مهستان؛ هنگامی که دانشجویان خط امام، سفارت امریکا در تهران را به اشغال خود درآوردند، من در کردستان بودم و در آنجا از آن واقعه مطلع شدم.
هنگامی که به تهران آمدم مشاهده کردم که همه گروهها و احزاب این اقدام را مورد تایید قرار داده و به دانشجویان تبریک میگویند.
اما وقتی در جلسات شورای انقلاب شرکت کردم در آنجا مشاهده کردم که هیچ یک از اعضای شورا این عمل را تایید نمیکنند و با آن مخالفند.
موضع من از دیگران معتدلتر بود. من معتقد بودم که این عمل گرچه به معنی تجاوز به خاک امریکا محسوب میشود ولی چهعمل خوبی تلقی شود و چه اقدامی ناپسند، به هر حال خط ما را از امریکا جدا کرده و موجب میشود که از آن پس، نظام ما به دامان امریکا نیفتد.
ولی تمان اعضای شورای انقلاب با این عمل مخالف بودند. آقای مهدوی کنی سالها بعد از آن ماجرا در سال ۷۷ به موضوع مخالفت اعضای شورای انقلاب اشاره کرد.
ولی با این وجود هیچ یک از اعضای شورای انقلاب به طور علنی با اشغال سفارت امریکا مخالفت نمیکرد.
بیشتر از این خاطرات بخوانید: دستگیری محمدرضا سعادتی (بخش پایانی)
پس از اشغال سفارت، رمزی کلارک وزیر پیشین دادگستری امریکا که از رهبران حزب دموکرات محسوب میشد، به دلیل مواضع ویژهای که نسبت به ایرانیها داشت با مرحوم بهشتی تماس گرفت و قرار شد به منظور مذاکرات پیرامون این مساله به ایران بیاید.
وی به ترکیه آمد تا از آنجا راهی ایران شود اما مرحوم امام خمینی اعلام داشت که اگر کسی بخواهد در این رابطه به ایران بیاید، هواپیمای وی را مورد حمله قرار خواهیم داد.
به همین دلیل سفر رمزی کلارک لغو شد. این موضوع شاهدی بر این مدعاست که اعضای شواری انقلاب معتقد به حل ماجرا از طریق گفتگو و دیپلماسی بودند و مذاکره با امریکاییها را ممنوع نمیدانستند.
واقعه اشغال سفارت سرانجام منجر به پذیرش استعفای مهندس بازرگان از نخست وزیری از سوی امام شد. این سومین استعفای مهندس بازرگان بود. پیش از آن در تیرماه ۵۸ مهندس بازرگان استعفای خود را به رهبر انقلاب تسلیم کرده بود که از سوی امام مورد قبول قرار نگرفت و فقط منجر به آن شد تا روحانیون شورای انقلاب هر یک به عنوان معاون وزیر در وزاتخانهها به کار مشغول شدند. یکبار هم در شهریور ۵۸ مرحوم بازرگان استعفا داده بود که باز هم مرحوم امام خمینی موافقت نکردند. سرانجام بار سوم استعفای دولت موقت به رهبر انقلاب تسلیم شد که اینبار ایشان موافقت کردند. پس از آن مدتی کشور بدون دولت اداره میشد و طبعا شورای انقلاب اداره کشور را به دست گرفت.
برگرفته از کتاب نیم قرن خاطره و تجربه
خاطرات عزتالله سحابی





