مهستان؛ خاطرات سید حسین نصر: در سال۴۷ اولین مراسم انقلاب آموزشی در رامسر، راجع به آینده دانشگاهها در ایران انجام شد.
۱۰-۱۲نفر هم بیشتر دعوت نبودند،من هم جزو مدعوین بودم.
هویدا من را صدا زد و یک ورق کاغذ به من نشان که اسامی همه حاضرین در مراسم روی کاغذ بود.
دور اسم من دایره قرمز کشیده بودند. هویدا گفت این را میبینی؟شاه گفتند حتما نصر رییس یک دانشگاه بشود. تو یا به دانشگاه شیراز یا مشهد برو.
بیشتر از همین خاطرات بخوانید:رابطه با رضاشاه
من آن وقت فقط ۳۵ سالم بود. گفتم که در تهران این همه کار فرهنگی دارم و نمیخواهم بروم.
آن زمان آنقدر به شاه نزدیک نبودم که به او بگویم نمیخواهم رییس دانشگاه شوم.
مهدی سمیعی که رییس بانک کشاورزی بود و بعدها رییس سازمان برنامه شد را واسطه کردم که با هویدا صحبت کند، خودم هم با هویدا صحبت کردم، گفتم دانشکده ادبیات دانشگاه تهران۴۵۰۰شاگرد دارد که از دانشگاههای مشهد و شیراز تعداد دانشجوی بیشتری است، اگر اصرار دارید من رییس یک مرکز آموزشی بزرگ شوم دانشکده ادبیات دانشگاه تهران را به من بدهید.
خلاصه اینطور شد که وقتی پرفسور رضا رییس دانشگاه تهران شد من هم رییس دانشکده ادبیات شدم.
منبع: برگرفته از کتاب حکمت و سیاست
خاطرات سید حسین نصر





