مهستان؛ اینکه بحران آب و خشکسالی در ایران ریشه در ساخت سیاسی و بحرانهای آن در کنار تغییرات شدید دارد تردیدی نیست. اما این تنها یک روی سکه بحران خشکسالی است. روی دیگر سکه، راهکار خروج از بحران است.
در این روزهایی که جنگ و تحریم بر فراز ایران سایه افکنده، مسئله خشکسالی هولناکتر و ضروریتر از هر مسئلهای روی میز دولت و نظام است. پزشکیان گفته است: «اگر باران نبارد آب از آذر ماه در تهران جیرهبندی میشود و اگر باز هم نبارد باید تهران را خالی کنید.»
به نظر میرسد پزشکیان از آخرین امکانها سخن میگوید اما محقق کردن این طرحها یا هر سیاست دیگری معطوف به همراه کردن جامعه برای تاب آوردن در شرایط محرومیت و محدودیت دسترسی و همراهی با هر سیاستی که مشارکت جامعه را میطلبد است و جلب چنین مشارکتی نیازمند «مشروعیت» است. مشروعیتی که خود سالهاست در وضعیت بحرانی است.
به این وضعیت باید تبعات اقتصادی را نیز افزود. اقتصاد بحرانزده ایران تا چه حد تاب تحمل این بحرانهای متقاطع را دارد. به نظر دولت گریزی از ترمیم شکاف با جامعه و کاستن از بحران مشروعیت ندارد.





