مهستان؛ وقتی صحبت از فعالیتهای جامعه مدنی میشود، نخستین تصویری که برای بسیاری از مردم شکل میگیرد، کمک به خانوادههای نیازمند، جمعآوری کمکهای مالی یا حضور داوطلبان در زمان بحران است. این فعالیتها بخش مهمی از کار جامعه مدنی را تشکیل میدهند، اما همه آن نیستند. جامعه مدنی علاوه بر کمک به افرادی که با مشکلات اجتماعی روبهرو هستند، میتواند درباره علت شکلگیری این مشکلات پرسش کند، برای تغییر شرایط موجود راهحل پیشنهاد دهد و اجرای تصمیمات و تعهدات نهادهای مسئول را پیگیری کند.
تفاوت میان این فعالیتها صرفا در شیوه انجام آنها نیست، بلکه به نوع نگاه به مسائل اجتماعی باز میگردد. در یک رویکرد، هدف پاسخ دادن به نیاز فوری افراد است؛ در رویکردی دیگر، تلاش میشود شرایطی تغییر کند که آن نیاز را به وجود آورده یا تداوم بخشیده است.
برای شناخت بهتر نقش جامعه مدنی، باید چهار مفهوم مرتبط اما متفاوت را از یکدیگر تفکیک کرد: کمک خیریه، فعالیت داوطلبانه، کنشگری اجتماعی و مطالبهگری مدنی.
▪️کمک خیریه؛ پاسخ به نیازهای فوری جامعه
کمک خیریه یکی از شناختهشدهترین شکلهای مشارکت اجتماعی است. در این نوع فعالیت، افراد یا سازمانها منابع مالی، کالا یا خدمات خود را برای حمایت از کسانی اختصاص میدهند که با کمبود امکانات یا شرایط دشوار زندگی مواجهاند.
تأمین هزینه درمان یک بیمار، تهیه لوازم تحصیل برای کودکان خانوادههای کمدرآمد، توزیع مواد غذایی میان آسیبدیدگان یک بحران یا کمک به تأمین مسکن افراد نیازمند، نمونههایی از فعالیتهای خیریه هستند.
اهمیت این اقدامات، بهویژه در شرایط اضطراری، انکارناپذیر است. برای خانوادهای که پس از یک حادثه خانه خود را از دست داده، دریافت سرپناه و امکانات اولیه نمیتواند به زمان اصلاح سیاستهای عمومی موکول شود. همچنین کودکی که از امکانات آموزشی محروم است، به حمایت عملی در زمان حال نیاز دارد.
با این حال، کمک خیریه معمولا بر کاهش پیامدهای یک مشکل متمرکز است و لزوما به عوامل ایجادکننده آن نمیپردازد.
برای مثال، تأمین هزینه تحصیل چند کودک میتواند مانع ترک تحصیل آنها شود، اما بهتنهایی توضیح نمیدهد چرا گروهی از کودکان به دلیل وضعیت اقتصادی خانواده، فاصله جغرافیایی یا کمبود امکانات آموزشی در معرض ترک تحصیل قرار میگیرند.
این تمایز به معنای کماهمیت بودن خیریه نیست. مسئله آن است که کمکرسانی، بهرغم ضرورت و آثار مثبت خود، همیشه برای حل پایدار مسائل اجتماعی کافی نیست.
سازمان جهانی بهداشت در چارچوب مفهوم «تعیینکنندههای اجتماعی سلامت» تأکید میکند که وضعیت زندگی افراد تنها حاصل انتخابهای شخصی نیست، بلکه عواملی مانند درآمد، مسکن، آموزش، اشتغال و دسترسی به منابع و امکانات نیز در آن نقش دارند.
از این منظر، حمایت از فرد آسیبدیده ضروری است، اما کاهش پایدار آسیبهای اجتماعی به توجه همزمان به شرایط اقتصادی، اجتماعی و نهادی نیاز دارد.
▪️فعالیت داوطلبانه؛ تبدیل مشارکت فردی به مسئولیت اجتماعی
فعالیت داوطلبانه با کمک خیریه ارتباط نزدیکی دارد، اما مفهومی گستردهتر است. در حالی که کمک خیریه اغلب با اهدای پول یا امکانات شناخته میشود، در فعالیت داوطلبانه افراد زمان، دانش، تجربه یا تواناییهای خود را برای انجام کاری با منفعت اجتماعی اختصاص میدهند.
پزشکی که چند ساعت در هفته خدمات رایگان ارائه میکند، معلمی که در آموزش کودکان محروم مشارکت دارد، شهروندانی که برای پاکسازی یک رودخانه گرد هم میآیند یا افرادی که در زمان بحران به توزیع اقلام امدادی کمک میکنند، همگی میتوانند در چارچوب فعالیت داوطلبانه تعریف شوند.
البته فعالیت داوطلبی لزوما به معنای کمکرسانی مستقیم نیست. مشارکت در اداره یک انجمن محلی، گردآوری اطلاعات درباره مشکلات یک محله، آموزش حقوق شهروندی یا همکاری در برنامههای حفاظت از محیطزیست نیز میتواند شکلی از فعالیت داوطلبانه باشد.
گزارش سال ۲۰۲۲ برنامه داوطلبان سازمان ملل متحد با عنوان «ساختن جوامع برابر و فراگیر» نشان میدهد که داوطلبان فقط در ارائه خدمات نقش ندارند، بلکه میتوانند در شناسایی مسائل، تعیین اولویتهای محلی و شکلگیری تصمیمات عمومی نیز مشارکت کنند.
این گزارش بر اهمیت رابطه میان داوطلبان، جوامع محلی و نهادهای عمومی تأکید میکند و نشان میدهد که مشارکت داوطلبانه میتواند زمینه گفتوگو و همکاری میان شهروندان و نهادهای مسئول را گسترش دهد.
یکی از پیامدهای مهم فعالیت داوطلبانه، ایجاد ارتباط میان افرادی است که ممکن است در شرایط عادی فرصتی برای همکاری با یکدیگر نداشته باشند. چنین ارتباطاتی میتواند به افزایش اعتماد، گسترش شبکههای اجتماعی و تقویت توان جمعی برای مواجهه با مسائل مشترک کمک کند.
با این حال، داوطلب بودن بهتنهایی به معنای کنشگر اجتماعی یا مطالبهگر بودن نیست. فردی ممکن است سالها در یک مؤسسه خیریه فعالیت کند، بدون آنکه در زمینه تغییر سیاستهای عمومی یا پیگیری مسئولیت نهادها نقشی داشته باشد.
در مقابل، گروهی از داوطلبان ممکن است در جریان فعالیتهای خود متوجه شوند که حل یک مشکل از توان کمکهای فردی فراتر است. همین تجربه میتواند نقطه آغاز ورود آنها به عرصه کنشگری اجتماعی باشد.
▪️کنشگری اجتماعی؛ از مشاهده مشکل تا تلاش برای تغییر
کنشگری اجتماعی زمانی شکل میگیرد که افراد یا گروهها فراتر از پاسخ دادن به یک نیاز مشخص، برای تغییر یک وضعیت اجتماعی تلاش میکنند.
در اینجا پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که «چگونه میتوان به افراد آسیبدیده کمک کرد؟» بلکه این پرسش نیز مطرح میشود که «چه عواملی باعث شکلگیری یا تداوم این وضعیت شدهاند و چگونه میتوان آنها را تغییر داد؟»
برای روشن شدن تفاوت، میتوان به مسئله کودکان بازمانده از تحصیل اشاره کرد.
یک مؤسسه خیریه ممکن است هزینه تحصیل تعدادی از این کودکان را تأمین کند. گروهی از داوطلبان نیز میتوانند کلاسهای آموزشی رایگان برگزار کنند. اما کنشگران اجتماعی ممکن است در کنار این اقدامات، درباره دلایل بازماندن کودکان از تحصیل تحقیق کنند، تجربه خانوادهها را ثبت کنند، آگاهی عمومی را افزایش دهند و برای کاهش موانع آموزشی راهکار ارائه دهند.
کنشگری اجتماعی میتواند در حوزههای متنوعی مانند محیطزیست، حقوق افراد دارای معلولیت، سلامت عمومی، حقوق کودکان، فقر، تبعیض و دسترسی برابر به خدمات عمومی شکل بگیرد.
ابزارهای آن نیز متنوعاند؛ از پژوهش و تولید محتوای آموزشی تا برگزاری نشستهای تخصصی، گفتوگوهای عمومی، ایجاد شبکههای همکاری و اجرای پویشهای اجتماعی.
نکته مهم آن است که کنشگری اجتماعی الزاما به معنای تقابل با نهادهای رسمی نیست. کنشگران ممکن است با دستگاههای اجرایی، دانشگاهها، متخصصان و بخش خصوصی همکاری کنند یا نسبت به عملکرد آنها نقد داشته باشند.
وجه مشترک این فعالیتها، تلاش آگاهانه برای تغییر شرایط اجتماعی است.
در ادبیات جامعه مدنی، چنین فعالیتهایی اغلب ذیل مفهوم «حمایتگری» یا Advocacy نیز بررسی میشوند. حمایتگری به معنای تلاش سازمانیافته برای جلب توجه عمومی و تأثیرگذاری بر تصمیمات و رویههایی است که با یک مسئله اجتماعی ارتباط دارند.
با این حال، همه کنشگریهای اجتماعی مستقیما متوجه سیاستگذاران نیستند. برای نمونه، یک پویش اجتماعی ممکن است صرفا با هدف تغییر نگرش عمومی نسبت به افراد دارای معلولیت یا کاهش رفتارهای تبعیضآمیز شکل بگیرد.
این ویژگی، کنشگری اجتماعی را از مطالبهگری مدنی متمایز میکند؛ هرچند در عمل مرز میان آنها همیشه کاملا روشن نیست.
▪️مطالبهگری مدنی؛ پیگیری مسئولیتها و حقوق عمومی
مطالبهگری مدنی را میتوان یکی از شکلهای مشخص کنشگری اجتماعی دانست که بر پیگیری حقوق، تعهدات و مسئولیتهای نهادهای تصمیمگیر و ارائهدهندگان خدمات عمومی تمرکز دارد.
در مطالبهگری، مسئله صرفا آگاه کردن جامعه از وجود یک مشکل نیست. هدف آن است که موضوع به خواستهای مشخص، مستند و قابل پیگیری تبدیل شود.
برای مثال، اگر در منطقهای امکانات عمومی برای تردد افراد دارای معلولیت مناسب نباشد، یک گروه داوطلب ممکن است برای کمک به رفتوآمد این افراد فعالیت کند. کنشگران اجتماعی نیز میتوانند درباره مشکلات دسترسپذیری اطلاعرسانی کنند.
اما یک تشکل مطالبهگر میتواند با بررسی قوانین، استانداردهای فنی و تعهدات دستگاههای مسئول، اصلاح معابر و ساختمانهای عمومی را درخواست کند، پیشنهادهای مشخص ارائه دهد و روند اجرای اقدامات را پیگیری کند.
در این مرحله، موضوع از کمک به افراد برای عبور از یک مانع، به پیگیری رفع آن مانع در سطح عمومی گسترش پیدا میکند.
بانک جهانی در ادبیات مربوط به «پاسخگویی اجتماعی» (Social Accountability)، بر نقش شهروندان و سازمانهای جامعه مدنی در نظارت بر خدمات عمومی، ارزیابی عملکرد نهادها و مطالبه پاسخگویی از مسئولان تأکید کرده است.
بر اساس این رویکرد، مشارکت شهروندان میتواند از مسیرهایی مانند ارائه بازخورد درباره کیفیت خدمات، بررسی اطلاعات عمومی، مشارکت در برنامهریزی، گفتوگو با تصمیمگیران و ارزیابی اجرای برنامهها صورت گیرد.
یکی از ویژگیهای مهم مطالبهگری مؤثر، تبدیل نارضایتی عمومی به درخواستهای روشن و قابل سنجش است.
برای مثال، بیان اینکه «وضعیت مدارس یک منطقه مناسب نیست» میتواند آغاز توجه به یک مسئله باشد، اما برای پیگیری نهادی کافی نیست. در مقابل، مشخص کردن تعداد مدارس فاقد امکانات ضروری، مستندسازی مشکلات، شناسایی دستگاه مسئول و درخواست برنامه زمانبندیشده برای رفع کمبودها، مطالبه را به موضوعی مشخص و قابل ارزیابی تبدیل میکند.
مطالبهگری مدنی همچنین به پیگیری مستمر نیاز دارد. ارائه یک درخواست یا انتشار یک گزارش، لزوما به معنای پایان فعالیت نیست. بررسی پاسخ نهاد مسئول، ارزیابی اقدامات انجامشده و اطلاعرسانی درباره نتایج نیز بخشی از این فرایند محسوب میشود.
در این میان، مطالبهگری نباید به جای صدای گروههایی بنشیند که موضوع مطالبه درباره زندگی آنهاست. مشارکت مستقیم افراد ذینفع در شناسایی مسائل، تعیین اولویتها و ارزیابی راهحلها، یکی از معیارهای مهم فعالیت مدنی مشارکتی است.
شری آرنستاین، پژوهشگر برنامهریزی شهری، در مقاله شناختهشده «نردبان مشارکت شهروندی» که سال ۱۹۶۹ منتشر شد، توضیح میدهد که همه شکلهای مشارکت شهروندان به یک اندازه امکان اثرگذاری بر تصمیمات را فراهم نمیکنند.
در چارچوب تحلیلی او، تفاوت مهمی میان اطلاعرسانی یکطرفه، مشورت با شهروندان و مشارکت واقعی آنها در تصمیمگیری وجود دارد. این نگاه یادآوری میکند که شنیدن صدای مردم زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که امکان تأثیرگذاری آنان بر تصمیمات نیز فراهم باشد.
▪️آیا جامعه مدنی باید از خیریه به مطالبهگری برسد؟
اگرچه میتوان از کمک خیریه تا مطالبهگری مدنی یک مسیر مفهومی ترسیم کرد، نباید این فعالیتها را مراحل اجباری رشد یک سازمان یا درجاتی از ارزشمندی تلقی کرد.
یک سازمان امدادرسان ممکن است آگاهانه تصمیم بگیرد تمام توان خود را بر خدمات فوری در بحرانها متمرکز کند. یک انجمن تخصصی نیز ممکن است از ابتدا با هدف پیگیری حقوق یک گروه اجتماعی شکل گرفته باشد. هیچیک برای اثبات هویت مدنی خود ناگزیر نیستند همه کارکردهای دیگر را بر عهده بگیرند.
در واقع، این چهار حوزه بیش از آنکه مراحل متوالی و جایگزین یکدیگر باشند، کارکردهایی مرتبط و مکملاند.
کمک خیریه میتواند از شدت رنج و محرومیت در زمان حال بکاهد. فعالیت داوطلبانه ظرفیت انسانی و اجتماعی لازم برای پاسخ به مسائل مشترک را فراهم میکند. کنشگری اجتماعی به شناخت مشکلات و تغییر نگرشها و شرایط کمک میکند. مطالبهگری مدنی نیز میکوشد مسئولیت نهادها، اجرای تعهدات و اصلاح رویهها را به موضوع پیگیری عمومی تبدیل کند.
برای نمونه، در مواجهه با آسیبهای ناشی از سیل، کمکرسانی فوری برای تأمین غذا، پوشاک و سرپناه ضروری است. داوطلبان میتوانند در امدادرسانی و بازسازی مشارکت کنند. کنشگران اجتماعی ممکن است درباره تخریب محیطزیست، ساختوساز در مناطق پرخطر یا میزان آمادگی جوامع محلی تحقیق کنند. تشکلهای مطالبهگر نیز میتوانند اجرای ضوابط ایمنی، شفافیت در تخصیص منابع و برنامههای کاهش خطر را پیگیری کنند.
هیچیک از این فعالیتها بهتنهایی جای دیگری را نمیگیرد.
گزارش سازمان جهانی بهداشت درباره نقش جامعه مدنی در تعیینکنندههای اجتماعی سلامت نیز بر همین گستردگی کارکردها تأکید دارد. بر اساس این گزارش، سازمانهای جامعه مدنی میتوانند هم در ارائه خدمات و هم در مشارکت جوامع محلی در تصمیمگیری و پیگیری عوامل ساختاری نابرابری نقش داشته باشند.
از سوی دیگر، مطالبهگری نیز بدون شناخت میدانی مسائل ممکن است از نیازهای واقعی مردم فاصله بگیرد. تجربه سازمانهای خدمترسان و ارتباط مستمر داوطلبان با جامعه محلی میتواند به دقیقتر شدن خواستهها و واقعبینانهتر شدن راهحلها کمک کند.
مسئله مهم دیگر، مسئولیتپذیری خود سازمانهای مدنی است. همانطور که این سازمانها میتوانند خواهان شفافیت و پاسخگویی نهادهای عمومی باشند، باید درباره منابع مالی، شیوه تصمیمگیری، انتخاب اولویتها و نتایج فعالیتهای خود نیز پاسخگو باشند.
همچنین لازم است تفاوت میان نمایندگی یک گروه اجتماعی و سخن گفتن به نام آن گروه مورد توجه قرار گیرد. فعالیت برای حقوق کودکان، افراد دارای معلولیت یا ساکنان یک منطقه، بهخودیخود به معنای برخورداری از نمایندگی تمام اعضای آن جامعه نیست.
جامعه مدنی زمانی میتواند نقش مؤثرتری ایفا کند که میان تجربه مستقیم مردم، دانش تخصصی، مشارکت داوطلبانه و سازوکارهای تصمیمگیری ارتباط برقرار کند.
بنابراین پرسش درباره مسیر جامعه مدنی، صرفا پرسش درباره عبور از خیریه به مطالبهگری نیست؛ بلکه درباره گسترش ظرفیت شهروندان برای شناخت مسائل مشترک، همکاری در حل آنها و مشارکت در تصمیماتی است که بر زندگیشان تأثیر میگذارد.
جامعه مدنی میتواند هم در کنار خانوادهای باشد که امروز به کمک نیاز دارد و هم درباره شرایطی پرسش کند که خانوادههای بیشتری را با همان مشکل روبهرو میکند. این دو نقش نه در برابر یکدیگر، بلکه در امتداد مسئولیت اجتماعی مشترک قرار میگیرند.





