مهستان؛ به دلیل اختلاف آراء بحث بسیار بالا گرفت و جلسه متشنج و مهندس بازرگان و دکتر سحابی متاثر شدند.
در این اثنا آقای هاشمی رو به پدر من و مهندس بازرگان کردند و گفتند اینقدر روی مجلس موسسان اصرار نکنید.
با حال و هوای امروز مملکت، من مطمئنم اگر انتخابات مجلس موسسان انجام شود، ۷۰ تا ۸۰ درصد اعضای آن را روحانیان تشکیل خواهند داد و محصول آن مجلس موسسان، یک قانون اساسی ارتجاعی خواهد بود که نتیجه آن پشیمانی و انگشت ندامت به دندان گرفتن خواهد بود.
این نظر آقای هاشمی را من نیز از جنبه مخالف آن مطرح کردم و عقیده داشتم که در صورت تشکیل مجلس موسسان، اکثریت آن را روشنفکران خواهند داشت و نتیجه مطلوب نخواهد بود.
بیشتر از این خاطرات بخوانید: تدوین قانون اساسی (بخش چهارم)
به هر صورت ترس من از روشنفکران و ترس آقای هاشمی از روحانیان غیرمبارز بود. تصمیم بر این شد اعضای شورای انقلاب نزد امام گرد هم آمده و نظر ایشان را جویا شوند.
در آن جلسه که اعضای دولت هم بودند بحثها تکرار شد. در نهایت آقای طالقانی پیشنهاد جدیدی مطرح کردند که تا حدی مرضیالطرفین بود.
ایشان مطرح کردند که چون عدهای از اعضای شورای انقلاب بدلیل طولانی شدت مدت بررسی قانون اساسی، با تشکیل مجلس موسسان مخالفند ما میتوانیم تعداد اعضای مجلس موسسان را کاهش دهیم و بجای ۱ نماینده به ازای ۱۰۰ هزار نفر جمعیت یک منطقه، برای هر یک میلیون نفر یک نماینده قرار دهیم.
در آن حالت ما یک مجلس ۳۷_۳۸ نفره تشکیل خواهیم داد که با سرعت بیشتری کار بررسی قانون اساسی را انجام خواهد داد.
پیشنهاد آقای طالقانی با مقداری جرح و تعدیل به این صورت که به ازای هر یک میلیون نفر جمعیت، ۲ نماینده تعیین شود مورد موافقت و تصویب حاضرین قرار گرفت…
برگرفته از کتاب نیم قرن خاطره و تجربه
خاطرات عزتالله سحابی





