مهستان؛ بیست سال پس از ۱۳۸۴ که محمدباقر قالیباف، برای نخستین بار نامزد ریاست جمهوری شد زندگی سیاسی سردار فراز و نشیبهای زیادی را به خود دیده است.
تا قبل از انتخاب مسعود پزشکیان به عنوان رییسجمهور به نظر میرسید محمدباقر قالیباف روز به روز در حال رانده شدن به حاشیه قدرت سیاسی در کشور باشد اما بعد از انتخابات ۱۴۰۳ گویا به تدریج ورق برای وی برگشته و از پس حمله اسرائیل به ایران، طالع بخت قالیباف با سرعت بیشتری در حال سوق دادن دوباره او به مرکز دایره قدرت است.
بیشتر بخوانید: نشست رسانهای قالیباف؛ ائتلاف سران قوا و بحرانهای انباشت شده
مرور روایتهای وی از نخستین روز تجاوز اسرائیل به ایران و محتوای صحبتهایش در مصاحبه مطبوعاتی روز مجلس این فرض را به ذهن متبادر میکند که گویی قالیباف با مشابهتسازیهای تاریخی شرایط را برای ایفای نقشی شبیه هاشمیرفسنجانی در فاصله سالهای پایانی جنگ تا استقرار رهبر و رییسجمهور جدید(که از قضا خود شیخ مرحوم بود) مهیا دیده است.
شاید سردار در این ماهها فراغت بیشتری برای مطالعه تاریخ دارد و رسالت خود را در پوشیدن قبای شیخوخیت تعریف کرده است.





