تصویر تبلیغ
اخبار مهستان
  • سیاست ایران
  • سیاست خارجی
  • فرهنگی
  • پنجره
  • اخبار راهبردی
  • اقتصادی
  • جامعه مدنی
Reading: اگر هیچ‌کس قرار نبود بفهمد…
Share
اخبار مهستان
جستجو
Follow US
کلیه حقوق محفوظ و متعلق است به اخبار مهستان
اخبار مهستان > فرهنگی > اگر هیچ‌کس قرار نبود بفهمد…
فرهنگی

اگر هیچ‌کس قرار نبود بفهمد…

۲۷ شهریور ۱۴۰۵
Share
دوست داری چه کاری انجام دهی؟
SHARE

مهستان؛ آیلین ایرانمنش: یک لحظه تصور کن از فردا هیچ‌کس قرار نیست بفهمد چه کار می‌کنی.
کسی قرار نیست بداند چه رشته‌ای می‌خوانی، کجا کار می‌کنی، چه لباسی می‌پوشی، با چه کسی رابطه داری یا آخر هفته‌ات را کجا گذرانده‌ای. حتی قرار نیست کسی موفقیت‌هایت را تحسین کند یا شکست‌هایت را قضاوت کند.
آن وقت چه؟
آیا باز هم همین رشته را انتخاب می‌کردی؟ همین شغل را می‌خواستی؟ همین سبک لباس پوشیدن را داشتی؟ همین آدم را برای رابطه انتخاب می‌کردی؟ و برای همان چیزهایی تلاش می‌کردی که امروز برایشان تلاش می‌کنی؟
ما معمولاً تصور می‌کنیم انتخاب‌هایمان کاملاً شخصی‌اند؛ اما انسان در خلأ تصمیم نمی‌گیرد. خانواده، دوستان، جامعه، فرهنگ و حتی تصویری که از «یک زندگی موفق» ساخته‌ایم، به شکل‌های مختلف روی انتخاب‌هایمان اثر می‌گذارند.
از کودکی یاد می‌گیریم که بعضی انتخاب‌ها «قابل افتخار» و بعضی دیگر «مایه‌ی نگرانی» هستند. بعدها این صداها در ذهنمان می‌مانند.
«رشته‌ای بخون که آینده داشته باشه.» «این کار برای تو خوب نیست.» «ببین فلانی به کجا رسیده.» «در این سن باید…» «اگر جای تو بودم…»
و کم‌کم ممکن است به جای اینکه بپرسیم «من چه می‌خواهم؟»، بپرسیم: «از من چه انتظاری می‌رود؟»
این همان جایی است که مرز بین «خود واقعی» و «خودی که برای دیگران ساخته‌ایم» می‌تواند مبهم شود.
در روان‌شناسی، نیاز به تعلق و پذیرفته‌شدن بخش طبیعی زندگی انسان است. ما دوست داریم دیده شویم، دوست داشته شویم و احساس کنیم به گروهی تعلق داریم. بنابراین توجه به نظر دیگران ذاتاً مشکل نیست. مسئله زمانی آغاز می‌شود که تأیید دیگران تبدیل به معیار اصلی ارزشمندی ما شود.

آن وقت ممکن است شغلی را انتخاب کنیم که بیشتر تحسین می‌شود، نه کاری که با علایق و توانایی‌هایمان هماهنگ است.

ممکن است دانشگاهی را انتخاب کنیم فقط چون اسمش برای دیگران مهم‌تر است.

ممکن است لباسی بپوشیم که دوستش نداریم، چون می‌ترسیم متفاوت به نظر برسیم.

ممکن است وارد رابطه‌ای شویم چون از تنها ماندن می‌ترسیم یا از تمام کردن رابطه‌ای بترسیم که مدت‌هاست دیگر شبیه چیزی که می‌خواهیم نیست.

حتی ممکن است در شبکه‌های اجتماعی تصویری از خودمان بسازیم که بیشتر از آنکه شبیه زندگی واقعی‌مان باشد، شبیه نسخه‌ای باشد که دوست داریم دیگران از ما ببینند.

برای اینکه خانواده به ما افتخار کند.
برای اینکه دوستانمان ما را موفق ببینند.
برای اینکه جامعه انتخابمان را تأیید کند.
یا حتی برای اینکه خودمان بتوانیم روزی به دیگران ثابت کنیم که «کم نیاورده‌ایم».

و شاید عجیب‌ترین قسمت ماجرا این باشد که بعد از مدتی دیگر متوجه نمی‌شویم کدام خواسته واقعاً از خودمان آمده و کدام را سال‌ها از دیگران شنیده‌ایم.
البته قرار نیست نتیجه بگیریم که باید همه‌ی نظرهای اطرافیان را نادیده بگیریم و فقط هرچه دلمان خواست انجام دهیم. هیچ انسانی کاملاً مستقل از جامعه نیست و بسیاری از انتخاب‌های ما طبیعی است که تحت تأثیر خانواده، فرهنگ و شرایط زندگی باشند.
مسئله، پیدا کردن تعادل است.
اینکه بتوانیم میان «چیزی که دیگران از ما می‌خواهند» و «چیزی که خودمان واقعاً می‌خواهیم» تفاوت بگذاریم. شاید لازم باشد گاهی از خودمان بپرسیم: اگر قرار نبود کسی بفهمد من چه رشته‌ای خوانده‌ام، آیا باز هم همین را انتخاب می‌کردم؟ اگر قرار نبود کسی درآمدم را بداند، آیا باز هم همین شغل را می‌خواستم؟ اگر هیچ‌کس قرار نبود عکس‌هایم را ببیند، آیا باز هم همین سبک زندگی را داشتم؟ اگر قرار نبود کسی رابطه‌ام را ببیند، آیا هنوز در آن می‌ماندم؟ و اگر هیچ‌کس قرار نبود درباره‌ی انتخاب‌هایم نظر بدهد، من واقعاً چه جور آدمی می‌خواستم باشم؟
شاید جواب این سؤال‌ها فوری پیدا نشود. شاید حتی بعضی جواب‌هایمان را دوست نداشته باشیم.
اما شاید شناختن همین فاصله، شروع مهمی باشد؛ فاصله‌ی میان زندگی‌ای که واقعاً می‌خواهیم و زندگی‌ای که فقط یاد گرفته‌ایم «باید» بخواهیم.
در نهایت، زندگی قرار نیست یک پروژه برای گرفتن تأیید از دیگران باشد. قرار نیست هر انتخابی را بتوانیم توضیح دهیم، ثابت کنیم یا به نمایش بگذاریم. بعضی انتخاب‌ها ممکن است برای دیگران عجیب باشند و در عین حال برای ما کاملاً معنادار.
شاید یکی از نشانه‌های رشد این باشد که کم‌کم بتوانیم بدون حذف شدن در نگاه دیگران، خودمان را ببینیم.
و شاید سؤال واقعی این نباشد که: «دیگران درباره‌ی زندگی من چه فکری می‌کنند؟»
بلکه این باشد: «اگر هیچ‌کس قرار نبود بفهمد، من چه زندگی‌ای را برای خودم انتخاب می‌کردم؟»

TAGGED:ضد بازی
Share This Article
تلگرام تریدز ایمیل لینک را کپی کنید چاپ
Previous Article ارنستو چگوارا ارنستو چه‌گوارا؛ بازداشت در مزرعه_مکزیکوسیتی
Next Article انتخابات کنست 2026 شکست نتانیاهو در انتخابات و باقی ماندن در نخست‌وزیری؛ شیطان هزار انگشت دارد!
بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تصویر تبلیغ

تازه‌ترین مطالب منتشر شده

مسئله بازار ارز
جیغ‌های بنفش ارزی غوغائیان؛ دل‌سوزی یا فریب افکار عمومی؟
اقتصادی
۱۵ مهر ۱۴۰۵
عربستان و تقلا برای باز نگاه داشتن باب‌المندب؛ گردبادی در دل طوفان
سیاست خارجی
۱۴ مهر ۱۴۰۵
زندانی کردن رسایی رویکرد موفقی برای کنترل تندروی نیست
سیاست ایران
۱۴ مهر ۱۴۰۵
تورم کالاهای اساسی
تورم طبقاتی؛ چرا فقیرترین دهک، تورمی به‌مراتب بیشتر از ثروتمندترین دهک تجربه می‌کند؟
اقتصادی
۱۴ مهر ۱۴۰۵
زمان شروع نبرد سوم؛ احتمالا بعد از انتخابات کنگره آمریکا
تیتر سیاست خارجی
۱۴ مهر ۱۴۰۵
نه ایران اول، نه آمریکا؛ آیا «ساعت اجرای مشترک» می‌تواند گره مذاکرات را باز کند؟
سیاست خارجی
۱۴ مهر ۱۴۰۵
سقراط و پرسش از معنای واقعی قدرت
پنجره
۱۴ مهر ۱۴۰۵
سومین جنگ علیه ایران؛ اسراییل در حال مهندسی ساعت صفر با بهانه تروریسم
سیاست خارجی
۱۴ مهر ۱۴۰۵
فوران قیمت دلار، بالا ماندن قیمت نفت؛ ایران و آمریکا در انتظار کم آوردن رقیب
سیاست خارجی
۱۴ مهر ۱۴۰۵
داستان کش‌دار انتخابات شوراها؛ در انتظار نخستین انتخابات جمهوری سوم
سیاست ایران
۱۴ مهر ۱۴۰۵
از رنج تا آزادی؛ اسپینوزا و مبارزه با شورهای اندوهناک
پنجره
۱۴ مهر ۱۴۰۵
از کابین فلای دوبی تا پایگاه فیرفورد؛ عملیات غافلگیرانه در جنگ روایت رسانه‌ای
سیاست خارجی
۱۴ مهر ۱۴۰۵
اصولگرایان رادیکال
رسایی در زندان؛ اصولگرایان رادیکال، نظام سیاسی، ایدئولوژی و کنترل
سیاست ایران
۱۴ مهر ۱۴۰۵
وقتی یک صنعت زمین می‌خورد، چه کسی را با خود می‌برد؟
اقتصادی
۸ مهر ۱۴۰۵
چالش اپوزیسیون اسرائیل؛ «صهیونیسم» خالص نتانیاهو را در قدرت نگاه می‌دارد
سیاست خارجی
۱۴ مهر ۱۴۰۵
خوراک ایرانی و سفره غم‌انگیز تنهایی
فرهنگی
۱۴ مهر ۱۴۰۵
هنوز به درک درست و مدرن از گردشگری نرسیده‌ایم
فرهنگی
۱۴ مهر ۱۴۰۵
آتشبار در تنگه هرمز؛ تشدید تنش «فعلا» تاکتیکی است
سیاست خارجی
۱۴ مهر ۱۴۰۵
سانسور
نمی‌توان مردم و اصناف را دسته‌بندی کرد
فرهنگی
۱۴ مهر ۱۴۰۵
وضعیت روابط چین و آمریکا؛ یک جفت پاندای سرگردان در جبهه‌های شعله‌ور
سیاست خارجی
۱۴ مهر ۱۴۰۵
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ
تصویر تبلیغ

نوشته‌های تازه

  • جیغ‌های بنفش ارزی غوغائیان؛ دل‌سوزی یا فریب افکار عمومی؟
  • عربستان و تقلا برای باز نگاه داشتن باب‌المندب؛ گردبادی در دل طوفان
  • زندانی کردن رسایی رویکرد موفقی برای کنترل تندروی نیست
  • تورم طبقاتی؛ چرا فقیرترین دهک، تورمی به‌مراتب بیشتر از ثروتمندترین دهک تجربه می‌کند؟
  • زمان شروع نبرد سوم؛ احتمالا بعد از انتخابات کنگره آمریکا

آخرین دیدگاه‌ها

  1. اسماعیل در کودتای ۲۸ مرداد؛ اولین «دخالت بشردوستانه» در ایران
  2. اسماعیل در ارنستو چه‌گوارا؛ اولین ارتباط‌ها با شوروی،دیدار با فیدل کاسترو و پیوستن به جنبش انقلابی کوبا
  3. سلمان در از دیکتاتوری فردمحور تا دیکتاتوری متکثر
  4. 118 در تیم پنج نفره گروهک منحله دمکرات به صورت کامل متلاشی شد
  5. فرد منحله در تیم پنج نفره گروهک منحله دمکرات به صورت کامل متلاشی شد

شاید این مطالب هم برای شما جالب باشد

فرهنگی

قمرالملوک وزیری عصیانگر استبداد رضاشاهی – ۲

مهستان؛ همانگونه که گفته شد، قمرالملوک وزیری در بزنگاه برآمدن استبداد کبیر رضاشاهی، بازتاب‌دهنده آثار منتقدان آن زمان بود؛ آن‌هم…

9 Min Read
خانعلی- مطهری
فرهنگی

روز معلم به رنگ خون جگر

مهستان؛ ۱۲ اردیبهشت در تقویم رسمی کشور، مزین به نام معلم است. در میان نسلی که در سالهای پس از…

5 Min Read
فرهنگی

بزرگ بود و از اهالی دیروز!

مهستان؛ حسین مطمئن‌زاده: اکبر عبدی را معمولاً با خنده به یاد می‌آوریم، اما اگر کمی دقیق‌تر به کارنامه‌اش نگاه کنیم،…

17 Min Read
سعدی
فرهنگی

ورقی از گلستان- شب اول

مهستان؛ یکی از ملوک خراسان محمود سبکتکین را به خواب چنان دید که جمله وجود او ریخته بود و خاک…

1 Min Read
اخبار مهستان
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • خبرنامه
  • پیوندها
  • جستجو
  • RSS
Reading: اگر هیچ‌کس قرار نبود بفهمد…
Share

کلیه حقوق محفوظ است.  طراحی: هنرپرداز .

Welcome Back!

Sign in to your account

Username or Email Address
رمز عبور

Lost your password?