مهستان؛ میگویند بیل کلینتون در راهروهای سازمان ملل اینپا و آنپا میکرد. منتظر بود که سید محمد خاتمی را ببیند و با او دست بدهد. خاتمی اما به دستشویی سازمان ملل رفته بود و در انتظار رفتن کلینتون بود. سال ۷۷، نطق پرشور خاتمی که جایی در تاریخ یافت. «من از ایران سرافراز آمدهام، به نمایندگی از ملتی پرآوازه» نطق خاتمی پرشور بود، روزگار جنون کمتری داشت و قرار بود نهادهای بینالمللی و سازمان ملل نقشی در نظم جهان بیابند، واقعیت سیاست در ایران اما خاتمی را به پنهان شدن از کلینتون واداشت.
ماکرون و جانسون در مقابل روحانی ایستاده بودند. دوربینهای خبری صحنهای را مخابره میکردند که در تاریخ ایران جایی یافت. اصرار برای دیدار ترامپ و روحانی. اصراری نزدیک به التماس. خندههای عصبی روحانی. تنها امید برای نجات برجام، برای نجات نظم جهانی برای نجات مذاکره. واقعیت سیاست حتی به دیپلمات جسوری مانند روحانی فرصت دیدار با ترامپ را نداد. برجام مرد، روحانی سرخورده از پاستور به خانه رفت.
مسعود پزشکیان عازم نیویورک است. در آشوبزدهترین روزهایی که جهان در ۴ دهه گذشته به خود دیده است. جنگ در اوکراین، کشتار در غزه، اشغال در فلسطین، جنگ در لبنان، جنگ در یمن، اروپای هراسناک از روسیه، آمریکای مهاجمشده زیر سلطه نومحافظهکاران، جنگ تجاری، رقابت جنونآمیز قدرتها و سرانجام جنگ در ایران. چشمانداز تاریک برای جهان و جهنم در خاورمیانه.
آمریکاییها از دیروز زمزمه در مورد احتمال دیدار ترامپ با پزشکیان را شروع کردهاند. روبیو که یار صمیمی اسرائیل است با همان لحن سرد نئوکانها از ایده این دیدار گفته است. با دست پس میزند و با پا پیش میکشد.
خبری در رویترز از قول یک منبع ایرانی از اختیارات تام هیئت ایرانی خبر داده است. از آمادگی ایران برای بحث در مورد جزئیات توافق و حتی چشمانداز بازگشایی تنگه هرمز ظرف ۷ روز.
کلمه اختیار تام در متن این خبر جلب توجه میکند. بهخصوص که روبیو در مورد اختیارات پزشکیان برای تصمیمگیری تردید کرده است.
رسانهها در مورد احتمال دیدار پزشکیان و ترامپ گمانهزنی میکنند. در تهران مهدی کروبی از رهبران جنبش سبز از پزشکیان خواسته از این دیدار ابا نداشته باشد و با ذکر خاطرهای از دوران ریاستش بر مجلس، تایید کرده که بدون هماهنگی با رهبر پیشین جمهوری اسلامی در سفر به نیویورک با سناتورهای آمریکایی دیدار کرده و مورد انتقاد قرار گرفته است.
اما واقعیت سیاست برای پزشکیان هم وجود دارد و این معادلات واقعی مانع از این دیدار است. بسیار بزرگتر و بیملاحظهتر از آنچه برای خاتمی و روحانی بود.
ترامپ قاتل رهبر پیشین جمهوری اسلامی است. قاتل کودکان میناب. تجمعکنندگان شبانه در تهران مدام فریاد انتقام سر میدهند. قالیباف که فرمانده جنگ هم بود بعد از تفاهم اسلامآباد با همین کلیدواژه انتقام زیر فشار محافل اصولگرایان رادیکال قرار گرفت. تازه او نه با ونس در مقابل دوربینها دست داده بود و نه عکسی در کار بود.
دیدار پزشکیان با ترامپ بسیار دور از انتظار است. چنین دیداری که ترامپ با توییتهای اغراقآمیز از آن خواهد نوشت بر وضعیت او در انتخابات موثر خواهد بود اما در تهران جهنم بر سر پزشکیان فروخواهد بارید. کاری که حتی نواصولگرایان هوادار قالیباف هم چندان از آن استقبال نمیکنند.
در مورد نتیجهبخش بودن آن هم تردیدها زیاد است. بسیاری جنگ ایران و آمریکا را واجد ریشههایی عمیق در اقتصاد سیاسی و حاصل برهمخوردن موازنه قوا در سطح منطقه و جهان میدانند که فعلاً چشماندازی برای پایان ندارد. البته بسیاری هم بر عاملیت سیاست و سیاستمداران در مقابل ساختارها تاکید دارند اما در غیاب چارچوب مشخص حتی دیدار با ترامپ هم کمفایده است.
مقامات ایران هم آشکارا و هم در پشت پرده باید نشان دهند که برای صلح آماده، صاحب اختیار و سخاوتمندند و البته که از تندروها در تهران هراس نداشته باشند.
دیدار ترامپ و پزشکیان حداقل تا این لحظه یک فانتزی رسانهای است که تکرارش بر هزینهها اضافه میکند بیآنکه تغییری در واقعیت سرد و سخت و تلخ سیاست ایجاد کند.
فرصت واقعی در نیویورک نه در دیدار با ترامپ که در مذاکرات فشرده آشکار و پنهان نهفته است. موضع اروپا را به قدر مقدور تعدیل کرد، با چین و روسیه به هماهنگی کامل تاکتیکی رسید و از شکاف میان قطر و عمان با عربستان و امارات بهره برد. بسا که بتوان سعودی را با امتیازات تاکتیکی از کنج رینگ بیرون کشید و به بازیگر صلح بدل کرد. حتی با مقامات دولت ترامپ گفتگو کرد.
واقعیت سخت و تلخ است اما واقعی است. شاید و فقط شاید کار واقعی به تحقق فانتزی هم منجر شود!
دیدار روسای جمهور ایران و آمریکا؛ از فانتزی رسانهای تا واقعیت سیاسی
Share This Article
بدون دیدگاه





