تصویر تبلیغ
اخبار مهستان
  • سیاست ایران
  • سیاست خارجی
  • فرهنگی
  • پنجره
  • اخبار راهبردی
  • اقتصادی
  • جامعه مدنی
Reading: مشروطه یا پهلوی؟ تضادهای حکومت محمدرضا پهلوی با نظامات مشروطه-۶-سهم شیر! بخش سوم
Share
اخبار مهستان
جستجو
Follow US
کلیه حقوق محفوظ و متعلق است به اخبار مهستان
اخبار مهستان > پنجره > مشروطه یا پهلوی؟ تضادهای حکومت محمدرضا پهلوی با نظامات مشروطه-۶-سهم شیر! بخش سوم
پنجره

مشروطه یا پهلوی؟ تضادهای حکومت محمدرضا پهلوی با نظامات مشروطه-۶-سهم شیر! بخش سوم

۱۰ آبان ۱۴۰۴
Share
شاه و جمشید آموزگار
جمشید آموزگار از نزدیکترین بوروکرات‌ها به محمدرضا پهلوی بود.
SHARE

مهستان؛ مسعود قاصدیان-آرش صادقی اولیائی:در سال‌های اخیر، برخی از هواداران سلطنت پهلوی – به‌ویژه در فضای مجازی – خود را «مشروطه‌خواه» می‌نامند و ادعا می‌کنند که حکومت محمدرضا شاه پهلوی می‌تواند الگویی برای تحقق مشروطه‌خواهی مدرن در ایران باشد. این در حالی است که با نگاهی دقیق به ساختار حقیقی حکومت پهلوی، و سخنان و مواضع شخص شاه، می‌توان دریافت که این حکومت تضادهای آشکاری با اصول شناخته‌شده و بنیادین نظام مشروطه داشته‌است.

مطالب
ادبیات شاه: نفت من، پول من!افزایش قیمت نفت و افزایش احساس مالکیت شخصی شاهبی‌اعتمادی شاه به نهادهای مدرن و تمایل به تمرکز تصمیم‌گیری درباره نفتبیشتر بخوانید: چرا مشروطه‌خواهی با حمایت از پهلوی در تضاد است؟بوروکراسی دولتی در حوزه نفت نقشی فراتر از اجرای دستورات نداشت!شرکت ملی نفت فراتر از دولت به دربار وابسته بودشباهت اقبال و هویدا در شرکت ملی نفت و نخست‌وزیریبیشتر بخوانید: مشروطه‌خواه یا مطلقه‌ساز؟ تضادهای پنهان حکومت پهلوی علم: نخست‌وزیر ابدا در جریان امور نیست!جمشید آموزگار در وزارت کشور هم مسائل مربوط به حوزه نفت را در اختیار داشتبیشتر بخوانید: هویدا می‌گفت: نخست‌وزیر واقعی عکس روی دیوار است!مروری بر ارتش، سیاست خارجی و نفت

در این سلسله مقالات، تلاش می‌شود با مرور اصول نظام‌های مشروطه، و تطبیق آن‌ها با عملکرد حکومت پهلوی، نشان داده شود که جمع میان مشروطه‌خواهی و حمایت از نظام سلطنتی محمدرضا شاه، نه تنها دشوار، بلکه دچار تناقضی بنیادی است.

سهم شیر – بخش سوم

در بخش‌های پیشین، برخی از مهم‌ترین تضادهای بین نحوه‌ی حکمرانی محمدرضا شاه با اصول نظام مشروطه بررسی شد. در این بخش، تمرکز بر سه حوزه‌ی مشخص است: ارتش، سیاست خارجی و نفت. این سه حوزه، که از ارکان اساسی حکومتگری در ایران بودند، حجم و سهم بالایی از کل ساختار قدرت داشتند. پرویز راجی، در خاطره‌ای از واپسین سال صدارت هویدا، چنین روایت می‌کند: از هویدا راجع به مسئله‌ی قطع برق [گسترده] سؤال کردم. او پاسخ داد: وقتی فقط ۳۰ درصد از درآمد کشور در اختیار دولت است و ۷۰ درصد بقیه را به شرکت نفت و ارتش واگذار کرده‌اند، چطور می‌شود انتظار داشت دولت با همین ۳۰ درصد همه‌ی کارها را بدون عیب و نقص انجام دهد؟

تضادهای حکومت محمدرضا پهلوی با نظامات مشروطه-۵: سهم شیر! بخش دوم

این روایت، تصویری گویاست از جایگاه ویژه‌ی این نهادها در ساختار حاکمیت. از آن‌جا که بررسی هر سه حوزه در یک بخش نمی‌گنجید، در دو بخش قبل به ارتش و سیاست‌خارجی پرداختیم. در این قسمت به نفت خواهیم پرداخت.

نفت

از منظر ماکس وبر، نظارت پارلمان بر بودجه یکی از ابزارهای کلیدی برای اعمال اقتدار دموکراتیک و مهار قدرت اجرایی است. وبر تصریح می‌کند که فقط از طریق کنترل بودجه است که پارلمان می‌تواند بر دستگاه اجرایی سلطه‌ی واقعی پیدا کند. او کنترل دخل‌وخرج عمومی را شرط اصلی و پیش‌نیاز ظهور مسئولیت سیاسی دولت در برابر نمایندگان مردم می‌دانست. وبر – نه صرفاً از منظر اقتصادی، بلکه به‌عنوان یک سازوکار نهادی – برای تحقق عقلانی‌سازی قدرت و مشروعیت‌سازی سلطه، بر این نقش نظارتی تأکید دارد.

ادبیات شاه: نفت من، پول من!

در ایران «نفت» به‌عنوان مهم‌ترین منبع درآمدی دولت، یکی از حوزه‌های مورد توجه ویژه شاه بود. در تعامل با این منبع کلیدی نیز همان الگوی رابطه‌ی پاتریمونیال که در سایر عرصه‌های حکمرانی او دیده می‌شود، قابل مشاهده است. بدین معنا که شاه درآمد نفتی را نه در چارچوب یک ساختار بوروکراتیک و متعلق به دولت یا ملت، بلکه به‌مثابه دارایی شخصی خود تلقی می‌کرد.

این نگاه در ادبیات کلامی او نیز بازتاب یافته است. به روایت ابوالحسن ابتهاج: بارها من به گوش خودم شنیدم که می‌گفت من، من، پول من، نفت من، عایدات من. این را اصلاً عایدات مردم نمی‌دانست.

بیشتر بخوانید: تضادهای حکومت محمدرضا پهلوی با نظامات مشروطه-۴: سهم شیر! بخش اول 

شاه اعتقادی به واگذاری تصمیم‌گیری درباره‌ی منابع مالی نفت به ساختارهای اداری یا نهادهای برنامه‌ریزی نداشت و در عمل، تصمیمات کلان درباره‌ی چگونگی مصرف درآمدهای نفتی، مستقیماً تحت اراده‌ی شخص او اتخاذ می‌شد.

روایت یکی از نمایندگان وقت مجلس، تصویری گویا از این وضعیت ارائه می‌دهد: مسائلی بود که حتماً می‌خواست شاه. مثلاً پول‌های نفت چطوری خرج بشود. شاه در رأس شورای عالی می‌نشست، یک مسائلی را به او می‌گفتند، یک تصمیمی آنجا می‌گرفت و تصمیم‌اش هم بدون وتو بود. تمام می‌شد می‌رفت دیگر .

افزایش قیمت نفت و افزایش احساس مالکیت شخصی شاه

افزایش شدید قیمت جهانی نفت در ابتدای دهه‌ی ۱۳۵۰ خورشیدی، احساس مالکیت شخصی شاه بر درآمدهای نفتی را بیش از پیش تقویت کرد و دامنه‌ی تصمیم‌گیری‌های فردی او در مورد «عایدات من» را گسترش داد. در این دوره، شماری از کشورها از سوی ایران وام دریافت کردند؛ امری که نه تنها خارج از روندهای معمول برنامه‌ریزی اقتصادی بود، بلکه بدون تصویب یا گاه حتی اطلاع نهادهای رسمی صورت گرفت.

رئیس وقت بانک مرکزی، درباره‌ی سازوکار تصمیم‌گیری در این زمینه چنین روایت می‌کند: این اقدامی بود که در سطوح بالا به‌طور خیلی خصوصی و سرّی این مسائل مطرح می‌شد. و اوامر از طرف شاه صادر می‌شد و مجری هم وزارت اقتصاد و دارایی بود. به‌طورکلی وام‌هایی که به این کشورها داده شد، اینها نه در برنامه وجود داشت و نه در شورای اقتصاد مطرح شد .

بی‌اعتمادی شاه به نهادهای مدرن و تمایل به تمرکز تصمیم‌گیری درباره نفت

بی‌اعتمادی شاه به نهادهای مدرن و تمایل او به تمرکز تصمیم‌گیری درباره‌ی نفت به شکلی شخصی، سابقه‌ای طولانی داشت. حتی در زمان انعقاد قرارداد کنسرسیوم (پس از کودتای ۱۳۳۲) نیز تلاش کرده بود مسیر تصمیم‌گیری رسمی از طریق دولت را دور بزند، اگرچه در آن مقطع موفق نشده بود: سردنیس رایت( که بعد سفیر شد) می‌گفت برای همین کار قرارداد نفت سال ۱۹۵۳ من آمدم تهران و رفتم پهلوی شاه. شاه گفته بود که بیا و با خودم مسئله نفت را حل کنیم. گفتم که ما مجبوریم که با نخست‌وزیر قانونی مطرح کنیم .

در اوایل دهه‌ی ۱۳۳۰ شاه نتوانست خواست خود برای کنترل کامل امور نفتی را اعمال کند. اما در نیمه‌ی دوم سلطنتش این هدف را تا حد زیادی محقق ساخت. در این دوره، فضای تصمیم‌گیری در حوزه‌ی نفت به‌گونه‌ای بود که حتی مسئولان عالی‌رتبه‌ی اجرایی نیز امکان چانه‌زنی مؤثر با شاه نداشتند.

بیشتر بخوانید: چرا مشروطه‌خواهی با حمایت از پهلوی در تضاد است؟

به گفته‌ی رئیس وقت سازمان برنامه: بعضی دستگاه‌ها را ایشان به علت اینکه زیاد به کارش وارد بودند و زیاد از نزدیک دنبال می‌کردند، یک نوع تعهدی هم نسبت به آن پیدا کرده بودند. مثلاً بحث راجع به شرکت نفت که می‌شد، یا برنامه‌های نفتی این جور باید بشود یا جور دیگر باید بشود، ایشان خیلی پوزیسیونشان محکم و معلوم بود قبلاً تصمیماتشان را گرفته‌اند. خیلی کریستالیزه مسائل را نگاه می‌کردند .

بوروکراسی دولتی در حوزه نفت نقشی فراتر از اجرای دستورات نداشت!

در نگاه شاه، بوروکراسی دولتی در حوزه‌ی نفت نقشی فراتر از اجرای دستورات و بعد ثبت صورتحساب‌ها نداشت. ساختارهایی مانند سازمان برنامه، نه در مرحله‌ی سیاست‌گذاری و تصمیم‌سازی، بلکه صرفاً در مرحله‌ی پسینیِ آگاهی از تصمیمات، ایفای نقش می‌کردند. رئیس وقت سازمان برنامه، چنین روایت می‌کند: درآمد نفت تا چه حدودی و در چه تاریخی اضافه می‌شود، دست ما نبود. ما فقط بعد از اینکه همه چیز علنی می‌شد، متوجه می‌شدیم که وضع از چه قرار است.

و موقعی که پرداخت عملاً صورت می‌گرفت، ما می‌فهمیدیم درآمدمان چه بوده. تصمیماتی که روی توسعه صنعت پتروشیمی گرفته می‌شد، تصمیماتی که روی توسعه کارهای شرکت نفت می‌شد، سرمایه‌گذاری‌های شرکت نفت، توسعه میدان‌های نفتی، تزریق گاز، ساختن لوله‌های نفتی مختلف و اصولاً توسعه صنعت نفت که همه هم خیلی لازم بود، ولی ما در جریانش نبودیم. در جریان گسترش و تصمیم‌گیری‌اش نبودیم. و اینها معمولاً به ما ابلاغ می‌شد. موقعی که یا تصمیم قطعی گرفته شده بود یا اینکه در شرف گرفتن بود و یا در جریان بود .

شرکت ملی نفت فراتر از دولت به دربار وابسته بود

کنار گذاشتن ساختار رسمی دولت از فرآیند مدیریت نفت، محدود به سازمان برنامه نبود. حتی نخست‌وزیر و کابینه نیز نقشی در اداره‌ی امور نفتی نداشتند. مسئولیت مالی و عملیاتی نفت به شرکت ملی نفت ایران واگذار شده بود؛ نهادی که در عمل خود را نه تابع دولت، بلکه وابسته به دربار می‌دانست. ریاست این شرکت برای مدتی طولانی (۱۴ سال) در اختیار منوچهر اقبال قرار داشت؛ پزشکی که مورد اعتماد و علاقه‌ی شخص شاه بود و خود را «غلام خانه‌زاد» شاه می‌خواند.

اگرچه حضور طولانی‌مدت اقبال در این مقام حاکی از حمایت بی‌چون‌وچرای دربار از او بود، اما برخی از همکارانش درباره‌ی صلاحیت تخصصی او، داوری مثبتی نداشتند. به عنوان نمونه:
– آدم درستی بود ولی درباره مسائل اقتصادی و نفتی، اطلاعاتش خیلی محدود بود .
– دکتر اقبال هیچ‌گونه اطلاع و سررشته‌ای از این‌گونه کارها نداشت. من بعدها که به شاه عرض کردم، شاه هم فرمود دکتر اقبال آدم بی‌اطلاعی است .
– متأسفانه دکتر اقبال هم – که از دوستان من بود – وارد کارهای شرکت نفت نبود و قضاوتی سطحی می‌کرد .

شباهت اقبال و هویدا در شرکت ملی نفت و نخست‌وزیری

ریاست منوچهر اقبال بر شرکت ملی نفت ایران، از جهاتی به نقش نخست‌وزیری امیرعباس هویدا شباهت داشت؛ در هر دو مورد، شخص حقیقی محترمی در مقامِ حقوقیِ فاقد اختیار واقعی، نقش واسطه‌ای میان بدنه‌ی اجرایی و شخص شاه را ایفا می‌کرد: در زمانی که اقبال رئیس شرکت نفت ایران بود، ریاست واقعی آن شرکت را خود شاه برعهده داشت. اقبال نقش پستچی را بازی می‌کرد و روزهای چهارشنبه خدمت شاه می‌رفت و منتظر اوامر ملوکانه می‌شد تا نظر خود را در مورد گزارش‌های کتبی مدیران شرکت نفت (که اقبال حامل آن‌ها بود) بدهند .

بیشتر بخوانید: مشروطه‌خواه یا مطلقه‌ساز؟ تضادهای پنهان حکومت پهلوی 

حتی در درون ساختار وابسته به خود نیز، شاه تمایلی به تمرکز اقتدار در یک نهاد یا مرجع نداشت. ترجیح می‌داد مجاری متعدد و موازی برای پیشبرد امور ایجاد کند؛ امری که در حوزه‌ی نفت نیز مشهود بود.

به‌عنوان نمونه، مسائل بین‌المللی مرتبط با شرکت نفت، از جمله روابط با سازمان اوپک، نه از طریق شرکت نفت یا نخست‌وزیری، بلکه مستقیماً زیر نظر شاه و از طریق کانالی مستقل یعنی وزارت دارایی پیگیری می‌شد، بدون آن‌که دیگر مقامات عالی‌رتبه از این مسائل اطلاعی داشته باشند.

علم: نخست‌وزیر ابدا در جریان امور نیست!

اسدالله علم در یادداشت‌های خود، نمونه‌ای گویا از این وضعیت را نقل کرده است: نخست‌وزیر ابداً در جریان امور نیست. از جمله اینکه من امر شاهنشاه را ابلاغ کرده بودم که وزیر دارایی باید برای بردن پیام همایونی پیش ملک فیصل برود. نخست‌وزیر صبح وزیر دارایی را در فرودگاه دید. از او پرسید که شما برای چه به فرودگاه آمده اید؟ و او گفت برحسب امر همایونی و دستور وزیر دربار. نخست وزیر چقدر ناراحت بود و حق هم داشت. ولی چه باید کرد؟ خدا و شاه باید یکی باشد. هرچه زیردستان هم پست‌تر و مخذول‌تر، بهتر.

جمشید آموزگار در وزارت کشور هم مسائل مربوط به حوزه نفت را در اختیار داشت

پس از انتقال جمشید آموزگار از وزارت دارایی به وزارت کشور، وظایف مرتبط با حوزه نفت همچنان در اختیار او باقی ماند. گویی مسئولیت‌های دولتی نه به جایگاه حقوقی افراد، بلکه به اشخاص حقیقی و مورد اعتماد شاه وابسته بود.

این شیوه‌ی حکمرانی شخصی، فضا را برای تصمیم‌گیری‌های غیرشفاف و تأمین هزینه‌های خارج از مأموریت‌های رسمی، فراهم می‌کرد. شرکت ملی نفت ایران – که می‌بایست به‌عنوان یک نهاد تخصصی عمل کند – عملاً در مواردی نقش تأمین مالی طرح‌هایی نامربوط را ایفا می‌کرد.

رئیس وقت بانک مرکزی، نمونه‌ای از این روند را چنین شرح می‌دهد: [در اواخر دولت هویدا] یک فکری کرده بودند که خود دولت یک دفتری داشته باشد در خارج و بیاید در بازار سهام وارد بشود. بعد برای این کار آمدند برادر آقای هوشنگ انصاری، سیروس انصاری، ایشان را آوردند و برایش یک دفتری در واشنگتن به‌وجود آوردند. سالی یک میلیون دلار حق‌الزحمه به ایشان می‌دادند، از طریق شرکت نفت. یعنی ایشان قراردادش با شرکت نفت بسته شد. کارهایی که انجام می‌داد برای وزارت امور اقتصادی و دارایی بود ولی برای اینکه این رابطه بین دو برادر ظاهر نشود که ایشان برادر هوشنگ انصاری [وزیر دارایی وقت] است، این را صلاح این طور دیده بودند که این از راه شرکت نفت بشود .

بیشتر بخوانید: هویدا می‌گفت: نخست‌وزیر واقعی عکس روی دیوار است!

آقای اقبال شدند رئیس شرکت نفت. هرروز پول به این بده به اون بده. آخه شرکت می‌شه؟ شرکت تجارتی؟ صبح تا شب یک میلیون به این بده یک میلیون به آن بده، آخه یعنی چه این ؟

مروری بر ارتش، سیاست خارجی و نفت

هویدا خودش به من گفت، «شاه خیلی خوشحال است [از نحوه صدارت من]. راضی است از من.» یعنی پی برده که می‌تواند یک عده از امور را جز وزارت خارجه و وزارت جنگ را، امور مملکتی را واگذار کند به هویدا . با فکر راحت، بنشیند فکر روابط بین‌المللی که می‌خواست. به گفته هویدا، شاه مایل بود نخست‌وزیر باشد. یعنی شغل نخست‌وزیری بازی کند، نه شغل سلطنت .

در میان امور حاکمیتی، سه حوزه‌ی نظامی، سیاست خارجی و نفتی از اهمیت و علاقه‌ی ویژه برای شاه برخوردار بودند. نحوه‌ی اعمال سلطه‌ی او در هر سه حوزه، به‌روشنی در تعارض با اصول مشروطیت، قانون اساسی و بوروکراسی قرار داشت. نه‌تنها برای مجلس نقشی در نظارت بر این امور قائل نبود، بلکه حتی دولت و نخست‌وزیر را نیز عملاً کنار گذاشته و شخصاً مدیریت این حوزه‌ها را بر عهده گرفته بود. این شیوه‌ی حکمرانی، نه در خفا بلکه به‌صورت آشکار و با تأکید مکرر بر نقش «فرمانده» صورت می‌گرفت.

الگوی مدیریتی او بر محور تصمیم‌گیری فردی و ارتباط مستقیم با مجریان بنا شده بود. شاه با دور زدن نهادهای اداری و بی‌اعتنایی به ساختارهای بوروکراتیک، اقتدارهای میانی و نهادی را تضعیف می‌کرد. ایجاد مجاری موازی و حذف هرگونه اختیار مستقل، به شکلی هدفمند از شکل‌گیری اقتدارهای مستقل در درون دولت جلوگیری می‌کرد و مقامات حکومتی را صرفاً به مجری اوامر سلطنتی تنزل می‌داد.

TAGGED:محمدرضا پهلوی، مشروطه،
Share This Article
تلگرام تریدز ایمیل لینک را کپی کنید چاپ
Previous Article بحران مسکن در ایران دماسنج ملتهب مسکن
Next Article رویکرد ترامپ؛ بازگشت به فشار حداکثری به جای جنگ؟ هنوز برای قضاوت زود است!
بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تصویر تبلیغ

تازه‌ترین مطالب منتشر شده

افزایش شمار اَبرثروتمندان تصویر برابری‌خواهانۀ سوئد را به چالش کشیده و به جدال‌های سیاسی دامن زده است
پنجره
۲۹ مهر ۱۴۰۵
کتاب نیم قرن تجربه و خاطره
خاطرات عزت‌الله سحابی؛ جزوه تحلیلی نهضت آزادی
پنجره
۲۹ مهر ۱۴۰۵
میانجی‌ها تقلا می‌کنند اما سایه نبرد بزرگ است که هر روز پررنگ‌ می‌شود
تیتر سیاست خارجی
۲۹ مهر ۱۴۰۵
سدی بر مسیرِ نقدینگی؛ چرا کُندکردنِ سرعتِ گردشِ پول تورم را حذف نمی‌کند و فقط آن را به تعویق می‌اندازد
اقتصادی
۲۸ مهر ۱۴۰۵
حسین علایی
حسین علایی؛ آزادی سوسنگرد پس از چهار روز
پنجره
۲۹ مهر ۱۴۰۵
تدارک نبرد نهایی با ایران؛ راز چرخش ناگهانی ترامپ به سوی نتانیاهو
سیاست خارجی
۲۹ مهر ۱۴۰۵
آیا شبکه‌های اجتماعی جای انجمن‌ها را گرفته‌اند؟
جامعه مدنی
۲۷ مهر ۱۴۰۵
شمایل نبرد سوم؛ تمرکز آمریکا بر مرزها و تمرکز ایران بر اسراییل
سیاست خارجی
۲۸ مهر ۱۴۰۵
کتاب نیم قرن تجربه و خاطره
خاطرات عزت‌الله سحابی؛ موضع نهضت آزادی در مورد انتصاب آقای عباس امیرانتظام در دولت موقت
پنجره
۲۷ مهر ۱۴۰۵
امام موسی صدر و محرومان شیعه لبنان
پنجره
۲۷ مهر ۱۴۰۵
جهان ایرانی
جهان ایرانی
فرهنگی
۲۷ مهر ۱۴۰۵
چرخه ترور
هشدار درباره به راه افتادن چرخه ترور؛ اختلافات سیاسی نباید به برادرکشی و جنگ داخلی تبدیل شود
سیاست ایران
۲۶ مهر ۱۴۰۵
خبری از پایان هالیوودی نیست؛ جنگ ادامه خواهد داشت
سیاست خارجی
۲۷ مهر ۱۴۰۵
حسین علایی
حسین علایی؛ اشغال سوسنگرد
پنجره
۲۶ مهر ۱۴۰۵
حاجی واشنگتن، روایتی از فرهنگ سیاسی ایران و مواجهه با تجدد  
فرهنگی
۲۶ مهر ۱۴۰۵
از بازی لفظ تا بمب‌مادر
پنجره
۲۵ مهر ۱۴۰۵
کتاب نیم قرن تجربه و خاطره
خاطرات عزت‌الله سحابی؛ اشغال سفارت امریکا
پنجره
۲۵ مهر ۱۴۰۵
‍زلنسکی و معادله پیچیده پایان جنگ اوکراین
سیاست خارجی
۲۵ مهر ۱۴۰۵
خاطرات مارتین لوترکینگ؛ دوران کودکی و خانواده
پنجره
۲۵ مهر ۱۴۰۵
حسین علایی
حسین علایی؛ اشغال بستان (بخش پایانی)
پنجره
۲۵ مهر ۱۴۰۵
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ

نوشته‌های تازه

  • افزایش شمار اَبرثروتمندان تصویر برابری‌خواهانۀ سوئد را به چالش کشیده و به جدال‌های سیاسی دامن زده است
  • خاطرات عزت‌الله سحابی؛ جزوه تحلیلی نهضت آزادی
  • میانجی‌ها تقلا می‌کنند اما سایه نبرد بزرگ است که هر روز پررنگ‌ می‌شود
  • سدی بر مسیرِ نقدینگی؛ چرا کُندکردنِ سرعتِ گردشِ پول تورم را حذف نمی‌کند و فقط آن را به تعویق می‌اندازد
  • حسین علایی؛ آزادی سوسنگرد پس از چهار روز

آخرین دیدگاه‌ها

  1. اسماعیل در کودتای ۲۸ مرداد؛ اولین «دخالت بشردوستانه» در ایران
  2. اسماعیل در ارنستو چه‌گوارا؛ اولین ارتباط‌ها با شوروی،دیدار با فیدل کاسترو و پیوستن به جنبش انقلابی کوبا
  3. سلمان در از دیکتاتوری فردمحور تا دیکتاتوری متکثر
  4. 118 در تیم پنج نفره گروهک منحله دمکرات به صورت کامل متلاشی شد
  5. فرد منحله در تیم پنج نفره گروهک منحله دمکرات به صورت کامل متلاشی شد

شاید این مطالب هم برای شما جالب باشد

ایران در نشریه اکونومیست 2026
پنجره

ایران ۲۰۲۶: بازیگر حذف‌نشدنی ژئوپلیتیک

مهستان؛ فاطمه سادات مرتضوی در گزارش «ایران 2026 در آیینه اکونومیست» در روزنامه فرهیختگان مینویسد: اکونومیست در «جهان پیش‌رو ۲۰۲۶»…

1 Min Read
نقش جوانان در آینده ایران
پنجره

پشتیبانی از مطالبات و نقش جوانان در آینده ایران

مهستان؛ سرمایه انسانی، عظیم‌ترین ظرفیت توسعه متوازن و پایدار در هر جامعه‌ای است و جوانان، ارزشمندترین عنصر این سرمایه به…

11 Min Read
کتاب نیم قرن تجربه و خاطره
پنجره

خاطرات عزت‌الله سحابی؛ دستگیری محمدرضا سعادتی (بخش دوم)

مهستان؛ بلافاصله پس از دستگیری سعادتی مجاهدین با من تماس گرفته و خواستار آزادی سعادتی شدند. رابط مجاهدین در این…

2 Min Read
پنجره

تورمِ حذف‌گر

مهستان؛ محمد مالجو: صورت مسئلۀ اقتصاد ایران دیگر فقط تورم نیست. مسئله این است که تورم به چه سازوکاری برای…

6 Min Read
اخبار مهستان
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • خبرنامه
  • پیوندها
  • جستجو
  • RSS
Reading: مشروطه یا پهلوی؟ تضادهای حکومت محمدرضا پهلوی با نظامات مشروطه-۶-سهم شیر! بخش سوم
Share

کلیه حقوق محفوظ است.  طراحی: هنرپرداز .

Welcome Back!

Sign in to your account

Username or Email Address
رمز عبور

Lost your password?