مدنی بر نیروهای نظامی را نقض کرد و ارتش را به نهادی کاملاً تحت امر شخص خود بدل ساخت.

۵. سیاست خارجی
شاه شخصاً همه امور خارجی را کنترل می‌کرد. نخست‌وزیر و کابینه اغلب از تحولات کلیدی بی‌خبر بودند. وزیر خارجه و نمایندگی‌های ایران مستقیماً از شاه دستور می‌گرفتند و مذاکرات مهم، در غیاب وزارت خارجه انجام می‌شد. این تمرکز قدرت، سیاست خارجی را به حوزه‌ای شخصی و خارج از نظارت نهادهای رسمی بدل کرده بود.

۶. نفت
شاه درآمد نفت را دارایی شخصی خود می‌دانست. تصمیمات کلان نفتی بدون تصویب یا اطلاع دولت و مجلس انجام می‌شد. شرکت ملی نفت ایران تحت مدیریتی سیاسی و غیرتخصصی اداره می‌شد و بخشی از درآمدها صرف پروژه‌ها و هزینه‌های نامربوط می‌گردید.

۷. آزادی احزاب
شاه پس از کودتا ابتدا با ایجاد احزاب فرمایشی مانند ملیون و مردم، رقابت سیاسی را شبیه‌سازی کرد. انتخابات به‌شدت مهندسی می‌شد و احزاب واقعی حذف شده بودند. این احزاب بیش از آنکه کارکرد سیاسی واقعی داشته باشند، ابزار نمایش دموکراسی به شمار می‌رفتند. پروژه‌های بعدی مانند حزب ایران نوین نیز ساختاری وابسته و مهندسی‌شده داشتند. حزب اقلیت بی‌اختیار بود و حق نداشت نقشی جدی در نقد و نظارت بر دولت ایفا کند. سرانجام با تشکیل حزب واحد رستاخیز، هرگونه تنوع سیاسی از میان رفت. عضویت اجباری، کنترل کامل شاه و حذف هرگونه صدای مخالف، حزب را به نهادی ناکارآمد و نمایشی بدل کرد و هیچ فعالیت معناداری شکل نگرفت.
در همه این حوزه‌ها، شاه نهادهای قانونی و روال‌های مشروطه‌ را به پوسته‌ای بی‌اثر بدل کرده بود. تفکیک قوا عملاً لغو شده بود، پارلمان بی‌اثر شده بود، ارتش و سیاست خارجی و اقتصاد تحت کنترل مستقیم شاه قرار داشت، و احزاب صرفاً نقشی بر دیوار بودند.

این سلسله مقالات تلاش کردند نشان دهند (با هر قضاوتی در مورد سلطنت شاه) نمی‌توان حکومت او را مشروطه نامید. نه بر اساس قواعد کلاسیک، نه بر اساس قانون اساسی وقت. در بخش پایانی نشان دادیم که خود شاه هم نظر خوشی نسبت به تجربه مشروطیت ایران نمی‌داشت.
این مجموعه را با نقل قولی از او به پایان می‌بریم که به روزنامه‌نگاری خارجی گفت:
البته ما از شنیدن صدای مخالف رویگردان نیستیم… اما نکته جالب این است که در کشور ما امری برای مخالفت وجود ندارد[19].

 

[1] ۱۵ مرداد ۱۳۵۵

[2] 17مرداد ۱۳۵۴

[3] ۱۴ مرداد ۱۳۴۱

[4] ۱۴ مرداد ۱۳۵۵

[5] ۸ اسفند ۱۳۴۱

[6] ۹ مهر ۱۳۴۲

[7] ۶ مرداد ۱۳۴۲

[8] ۶ مهر ۱۳۴۹

[9] ۶ مرداد ۱۳۴۲

[10] ۱۴ مرداد ۱۳۴۷

[11] ۱۲ مهر ۱۳۴۲

[12] ۱۴ مرداد ۱۳۴۳

[13] ۱۴ مرداد ۱۳۵۰

[14] ۱۴ مرداد ۱۳۵۲

[15] ۱۴ مرداد ۱۳۵۳

[16] ۱۴ مرداد ۱۳۵۴

[17] ۱۵ مرداد ۱۳۴۴

[18] ۱۹ اردیبهشت ۱۳۵۰

[19] ۳۱ خرداد ۱۳۵۰

TAGGED:محمدرضا پهلوی، مشروطه،
Share This Article
تلگرام تریدز ایمیل لینک را کپی کنید چاپ
Previous Article حمید مصدق حمید مصدق که از عشق و اعتراض سرود
Next Article پرونده‌ای برای یافتن پاسخ یک پرسش تک‌کلمه‌ای
بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تصویر تبلیغ

تازه‌ترین مطالب منتشر شده

افزایش شمار اَبرثروتمندان تصویر برابری‌خواهانۀ سوئد را به چالش کشیده و به جدال‌های سیاسی دامن زده است
پنجره
۲۹ مهر ۱۴۰۵
کتاب نیم قرن تجربه و خاطره
خاطرات عزت‌الله سحابی؛ جزوه تحلیلی نهضت آزادی
پنجره
۲۹ مهر ۱۴۰۵
میانجی‌ها تقلا می‌کنند اما سایه نبرد بزرگ است که هر روز پررنگ‌ می‌شود
تیتر سیاست خارجی
۲۹ مهر ۱۴۰۵
سدی بر مسیرِ نقدینگی؛ چرا کُندکردنِ سرعتِ گردشِ پول تورم را حذف نمی‌کند و فقط آن را به تعویق می‌اندازد
اقتصادی
۲۸ مهر ۱۴۰۵
حسین علایی
حسین علایی؛ آزادی سوسنگرد پس از چهار روز
پنجره
۲۹ مهر ۱۴۰۵
تدارک نبرد نهایی با ایران؛ راز چرخش ناگهانی ترامپ به سوی نتانیاهو
سیاست خارجی
۲۹ مهر ۱۴۰۵
آیا شبکه‌های اجتماعی جای انجمن‌ها را گرفته‌اند؟
جامعه مدنی
۲۷ مهر ۱۴۰۵
شمایل نبرد سوم؛ تمرکز آمریکا بر مرزها و تمرکز ایران بر اسراییل
سیاست خارجی
۲۸ مهر ۱۴۰۵
کتاب نیم قرن تجربه و خاطره
خاطرات عزت‌الله سحابی؛ موضع نهضت آزادی در مورد انتصاب آقای عباس امیرانتظام در دولت موقت
پنجره
۲۷ مهر ۱۴۰۵
امام موسی صدر و محرومان شیعه لبنان
پنجره
۲۷ مهر ۱۴۰۵
جهان ایرانی
جهان ایرانی
فرهنگی
۲۷ مهر ۱۴۰۵
چرخه ترور
هشدار درباره به راه افتادن چرخه ترور؛ اختلافات سیاسی نباید به برادرکشی و جنگ داخلی تبدیل شود
سیاست ایران
۲۶ مهر ۱۴۰۵
خبری از پایان هالیوودی نیست؛ جنگ ادامه خواهد داشت
سیاست خارجی
۲۷ مهر ۱۴۰۵
حسین علایی
حسین علایی؛ اشغال سوسنگرد
پنجره
۲۶ مهر ۱۴۰۵
حاجی واشنگتن، روایتی از فرهنگ سیاسی ایران و مواجهه با تجدد  
فرهنگی
۲۶ مهر ۱۴۰۵
از بازی لفظ تا بمب‌مادر
پنجره
۲۵ مهر ۱۴۰۵
کتاب نیم قرن تجربه و خاطره
خاطرات عزت‌الله سحابی؛ اشغال سفارت امریکا
پنجره
۲۵ مهر ۱۴۰۵
‍زلنسکی و معادله پیچیده پایان جنگ اوکراین
سیاست خارجی
۲۵ مهر ۱۴۰۵
خاطرات مارتین لوترکینگ؛ دوران کودکی و خانواده
پنجره
۲۵ مهر ۱۴۰۵
حسین علایی
حسین علایی؛ اشغال بستان (بخش پایانی)
پنجره
۲۵ مهر ۱۴۰۵
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ

نوشته‌های تازه

  • افزایش شمار اَبرثروتمندان تصویر برابری‌خواهانۀ سوئد را به چالش کشیده و به جدال‌های سیاسی دامن زده است
  • خاطرات عزت‌الله سحابی؛ جزوه تحلیلی نهضت آزادی
  • میانجی‌ها تقلا می‌کنند اما سایه نبرد بزرگ است که هر روز پررنگ‌ می‌شود
  • سدی بر مسیرِ نقدینگی؛ چرا کُندکردنِ سرعتِ گردشِ پول تورم را حذف نمی‌کند و فقط آن را به تعویق می‌اندازد
  • حسین علایی؛ آزادی سوسنگرد پس از چهار روز

آخرین دیدگاه‌ها

  1. اسماعیل در کودتای ۲۸ مرداد؛ اولین «دخالت بشردوستانه» در ایران
  2. اسماعیل در ارنستو چه‌گوارا؛ اولین ارتباط‌ها با شوروی،دیدار با فیدل کاسترو و پیوستن به جنبش انقلابی کوبا
  3. سلمان در از دیکتاتوری فردمحور تا دیکتاتوری متکثر
  4. 118 در تیم پنج نفره گروهک منحله دمکرات به صورت کامل متلاشی شد
  5. فرد منحله در تیم پنج نفره گروهک منحله دمکرات به صورت کامل متلاشی شد

شاید این مطالب هم برای شما جالب باشد

پنجره

درس‌هایی از جنگ: فراخوانی برای بازاندیشی راهبردی در غرب آسیا

مهستان؛ جواد ظریف: جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران، محدودیت‌های امنیت متکی بر بیگانگان و خطرات وابستگی منطقه‌ای به قدرت‌های خارجی…

5 Min Read
ارنستو چگوارا
پنجره

ارنستو چه‌گوارا؛ دوران ناآرام جوانی

مهستان؛ مطالعات ارنستو چه‌گوارا از داستانهای تخیلی به سمت کتابهایی سوق یافته بود که بیشتر محتوای اجتماعی داشت. درواقع به…

1 Min Read
قرارداد اجتماعی
پنجره

قرارداد اجتماعی

مهستان؛ انسان با وجود اینکه آزاد متولد می‌شود، در همه جای دنیا در قید اسارت به سر می‌برد؛ یک نوع…

2 Min Read
حسن روحانی- دبیر شورای عالی امنیت ملی
پنجره

خاطرات حسن روحانی؛ سفر البرادعی به تهران

مهستان؛ خاطرات حسن روحانی: پیش از مذاکرات تهران با ۳ وزیر اروپایی البرادعی در تاریخ ۱۳۸۲/۷/۲۴ به تهران آمد و…

2 Min Read
اخبار مهستان
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • خبرنامه
  • پیوندها
  • جستجو
  • RSS
Reading: تضادهای حکومت محمدرضا پهلوی با نظامات مشروطه – ۱۰
Share

کلیه حقوق محفوظ است.  طراحی: هنرپرداز .

Welcome Back!

Sign in to your account

Username or Email Address
رمز عبور

Lost your password?