مهستان؛ ارنستو با انقلابیون چپگرای گواتمالا احساس همدردی میکرد و مبارزه کنار آنها را انتخاب کرده بود.
او در گواتمالا زندگی سخت و فقیرانهای داشت اما با اوجگیری تنش میان ایالات متحد و گواتمالا، روزهای ملالتاور ارنستو نیز رو به پایان بود.
در روز ۱۸ ژوئن، کاستییو آرماس، به عنوان رهبر ارتش آزادیبخش که از طرف سازمان سیا سازماندهی و آموزش دیده بود و به رغم تبلیغات گسترده بیش از چهارصد جنگجو نداشت، از مرز هندوراس عبور کرد و وارد خاک گواتمالا شد.
بیشتر از همین زندگینامه بخوانید: تمایل به چین و مائو
همراه با شروع اشغالنظامی گواتمالا، آطنده سیاسی ارنستو گوارا هم آغاز شد.
وقتی نخستین حملات هوایی بر فراز گواتمالا سیتی انجام شد، ارنستو که برای اولینبار زیر آتش گلوله قرار میگرفت، غرق در هیجان شده بود.
او در نامهای به سلیا، اعتراف کرد از اینکه مثل میمون خوشگذرانی کرده بود قدری احساس شرم میکند و اینکه تماشای مردمانی که زیر بمباران در خیابانها بهاین سو و آن سو میدویدند باعث شده بود به او احساس سحرآمیز آسیبناپذیری دست میدهد.
ارنستو در دفترچه خاطراتش نوشت: من به عضویت جمعیتهای بهداشتی در آمدم تا در زمینههای پزشکی با آنها همکاری کنن و همچنین در گشتهای شبانه جمعیت جوانان وابسته به پیمان دموکراتیک کمونیست برای پاسداری از شهر شرکت کردم.
در شهر خاموشی مطلق اعلام شده بود و یکی از وظایف ارنستو این بود که این قانون را اعمال کند.
برگرفته از کتاب چهگوارا زندگی انقلابی





