مهستان؛ در آن هفدهمین عصر دلگیر پاییزی سال ۱۳۹۹ وقتی همایون فرزند شجریان بزرگ خبر از پرواز «خاک پای مرد ایران به دیار معشوق» داد به سختی میشد به فاصلهگذاری و حفظ پروتکلهای دوران همهگیری کووید فکر کرد.
چندین سال از خانهنشینی استاد بزرگ آواز و موسیقی ایران میگذشت و شنیدن خبر درگذشتش آنقدر نامحتمل نبود.
اما قطعا میل به انکار این اتفاق تلخ، در ناخودآگاه و حتی خودآگاه جمعی ایرانیان علاقمند به فرهنگ و هنر بر هر امر دیگری غالب بود و جمعیت در اطراف بیمارستان جم به سوگواری گرد آمدند.
اهل کوهنوردی میدانند که فتح هر قله واجد ارزش است اما فتح بلندترین قله در هر سلسله جبال کاریست سترگ.
و شجریان، بین قلل متعدد و ارزشمند موسیقی ایرانی، مرتفعترین است.
ارزش شجریان، ورای مرارتهایی که در راه آواز و موسیقی ایران تحمل کرد در منش و شخصیت او نهفته بود.
شجریان، خود، قدردان و قدرشناس هنر بود و این گوهر والا را بر سر هر کوی و بازار به حراج نگذاشت.
محمدرضا شجریان در تاریخ فرهنگ و هنر ایران، یکی بود و خوش به حال ملت و سرزمینی که در دامانش چنین نادرههایی را بسیار بپروراند.





