مهستان؛ اریک شهزار در یادداشتی در الجزیره در مورد دستاوردهای دیپلماتیک اخیر پاکستان مانند امضای توافقنامه دفاعی با عربستان سعودی و حضور نخستوزیر شهباز شریف در اجلاس صلح غزه نوشته است.
وی در مقاله نظری خود با عنوان «رنسانس سیاست خارجی پاکستان؟ نه کاملاً» استدلال میکند که این تحولات نباید به عنوان یک رنسانس یا تولد دوباره استراتژیک تلقی شوند، بلکه بازتابدهنده یک «چرخش محاسبهشده تحت فشار» هستند.
این چرخش ناشی از سه محرک اصلی است: نخست، خلا ناشی از خروج آمریکا از افغانستان که پاکستان را به تنها پشتیبان لجستیکی واشنگتن در منطقه تبدیل میکند.
دوم، دیپلماسی مواد معدنی، که در آن اسلامآباد قول دسترسی آمریکا به مواد کمیاب معدنی در بلوچستان را میدهد.
همچنین، به دلیل روابط ناآرام آمریکا و هند، اسلام آباد دوباره برای واشنگتن مفید تلقی میشود تا به عنوان وزنه تعادل در برابر تمایلات هند به پکن عمل کند.
رنسانس واقعی پاکستان در گروی حل شکنندگیهای داخلی و ایجاد یک قرارداد اجتماعی باثبات است.





