مهستان؛ پرسپکتیویسم حرفش صرفا این است که شناخت جهان چیزی نیست مگر کارکرد چارچوبی زبانی و مفهومی که در درون آن دانندگان و عاملان خاص زندگی و عمل و کار میکنند.
این ادعا نخستین بار در فلسفه کانت به میان آمد که میگفت مقولات خاص از تفکر نظیر علیت و زمانمندی شرایطی ضروری برای مقدور شدن تجربه جهان هستند.
در پرسپکتیویسم هیچ چیز اقتضا نمیکند که میان چارچوبهای مختلف تفاوتهای بنیادینی وجود داشته باشد.
در واقع کانت فکر میکرد که چارچوب مفهومی نهفته در زیر همه تجربههای بشری برای همه یکسان است و مجموعه واحد عامی از مقولات به این تجربهها شکل میدهند.
اما اگر چارچوبهای مفهومی از اساس با هم متفاوت باشند چه؟ برخلاف اندیشه کانتی عمومیت داشتن مقولات اساسی، یک طرز تفکر مهم دیگر بر این مطلب پای میفشارد که در مفهوم تجربه یا در رابطه میان جهان و اندیشههای ما چیزی نیست که القا کننده یا مستلزم وجود چارچوب مفهومی واحد یا ویژهای باشد.
در واقع طرحهای مفهومی بیانگر اعتقادات بنیادینی هستند که میتوانند در فرهنگهای مختلف، در دورههای زمانی مختلف و در جماعات مختلفی عمیقا متفاوت باشند.
#فلسفه_آخرشب
برایان فِی؛ دیهیمی





