پس روحی که به راستی دلباخته فلسفه است همواره در همین راه [رهایی از تن و دلبستگی به امور معنوی] پیش میرود نه آنکه چون به یاری فلسفه از بدی رهایی یافت، باز سر در پی خوشیها و هوسها بگذارد و دوباره خود را گرفتار سازد و مانند پنه لوپه [همسر اودیسه] آنچه به دستیاری فلسفه رشته است به دست خویش پنبه کند بلکه همه کوشش بر این است که از آلایش تن دور و فارغ بماند و راهی جز آنچه تفکر به او مینماید نپیماید و همواره در این حال بماند تا حقیقت پاک و خدایی را که بسی برتر از گمان و عقیده است رویت کند و غذایی جز آن نطلبد و همه عمر را بدین سان بگذراند و چون دم مرگ فرا رسد پس از جدایی از تن به آن جهان پاک و خدایی درآید و از همه بدیها و آلایشهای زمینی رهایی یابد. روحی که با چنین غذایی پرورش یافته است عجب نخواهد بود اگر کوچکترین بیمی نداشته باشد از اینکه مبادا پس از جدایی از تن بادش ببرد و نابود گردد.
#فلسفه_آخرشب
فایدون؛ افلاطون؛ لطفی





