مهستان؛ ارنستو با والدین خود برخورد رسمی نداشت و با لحنی مهرآمیز مادر و پدرش را «ویهخا» و «ویهخو» که در لغت معنای پیر مونث و مذکر میداد، خطاب میکرد.
در حالی که در مقطعی رابطه ارنستو و پدرش رنگ ستیزهجویانه گرفته بود، او اکنون حتی بیش از پیش به فکر مادرش بود که سلامت خود را هم از دست داده بود. در ۱۹۴۶ سلیا به تشخیص پزشکان مبتلا به سرطان سینه شده و تحت عمل جراحی قرار گرفته بود و ارنستو نگران بروز مجدد این بیماری بود.
رابطه خاص آنها مورد توجه دوستان خانوادگیشان نیز قرار گرفته بود.
بیشتر از این زندگینامه بخوانید: ارنستو چهگوارا؛ سادگی در دوران اشرافیت
به اعتقاد برخی از این دوستان، همبستگی این دو به قدری خاص بود که فرزندان دیگر سلیا از آن محروم بودند و حتی برخی دوستان از تأثیر منفی آن بر فرزندان دیگر سلیا بهخصوص روبرتو، با همدردی و دلسوزی سخن میگفتند.
روبرتو که دو سال از ارنستو کوچکتر بود و از نظر جسمانی بر او برتری داشت، به مرور در ورزش راگبی از او پیشی گرفت، اما دستاوردهای شخصی او در داخل خانواده همیشه تحتاشعاع افتخارآفرینیهای برادر بزرگترش بود که از نظر آنها همیشه در حال غلبه کردن بر بیماری آسم بود.
بنا به گفته خویشاوندان، سالها طول کشید تا روبرتو بر غیظی که از کودکی نسبت به ارنستو در دل نگه داشته بود، فائق آید.
منبع: برگرفته از کتاب چه گوار زندگی انقلابی





