مهستان؛ در آن غروب آخرین روزهای تابستان خزانزده سال خاکستری ۸۸ وقتی خبر درگذشت پرویز مشکاتیان پخش شد، آنها که او را میشناختند یک جمله را مکرر کردند: «مشکاتیان دق کرد!» خیلی از اهالی فرهنگ و هنر و علاقمندان به موسیقی که تمام آن تابستان را دندان خشم بر جگر خسته خویش بسته بودند، بغضشان با شنیدن آن خبر هولناک شکست و خون گریستند.
مرگ پرویز مشکاتیان، پایان زندگی چهره فرهیختهای بود که با قطعات ماندگاری که در موسیقی ایرانی ساخت و سنتورنوازی و سهتارنوازی بیهمتایش صاحب نام بود و در هر محفلی که لب به سخن میگشود در قامت ادیبی سخنور اهل مجلس را مسحور خود میکرد. ساختهها و نواختههای بیشماری که از او به یادگار مانده تا ابد بخشی از میراث ماندگار موسیقی ایران هستند. نام پرویز مشکاتیان در کنار نامهایی چون حسین علیزاده، محمدرضا درویشی، محمدرضا شجریان، شهرام ناظری، داریوش پیرنیاکان، علیاکبر شکارچی و ناصر فرهنگفر روایتگر برشی از تاریخ ایران پسامشروطه است که موسیقی با جامعه به معنای واقعی بدهبستان داشت.
و مرگ مشکاتیان، نه یک اتفاق غمانگیز، که یک فاجعه بود.
سهراب اضطراب وطن بودی
Share This Article
بدون دیدگاه





