مهستان؛ بررسی اقتصاد سیاسی اعتراضات روزهای اخیر در ایران نیازمند پژوهشهای دقیق و میدانی است.
از این رو هر تحلیلی در این مورد نمیتواند از گمانهزنی فراتر رود. تحلیل کوتاه حاضر یکی از همین گمانهزنیهاست.
دولت پزشکیان ارز وارداتی بسیاری از کالاها به جز اقلام اساسی را از تالار اول مرکز مبادله با نرخ حدود ۸۰ هزار تومان به تالار دوم منتقل کرده است.
تالار دوم بر مبنای عرضه دلار صادرکننده و تقاضای دلار واردکننده شکل گرفته و قیمت آن در روزهای اخیر مدام رشد یافته است. حتی امروز هم قیمت دلار در این تالار نسبت به روز قبل ۲ هزار تومان رشد کرده است.
چنین اقدامی به منزله حذف حاشیه سود بزرگی برای واردکنندگانی است که با ارز ارزان واردات این کالاها را انجام داده و بخش بزرگی از سود خود را از محل اختلاف نرخ ارز تامین میکردند.
پاساژ علاءالدین به عنوان مرکز فروش موبایل، بازار آهن شادآباد، بازار لالهزار به عنوان مرکز فروش لوازم الکتریکی مهمترین مراکزی هستند که در معرض این تغییر ناگهانی قیمت قرار گرفتهاند و از این رو شروع اعتراضات از این نقاط بوده است.
بالا رفتن و نوسان شدید قیمت ارز هم کسب و کارهای این بازارها را به شدت در معرض آسیب قرار میدهد. همزمان فشار مالیاتی بیشتر در بودجه در حالی که دولت حقوقهای زیر ۴۰ میلیون تومان را از مالیات معاف کرده، مزید بر علت شده است.
به همه این موارد باید رکود شدید حاکم بر اقتصاد ایران را هم افزود که کسب و کارها را به شدت متاثر کرده است.
این به معنی آن نیست که فشار معیشتی به سایر اقشار وارد نشده است و در اعتراضات سایر گروههای اجتماعی حضور ندارند. فقدان امکان مشاهده میدانی اعتراضات بر محدودیتهای تحلیل دامن میزند.
هر چه هست دولت با اجازه برای بالا رفتن نرخ ارز در تالار دوم نشان داده که فعلا در سیاستش مصمم است. همزمان نرخ ارز در بازار آزاد دو روز است که کم و بیش مهار شده است.
دولت مدعی است که درآمد حاصل از حذف نرخ ارز ترجیحی را صرف یارانه برای اقشار آسیبپذیر خواهد کرد. باید دید آیا طراحان این سیاست توان تحمل فشارها را خواهند داشت یا نه.





