مهستان؛ پنجم مهر ماه به نام روز گردشگری در تقویم ثبت شده است. صنعت گردشگری در ایران علیرغم همه پتانسیلهای پیدا و پنهان کشور و تلاشهای جسته و گریختهای که در بعضی مقاطع صورت گرفته است آنطور که باید و شاید رونق ندارد. این در حالیست که کشورهایی نظیر ترکیه و امارات متحده عربی در همسایگی ایران با اتکا به صنعت گردشگری خود درآمدهای فراوانی را روانه خزانههای ملی خود کرده و زمینه اشتغال صدها هزار نفر را در این صنعت فراهم آوردهاند. به مناسبت روز گردشگری با مهدی نوابی کارشناس و فعال گردشگری گفتگو کردیم.
نوابی درباره پتانسیلهای گردشگری ایران گفت: ما ایران را یک سرزمین دارای پتانسیل برای صنعت گردشگری میبینیم چراکه از تنوع اقلیمی خشک و بیابانی، کوهستانی و مرطوب و معتدل برخوردار است. این تفاوت اقلیمها باعث شده که ما با سرزمینی مواجه باشیم که تنوع بسیار زیادی دارد.
وی ادامه داد: در صنعت گردشگری یکی از شاخصههای پتانسیل داشتن یک سرزمین، همین مساله تنوع اقلیمی است. یعنی انسان وقتی به یک کشوری سفر میکند، بتواند در نقاط مختلف آن سرزمین تجربههای متفاوتی داشته باشد. ما از ساحل در جنوب تا جنگل در شمال و مناطق کویری در دشت مرکزی ایران را داریم که در هر یک از این نقاط پوششهای متفاوت جانوری و گیاهی را شاهدیم.
نوابی با اشاره به قدمت تاریخی و تنوع قومیتی در ایران اظهار داشت: علاوه بر این، پیشینه و سیر تاریخی و فرهنگی ما یک مولفه بسیار حائزاهمیت است که ایران را به عنوان یکی از شاخصهای تمدنی در دنیا از اغلب کشورها متمایز میکند. احتمالا همین موضوع، متاثر از تاریخ و جغرافیای ماست که سبب شده این تمدن پیوسته فرهنگی شکل بگیرد.
این فعال گردشگری یادآور شد: ما از دوره پیش از تاریخ تا دوره مادها، عیلامیها، هخامنشیان، ورود اسلام به ایران و دوره معاصر، آثاری داریم که نظیر آن در کمتر سرزمینی قابل مشاهده است. ضمن اینکه تنوع قومیتی ایران هم یک پتانسیل بالا برای گردشگری است و باعث شده ما شاهد زبانها، گویشها و خرده فرهنگهای متنوعی در ایران باشیم. درعینحال ما نوعی پیوستگی را در وجود این خرده فرهنگها میبینیم که یک کل بزرگتر به نام «ایران» را بالای سر خود میبینند.
نوابی با اشاره به تفاوت «جاذبه» و «مقصد» در ادبیات آکادمیک گردشگری گفت: تفاوت این دو یک مساله است و تبدیل شدن جاذبه به مقصد یک مساله دیگر. آیا ما جاذبههای زیادی داریم؟ بله. آیا این جاذبهها تبدیل به مقصد شدهاند؟ خیر!
وی افزود: در واقع تبدیل شدن جاذبه به مقصد در صنعت گردشگری فرآیندهایی را میطلبد که ما بتوانیم یک اثر تاریخی یا یک شهر مشخص را به مقصد گردشگری تبدیل کنیم. مقصد گردشگری مولفههای خودش را دارد؛ محل اقامت میخواهد، باید دسترسی پذیر باشد، جاده، ساختار مهمانپذیری و رستورانهای استاندارد داشته باشد و همچنین از امنیت و ایمنی مناسب برخوردار باشد. در نهایت، مارکتینگ (بازاریابی) و برندسازی از یک جاذبه گردشگری موجب ورود گردشگر به آن نقطه مشخص میشود. ما در بسیاری از نقاط ایران مجموعهای از پتانسیلهای گردشگری داریم که متاسفانه به حضور گردشگر نرسیده است. علاوه بر اینها، ما نیازمند یک نگاه کلان هستیم که گویا هنوز ضرورت آن را احساس نکردهایم.
این فعال گردشگری خاطرنشان کرد: در کشورهای مختلف جهان، گردشگری داخلی سهم بسزایی در این صنعت دارد؛ یعنی ۷۰ درصد از صنعت گردشگری کشورها به گردشگری داخلی اختصاص دارد و فقط ۳۰ درصد گردشگران را اتباع کشورهای دیگر تشکیل میدهند. توسعه گردشگری به این معنا نیست که من بستر را فقط برای حضور گردشگران غیرایرانی فراهم کنم که از جاذبههای گردشگری ایران بازدید کند و امکان ارزآوری برای کشور را فراهم نماید بلکه مجموعه سبد داخلی و خارجی ما – آنچنان که شایسته این منابع باشد – نبوده است.
نوابی با تاکید بر این که یکی از عوامل برآورده نشدن انتظارات ما از حضور گردشگران خارجی، مساله ایمنی و امنیت است، گفت: بسیاری از مسافران و گردشگران تحت تاثیر رویدادها، اخبار، حوادث و… قرار میگیرند و بنابراین با اولین اخبار ناگواری که از یک مقصد به آنها میرسد تعداد سفرها به آن نقطه کاهش مییابد. عاملی مثل جنگ در یک سال اخیر تاثیر بسزایی بر گردشگری داشته اما پیش از آن در شرایطی که ما در وضعیت عادی هم بودیم، آمار ورودی چندان مناسبی نداشتیم. ایران برای اغلب گردشگران جزو مقاصد ارزان است اما به نظر میرسد در کنار ایجاد و تقویت زیرساختها از جادهها و اقامتگاهها تا سرویسهای بهداشتی بین راهی، ما در مساله برندینگ و مارکتینگ با شرایط روز جهان همسو نشدیم.
وی ادامه داد: زمانی که یک مقصد میخواهد گردشگر را جذب کند باید «تصویر» مناسبی به او عرضه کند. وقتی شما کلمه پاریس را میشنوید یک تصویر در ذهنتان شکل میگیرد و با شنیدن کلمه دهلی تصویری دیگر. باید ببینیم این تصویر در ذهن گردشگر خارجی از ایران و تهران چگونه است. ما دنبال کدام گردشگران هستیم؟ آیا بازار ما فقط شهروندان کشورهای همسایه هستند یا میخواهیم از کشورهای غربی و شرقی هم گردشگر جذب کنیم؟ اینها همه برندینگ است. گردشگر در یک نمایشگاه جهانی چگونه میان ایران و یک مقصد گردشگری دیگر تمایز قائل میشود؟ مزیت رقابتی ایران با این تنوع اقلیمی با مقاصد دیگر چیست و چرا یک کشور همسایه میتواند مسافران بیشتری نسبت به ایران جذب کند؟
این فعال گردشگری با بیان اینکه مساله من سیاستهای کلان و حاکمیتی نیست بلکه درباره مارکتینگ در زمینه گردشگری صحبت میکنم، اظهار داشت: خاطرم هست در یک نمایشگاه گردشگری بینالمللی، یک ایرلاین از کشورهای همسایه غرفهای در نزدیکی یکی از ایرلاینهای مهم ایرانی داشت. این غرفه با یک برندینگ قابل توجه میتوانست یک تجربه بسیار جذابی را به مخاطب عرضه کند اما غرفه ایرانی یک کاتالوگ کاغذی به مخاطب ارائه میکرد. من اگر به عنوان یک مسافر عادی از این غرفهها بازدید کنم، تجربه مثبتی از مارکتینگ غرفه غیرایرانی میبینم و آن را به تجربه سنتی غرفه ایرانی ترجیح میدهم. اینجاست که نقش سوشال مدیا و فناوری در گردشگری دیده میشود. ما با این ابزارها میتوانیم در یک زمین بازی نسبتا عادلانه نقشآفرینی کنیم چراکه به صورت برابر در اختیار همه ما قرار دارد. چرا از آن استفاده نمیکنیم؟ چون به این درک درست و مدرن از دنیای گردشگری نرسیدهایم.
نوابی یادآور شد: شعار سازمان جهانی گردشگری برای سال جاری، هوش مصنوعی و گردشگری دیجیتال برای بازطراحی صنعت گردشگری است. احتمالا مخاطب این شعار کشورهایی مشابه ایران باشند که چگونه از هوش مصنوعی و فناوریها برای مارکتینگ و برندینگ به شروندان اقصی نقاط جهان استفاده کنند. این یک فرآیند کلی و یک زنجیره است که ما را به جذب گردشگر میرساند؛ نگاه کلی، زیرساخت، ایمنی، امنیت، مارکتینگ و برندینگ.
وی درباره تاثیر جنگ بر صنعت گردشگری در ایران گفت: زمانی که ما وارد یک درگیری و تنش از جنس جنگ میشویم، طبیعتا اثر خود را بر گردشگری در کشور ما خواهد گذاشت؛ هرچند اثر آن در دوره تنش بیشتر است و بعد از آن میتواند به حالت عادی بازگردد. در این موقعیت، وقتی یک گردشگر خارجی میخواهد برای بازدید از جاذبههای گردشگری به ایران بیاید با هشدارهای امنیتی مواجه میشود اما زمانی که تنشها فروکش کند این هشدارها از بین میرود. کنسولگریها، سفارتخانهها و وزارت خارجه کشورهای مختلف به شهروندانشان نسبت به شرایط جاری در ایران هشدار میدهند که طبیعتا بالاترین سطح هشدارهاست. ما که در ایران زندگی میکنیم، در این شرایط زندگی را ادامه میدهیم اما باید خودمان را جای فردی بگذاریم که میخواهد تصمیم بگیرد از آسیای شرقی به ایران بیاید یا نه. اتفاقا در ادبیات گردشگری مفهومی تحت عنوان بازیابی بعد از درگیریها وجود دارد. در این مقالات پایان درگیری و تنش به مثابه یک فرصت برای بازیابی فرصتهای گردشگری قلمداد میشود در این موقعیت، ما فرصت مناسبی برای معرفی ایران به عنوان یک مقصد مطلوب گردشگری در رسانههای دیجیتال، شبکههای اجتماعی و… داریم.
این فعال گردشگری با بیان اینکه ما شاهد گوناگونی و تنوع مسافران و گردشگران در نقاط مختلف دنیا هستیم، گفت: این تنوع به یک نمودار زنگولهمانند شباهت دارد که ۱۵ درصد سمت چپ ماجرا، طیف محافظهکار هستند که از ورود به شرایط تنشآلود اجتناب میورزند و گاهی حتی به ندرت از کشور خود و کشورهای همسایه خارج میشوند. حدود ۷۰ درصد مسافران، گردشگرانی هستند که مسافران عادیاند که منتظر میمانند تنش و درگیری خاتمه یابد و مقصد گردشگری خود را انتخاب کنند. حدود ۱۵ درصد مسافران هم ماجراجویی میکنند و کنجکاو هستند در این شرایط سفر کنند و اتفاقات را از نزدیک ببینند و لمس کنند.
وی تاکید کرد: ما در شرایط فعلی هم شاهد حضور توریستهای خارجی در ایران هستیم که یا از کشورهای همسایه هستند و شرایط ما را میدانند یا از کشورهای دورتر برای ماجراجویی و کنجکاوی آمدهاند. البته این حضور منفعت آنچنانی برای ما ندارد چرا که حتی برای اقامت هم هزینه خاصی نمیکنند و در کمپهای طبیعی اقامت میکنند.





