مهستان؛ مصطفی پهلوانی: لازم نیست اهل شهری از جنوب ایران باشی یا در تابستان به آنجا سفر کرده باشی تا بدانی در آفتاب خرماپزان این روزها، هر سایهای میتواند ماوایی برای فرار از گرما باشد.
با این حال، سایه یک دود غلیظ برای هیچکس جای خنکای یک نخلستان را نمیگیرد. به ویژه اگر حاصل حمله نظامی به لنجهای صیادی در اسکلهای کوچک باشد.
اصولا نیازی نیست خاطرهای از جنوب و جنوبیها داشته باشیم تا دلمان از عکس و فیلمهای جنگ در این روزها بلرزد.
جنوب شاید از مرکز ایران دور باشد، اما فرهنگ و هنر آن، چنان در ذهن تک تک ما جای گرفته که شادی را با رقص و موسیقی بندر ابراز میکنیم و غممان را با شروه مرهم میگذاریم.
همان فستیوال کوچه که همواره مورد هجمه تندروها قرار داشت و یک بار با فشار دولت وقت نیمهتمام ماند و بار بعد با انفجار عظیم در بندر رجایی، نقش موثری از درک امروزین جامعه از بوشهر و از جنوب دارد.
امروز که در جنگ جدیدی به سر میبریم، قضاوت بهتری میتوان داشت از خدمتی که برگزارکنندگان آن رویداد به امنیت ملی این کشور کردند؛ بیجهت نیست که صدای اعتراض و همدردی ایرانیان به تجاوز اخیر آمریکا، یکدستتر و هماهنگتر از دفعات پیش است.
صدای ضدجنگی که این بار از گروههای اجتماعی و سیاسی بیشتری شنیده میشود، مرهون تصویری است که هنرمندان شاخص خطه جنوب به ایران هدیه دادهاند.
این تصویر بر شکافهای عمیق اجتماعی و سیاسی ایران که این روزها بیش از وقت دیگری در تاریخ معاصر دیده میشود، غلبه کرده و همدلی و همبستگی فراموششدهای را در پراکندهترین روزهای یک ملت ایجاد کرده است.
این مهم تنها از عهدهی هنر برمیآید. این از بختیاری اهالی جنوب ایران یا به عبارت بهتر از بختیاری ماست که این خط ساحلی بلند ایران سرشار از مردان و زنانی است که با داستان و شعر و موسیقی، قلب و ذهن مردم را فتح کردهاند.
امثال ناصر تقوایی و امیر نادری در سینما، منوچهر آتشی در شعر، ابراهیم منصفی و مهدی یراحی در موسیقی و منیرو روانیپور، قاضی ربیحاوی و احمد محمود در داستان، با آثارشان همه ما را شهروند جنوب ایران کردهاند. این اتحادی است که از ادبیات و سینما و موسیقی نشات میگیرد و به مراتب از هر همگرایی دیگری عمیقتر و محکمتر است.





